مشارکت های مکتوب . . .

" پیچیدگی درمان اعتیاد؛ یادداشت مسافر "

درمان اعتیاد بی‌شک يكي از مشكلات بشر در قرن حاضر اعتياد است و در اين راستا كشوري را نمی‌توان يافت كه از اين پديده شوم اجتماعي آسيب نديده باشد.

هر روز هزاران نفر از جوانان اين مرز و بوم در مناطق پرت يا زير پل‌ها جان به جان‌آفرین تسليم می‌کنند و تا زماني كه سود سرشاري از خريد و فروش مواد مخدر به دست می‌آید روزبه‌روز وضعيت بدتر از گذشته خواهد شد. آن‌قدر سودهاي كلان در خريد فروش اين مواد خانمان‌برانداز وجود دارد كه بعد از آهن و فولاد مقام دوم را از نظر جلب سرمایه‌های كلان به دست آورده است.

كلمه معتاد از نظر ديد اجتماعي كلمه بسيار زشت و تنفرانگیزی به حساب می‌آید و معتاد به كسي اطلاق می‌شود كه هر روز يك يا چند نوع مواد مخدر را با هم مصرف نمايد. اما كلمه مسافر كه كلمه بسيار زيبا در فرهنگ ما است، به كسي اطلاق می‌شود كه به خواست و ميل دروني خود پس از قطع مواد وارد كنگره ٦٠ شود پس از انتخاب راهنما و تهيه نشرياتي چون چهارمقاله جهان‌بینی ١و ٢ شروع به آموزش می‌کند؛ كه داروي شفابخش يا ot توسط كلينيك هايي كه قبلاً توسط كنگره مشخص‌شده با نامه راهنما تهيه و طبق تجويز راهنما شروع به مصرف می‌کند.

در اينجا يك مسافر سفر خود را رسماً آغاز می‌نمايد، سفري .............
ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

بررسی اثربخشی انواع روشهای درمانی توسط پزشکان و مقایسه با کنگره 60

به منظور مقایسه اثربخشی روشهای درمانی و بررسی همبسته‌های روان‌شناختی (عزت نفس و مکان کنترل) در یک طرح آزمایشی 64 بیمار که به مرکز خود معرف شهرستان دزفول برای ترک اعتیاد مراجعه کرده بودند.


به‌طور تصادفی در 8 گروه درمانی:

شناخت درمانی

گروه درمانی

رفتار درمانی

دارو + گروه‌ درمانی

دارو + رفتار درمانی

دارو + شناخت درمانی

دارو درمانی

دارونما قرار گرفتند.

پیش از درمان و شش ماه پس از آزمودنیها به عنوان پیش‌آزمون و پس‌ آزمون، آزمون عزت نفس کوپر اسمیت و آزمون مکان کنترل راتر به عمل آمد. از نمودار ستونی برای مقایسه تغییرات عزت نفس افراد موفق در درمان و ناموفق در درمان گروههای هشتگانه استفاده شد.در تجزیه و تحلیل اطلاعات برای مقایسه اثربخشی روشهای درمانی از آزمون غیر پارامتریک Q کوکران بهره گرفته شده است و برای مقایسه عزت نفس و مکان کنترل بیماران در 8 گروه درمانی از آزمون تجزیه و تحلیل واریانس یکطرفه و همچنین برای مقایسه عزت نفس افراد ناموفق و افراد موفق در درمان از آزمون مستقل استفاده شد.نتایج نشان داد که بین اثربخشی روشهای مختلف درمان تفاوت معنی‌داری وجود ندارد. بین عزت نفس گروههای مختلف درمانی تفاوت معنی‌داری وجود نداشت، اما با 99 درصد اطمینان عزت نفس افراد موفق از عزت نفس افراد ناموفق در درمان بالاتر بود. همچنین نتایج نشان داد که بین مکان کنترل بیماران در گروههای هشتگانه تفاوت معنی‌داری وجود ندارد.

نتایج این پژوهش نشان می‌دهد که:

گروههای شناخت درمانی، گروه درمانی، دارو + گروه درمانی و دارو + شناخت درمانی هر کدام 50 درصد.

رفتار درمانی 5/37 درصد.

درمان ترکیبی داور + رفتاردرمانی 5/62 درصد.

دارو درمانی 25 درصد.

در درمان موفق بودند.

نتیجه گیری توسط اینجانب (مسافر میثم امیری):

پس نتیجه می گیریم که درمان در کنگره 60 که بوسیله موارد 50% ذکر شده در بالا:

شناخت درمانی (جهان بینی).

گروه درمانی (شرکت در جلسات و لژیون).

دارو + گروه درمانی (شربت OT + شرکت در جلسات و لژیون).

دارو + شناخت درمانی (شربت OT  +  جهان بینی).

صورت می پذیرد بهترین روش درمانی است.

با احترام؛ مسافر میثم امیری

منبع: روان‌شناسی «دانش و پژوهش در روانشناسی کاربردی» پاييز 1382 - شماره 17

مشارکت های مکتوب . . .

" برداشت من از CD فاضلاب های جوشان "


برای اینکه چشمه جوشان باشیم باید اطلاع و آگاهی داشته باشیم، دانایی به دو بخش دانایی و دانایی موثر تقسیم می شود.

دانایی یعنی آموزش، تفکر، تجربه

دانایی که در کنگره است دانایی عام یعنی علم زندگی کردن.

اگر می خواهیم به آرامش و آسایش برسیم باید از زد ارزش ها دوری کنیم، آدم در هر شرایطی می تواند چشمه جوشان و رود خروشان باشد و تک تک آدم ها می توانند فاضلاب جوشان باشند.

وقتی که وارد کنگره می شویم هر چه داریم و هر که هستیم باید بیرون کنگره بگذاریم، کسانی که وارد کنگره 60 می شوند می آیند که روحشان شسته شود.

روش درمانی که در کنگره 60 است در هیچ کجای دنیا نیست.

برای تولید شربت OT زحمت ها کشیده شده تا داروی درمان راحت به دست کسانی که می خواهند به درمان برسند، برسد.

و من برای گرفتم شربت OT از کلینیک باید منظم و مرتب بروم تا همه متوجه شوند که یک مصرف کننده مواد مخدر یک انسان است و اعتیاد یک بیماری است.

این بود اولین برداشت من در کنگره 60 و انشاالله که توانسته باشم در کنگره 60 چیزی یاد بگیرم و انشاالله به درمانی که مدنظر کنگره 60 است برسم البته به کمک راهنمای عزیزم آقای حسن بابائی و برادر لژیونی هایم.

با احترام؛ مسافر موحد
لژیون آقای حسن بابائی (عشق، عقل، ایمان)

مشارکت های مکتوب . . .

" خلاصه سی دی مهندسی اعتیاد "

جناب مهندس دژاكام در مجله طب اعتياد به يافته هاي پژوهشي خودشان از جنبه هندسه ومهندسي اشاره مي كنند.

ايشان مي فرمايند: شنيده بودم سر در پاتوق يكي از دانشمندان يونان باستان نوشته بود‌‌ (هر كس هندسه نداند وارد نشود) و من امروز به اين نتيجه رسيدم كه هندسه در تمامي سطوح زندگي ما نقشي اساسي بر عهده دارد.

برداشت من از هندسه اين است:

حساب و كتاب، محاسبه ي دخل وخرج، برنامه ريزي، آينده نگري، انجام كار علمي، حرف حساب زدن كسي كه هندسه مي داند و با قوانين هندسه كار مي كند، مهندس نام دارد. امروز هندسه در تمامي علوم راه خود را باز كرده وراه گشاي گسترش آنها شده است، مانند مهندس صنايع، ساختمان، شيمي، پزشكي، ژنتيك، فضايي، كشاورزي و ده ها رشته ي ديگر، گويي مهندسي فضاي علوم را روشن كرده است.

بنابراين اگر ما اجازه بدهيم هندسه يا حساب و كتاب و يا مهندسي وارد جهان علمي اعتياد گردد، شايد بتوانيم به سر گرداني معتادان نيز ............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" متن کامل سی دی وادی دوازدهم "

«در آخر امر امر اول اجرا می‌شود»

بخش اول:

قصه این جوری شروع شد که در یک روزی، قسمت فیزیکی (جسم) انسان خلق شد و خداوند همه‌ی فرشتگانش را جمع کرد و گفت: من چنین موجودی خلق کردم و باید همه به این مخلوق من سجده کنید. و تنها شیطان سجده نکرد و گفت من از آتش هستم و او از خاک و سجده نکرد.

لحظه‌ای خداوند همه‌ی فرشتگانش را جمع کرد، پس جهان از آنجا آغاز نشده و قبل از آن هم بوده است و جهان خاکی هم بعداً به وجود آمده است. معلوم نیست کی شروع شده و  این گردهمایی کجا بوده است و این فقط یک پروسه‌اش است.

در این گرد همایی خداوند گفت: «من قرار دادم جانشینی». اولین سوالی که ساکنین پرسیدند: چه شخصی؟ کی؟ با چه اختیاراتی؟ قدرت مطلق پاسخ می‌دهد: آدم با تمام اختیارات کامل بر سرنوشتش.

(اختیار مهم‌ترین چیزی است که وجود دارد و خداوند آن را در انسان قرار داده است. اختیارات خیلی مهم است. چون ما هم اینجا کسی را مسئول می‌کنیم. حوزه‌ی اختیاراتش  و اینکه چه کارهایی می‌تواند انجان دهد خیلی مهم است)

ساکنین به خداوند می‌گویند: ما با تو مشکلی نداشتیم. همیشه بودی و هستی لازم نیست کس دیگری را انتخاب کنی. می‌خواهی کسی ...........
ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" آشنايی با برخی ابزارهای لازم برای رسيدن به خط پايان!!! "

براي رسيدن به خط پايان به چه ابزارهايي نياز است؟

قدرت جاذبه‌ای كه افراد را به كنگره و جلسات متمايل می‌کند، محبت است و در ادامه با آموزش‌های متوالي قدرت و معيار عقل به سنجش آموزه‌ها می‌پردازد و زمانی که مهر تأیید بر آن‌ها زد، به اين علم ايمان آورده و خود را مقيد به آن می‌داند.

اگر چه ابزارهاي فوق بايد سرلوحه افعال قرار گيرد، ولي بايد از اجزاء آن‌ها نيز دانش خود را افزايش دهيم، تا مبادا آنچه به عنوان جزئي از كل است را مخالف يا مغاير با آن بدانيم، لذا بدين منظور به ريز ابزارهاي زير اشاره می‌شود:

- خواسته: اين يك امر بديهي است كه تا زمانی که خواسته رهايي در شخص نباشد، در مسير درمان قرار نمی‌گیرد و اگر خواسته را در رأس ساير ريز ابزارها بدانيم، بيراه نمی‌باشد، بايد به اين امر توجه داشت كه اين خواسته بايد اولويت اول را داشته و قبل از هر خواسته‌ای قرار گيرد و همچنين نبايد مشروط باشد، مثل شخصي كه چون خواسته‌ای بنام ازدواج دارد، پس به فكر رهايي می‌افتد يا خانواده متعهد می‌شود در صورت رهايي، امكاناتي خاص را براي خود فرد فراهم كند.

- نظم: در اثر استفاده مواد مخدر سيستمهاي داخلي بدن و در نتيجه همه رفتارهاي شخص مصرف‌کننده دچار بی‌نظمی و اختلال می‌شود، لذا براي درمان لازم است با نظم بخشيدن به رفتارهايي مثل مصرف به موقع داروي درمان(OT)، حضور به موقع در کارگاه‌های آموزشي و لژیون‌ها، خواب به هنگام و بيدار شدن ............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" خلاصه ای از سی دی امواج "

یک گرم جرم یک انرژی فوق‌العاده ای عظیمی دارد که این مقدار می‌تواند آب دریای خزر را گرم کند. بعضی از موج‌ها قابل رویت نیستند، اما هستند.

موج‌هایی با طول کم و امواج سهمگین و خطرناک که گاهی حتی طول آنها به چندین متر و یا گاهی آنقدر عظیم (مثل سونامی) که هر چیزی که در سر راهش قرار می‌گیرد. نابود می‌کند.

در یا هنگامی که آرام است موجهای بسیار اما کوچک و با طول کم دارد. اما امواج سهمگین و خطرناک بسیار بزرگ و با تعداد کم است. قطعاً هر کجا که در یا باشد، هم موجهای کوتاه است و هم موجهای بلند نمی‌توان دریایی را پیدا کرد که همیشه آرام باشد. قطعاً موجهای سهمگین هم دارد.

دریا می‌تواند سمبلی از زندگی انسان‌ها باشد که هم موج کوتاه و هم بلند دارد. مثلاً زمانی که زندگی آرام است و همه چیز خوب پیش می‌رود.موجهای کوتاه است و زمانی که دعوا و درگیری و طلاق و ورشکستگی به وجود می‌آید همان موجهای بلند و سهمگین است. بنابراین همانطور که در دریا نمی‌تواند فقط موجهای آرام و کوتاه داشته باشد و از موجهای سهمگین در امان باشد. انسانی را هم نمی‌توانیم پیدا کنیم که در  زندگی‌اش فقط موجهای کوتاه و آرام باشد. این هم امکان‌پذیر نیست. ممکنه بین این موج‌های عظیم لحظه‌ای توقف داشته باشد اما این هم خیلی .............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" کابوس های شبانه "

کابوس دیدن‌های شبانه بیشتر در زمان مصرف مواد مخدر و در سفر اولی‌ها اتفاق می‌افتد اما در سفر دومی‌ها به ندرت دیده می‌شود.



شخص ممکن است بتواند با خوردن قرص‌های آرام‌بخش بخوابد و کمی احساس آرامش کند اما مانند جارو کردن خانه است یعنی مثل کسی است که خانه‌اش را جارو می‌کند و در پایان تمام آشغال‌ها را به زیر فرش می‌راند و فرش را روی آن می‌اندازد و زباله‌ها به خودی خود از بین نمی روند.

در سفر دومی‌ها کابوس می‌تواند معنای خاصی هم داشته باشد و ممکن است این خواب‌ها برای یادآوری باشد، مثلاً فردی که همیشه از چاقو می‌ترسد اگر در خواب ببیند که با چاقو به او آسیب می‌زنند یا او شخصی را با چاقو می‌کشد، برای یادآوری او از ترس است و می‌تواند با این خواب از ترس خود دور شود.

هر چیزی یک سپر محافظتی نیاز دارد تا از او محافظت شود؛ مانند کره زمین که دارای یک لایه محافظتی به نام اوزن دارد. انسان از نظر ما موجود است ناشناخته، در واقع این اطلاعاتی هم که وجود دارد در مقابل اطلاعاتی که هنوز کشف .............
ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" شور با شعور (دلنوشته ای از یک مسافر) "

من قبل از ورود به کنگره این دو کلمه باارزش را حس کرده و بارها خود درون آن قرار گرفته‌ام و می‌دانم شور یعنی چه شاید برای بعضی‌ها شور هنوز معنا ندارد.

شور یعنی هیجان و انقلابی که درون خود می‌بیند و می‌خواهد آن را بروز دهد برای بیان کردن خود یا جلب توجه دیگران را شور می‌گویند. مثلا" شخصی که به مراسمی می‌رود حال یا عروسی و یا عزاداری در آنجا می‌خواهد خود را نشان دهد اقدام به شور و بی‌شعور می‌کند یعنی در مورد حرکاتی که انجام می‌دهد تفکر نمی‌کند که یک ساعت در عزاداری به سر و سینه خود می‌کوبد بدون آنکه بفهمد برای چه کسی این حرکات را انجام می‌دهد همه این حرکات زاییده مواد مخدر یا الکل و یا محرک‌های دیگر است که شعوری در آن نیست فقط آن را انجام می‌دهد .............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" نكات كليدی وادی اول از نگاه يك مسافر !!! "

تفكر: حركتی است از يک مجهول به يك معلوم و يا حركت از يک مبدأ به مبدأ ديگر.

برای حركت در جهت تفكر، شناختن مجهول، دانایی، نقشه و ابزارهاي مورد نياز لازم می‌باشد.

به عنوان مثال اگر مجهول را خوب نشناسيم (يعني اگر اعتياد را مسموميت مزمن بدانيم) براي درمان اعتياد بايد سم زدايي كنيم و يا اگر اعتياد را بيماري رواني بدانيم براي درمان آن بايد به روان‌پزشک مراجعه كنيم و روان‌درمانی كنيم.

اين دانايي ناقص و داراي اشكال است، در كنگره 60 دانايي در زمينه اعتياد اين است:

اعتياد جايگزيني تدريجي مواد مخدر بيروني بجاي مواد شبه افيوني كه توسط غدد دروني بدن ترشح می‌شود و در سه وجه جسم، روان و جهان‌بینی در شخص ايجاد مشكل می‌کند.

بنابراين درمان آن: روش تدريجي (DST)، كاستن تدريجي ............


ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" دور زدن ممنوع "

اسم دور زدن که می‌آید یاد بچگی هام می‌افتم آن‌قدر دور خودم می‌چرخیدم تا به زمین بخورم و فکر می‌کردم اشیاء دور من می‌چرخد ولی بعدها فهمیدم توهم بود. کاملاً دور زدن به هر نحوی به خود شخص صدمه می زند. در یک صورت دور زدن خوبه آن هم دور زدن دشمن. به نظر من دور زدن یک نوع دروغ یا نقاب است. تو یک ماه دو ماه سفر بودم هر موقع راهنما می‌پرسید حالت چطوره؟ خوب سفر می‌کنی؟ می‌گفتم آره. اونم می‌گفت خدا را شکر انشاء الله که به آخر خط برسی. یواشکی می‌خندیدم و می‌گفتم اینو ببین هی می گه من می دونم کی خوب سفر می کنه و وادی‌های کنگره را رعایت می‌کند.

رفتم تو سه ماه سفر، یک روز بهم گفت تو هنوز به آخر خط نرسیدی برو هر موقع به آخر خط رسیدی بیا، صندلی کنگره را بیخود اشغال نکن. گفتم آخر خط؟ یعنی چی؟ گفت یعنی کسی که خواسته ترک داره و دنبال نشئگی نیست؛ تو هنوز نداری. گفتم من که کاری نکردم! گفت کردی یا نکردی دیگه بحث نکن. وقتی از کنگره بیرون آمدم تو خیابون که پا گذاشتم فهمیدم که یک سور به خر زدم. البته با عرض معذرت دور از جون همه. آخه پیش قاضی و ملق بازی. به خودم می‌گفتم ... ؛ خر باید جلوی تو لنگ بندازه. تو راه هی به خودم می‌گفتم ... ، ... ، ... به خر یک دفعه راه رو نشون بدن راست می یاد و راست میره ............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" دست و پنجه نرم کردن با زندگی "

با سه عنوان صبر، استقامت، آرامش روبرو هستیم. حال باید بدانیم آیا می‌توان این سه عنوان را که ریشه در دانایی و فهم شخص دارد را یکجا به عمل رسانیم. جواب این سؤال بر می‌گردد به همان دانایی و آگاهی زیرا هر که از دانایی و آگاهی برخوردار باشد می‌تواند این سه عنوان را سرلوحه قرار دهد.

حقیقتاً هر کس که این سه عنوان را سرلوحه زندگی خود قرار دهد یقیناً 90% می‌توان گفت موفق است چرا که با صبر است که می‌توان بهترین‌ها را برای خود انتخاب کرد. با استقامت است که می‌توان تجربه‌های زیادی پیدا کرد و با آرامش است که می‌توان از همه خوبی‌های جهان بهترین استفاده را کرد و لذت برد.

در مقابل سخت‌ترین مشکلات که می‌توان گفت زندگی سراسر با مشکل مواجه‌شدن است، پس با صبر است که می‌توان در برابر مشکلات بهترین راه‌حل‌ها را پیدا کرد. حال استقامت در برابر مسائل و مشکلات و سختی‌های زندگی. حال ممکن است استقامت در برابر بیماری  باشد که با آن دست و پنجه نرم می‌کنیم ..............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" خلاصه سی دی تحویل گرفتن فرماندهی (آقای مهندس دژاکام) "

تحویل گرفتن فرماندهی نکته بسیار حائز اهمیتی است. اصولاً انسان یک ماشین بسیار پیچیده، یک ابرکامپیوتر که به تصور نمی‌گنجد، یک تکنولوژی بالا، یک اندیشه یا تفکر یا هوش بالاست که نمی‌دانند چگونه انجام می‌گیرد و یک علامت سوال بزرگ در برابر هر انسان وجود دارد، ما واقعاً از انسان چیزی نمی‌دانیم! اگر بخواهیم متوجه شویم از انسان چقدر می دانیم یک مثال می‌زنم: بعضی از بزرگان اسم تمام این کهکشان‌ها را گذاشتند عالم اصغر، یعنی عالم کوچک و انسان را گذاشتند عالم اکبر، یعنی عالم بزرگ، ما اگر بخواهیم بدانیم از انسان چقدر می دانیم باید ببینیم از عالم اصغر چه می دانیم؟ (کهکشان‌ها، کرات، سیاره‌ها، آسمان) همین کهکشان خودمان که راه شیری است. فکر می‌کنم که صد هزار سال نوری طول بکشد که از اول کهکشان تا آخر آن را طی کنیم. (هر سال نوری برابر است با 365 روز را، با سرعت 300,000 کیلومتر در ثانیه طی کنیم) ما چیزی از عالم فضا نمی‌دانیم و همین طور از انسان و اگر عرفا و بزرگان چیزی می گویند یک چیزهائی فهمیده‌اند و بقیه آن مجهول است.

تمام حیوانات بچه آن‌ها در یک سالگی به بلوغ کامل می‌رسند. ولی بچه انسان پخمه‌ترین بچه می‌باشد! و دلیل آن سیستم پیچیده است. زمان زیادی می‌خواهد که این سیستم راه‌اندازی شود. (تفکر، راه رفتن، تعادل، مغز و ...) زمان می‌خواهد که راه‌اندازی شود. ما حاکم بر شهر وجودی خود هستیم. یعنی این سیستم درست‌ شده و فرماندهی آن به ما داده شده است ...............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" خلاصه سی دی شیر و موش (آقای مهندس دژاکام) "

جهان‌بینی کار کردن فلسفه نیست، جهان‌بینی دانستن مطلق روح، دنیاهای پس از مرگ و دنیاهای قبل از مرگ نیست، دانستن این‌ها لازم است اما تعریف جهان‌بینی این است: درست کردن یک غذای خوب، جمع کردن انسان‌ها و خانواده، رابطه صلح و دوستی در زندگی، دست برداشتن از دشمنی‌ها که مثل خوره ما را می‌خورد در زمان داشتن حس منفی ضربه اصلی به خودمان می‌خورد. جهان‌بینی یعنی مردم‌دار بودن، کسی را ضعیف نپنداشتن هر کسی ممکن است روزی به درد بخورد حتی یک بقال، هر چیزی که خار آید روزی به کار آید.

زدن برچسب و مارک به انسان‌ها زشت‌ترین و کثیف‌ترین کار است و 99% نادرست‌اند و گناه کبیره محسوب می‌شود. ایرج میرزا را شاعری بی‌اخلاق می‌دانند و این به دلیل چند شعر هزلی است که گفته است البته مردم هم خود مشکل‌دارند که فقط به آن چند شعر بسنده می‌کنند اما در واقع ایرج میرزا شاعری لطیف و خوب است ، می‌گویند که هنگامی که سخنرانی در مورد مطلب جدی و مهمی می‌خواهد صحبت کند نباید حرف خود را با جُک و شوخی شروع کند که در این صورت هر چقدر هم که سخنان بعدش بسیار جدی باشد اطرافیان دیگر به او گوش نمی‌کنند ..............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

غیبت کردن و یا در اصطلاح پشت سر شخصی به بدی سخن گفتن در حقیقت نوعی تخلیه اطلاعاتی محسوب میشود. در غیبت شخص غیبت کننده سعی در آن دارد که با دادن اطلاعات منفی درباره شخصی در حقیقت دیگران را با خود هم نظر کند. بنابراین این اطلاعات دارای هیچ بار مفیدی نخواهند بود و تنها به یک هدف انتقال داده می شوند و آن هدف هم نظر شدن دیگران با شخص غیبت کننده بر علیه شخصی که درباره او غیبت می شود است.

بنابراین اگر افراد به غیبت بپردازند طولی نخواهد کشید که اشخاص بسیاری دارای اطلاعات غلط و منفی درباره بسیاری دیگر خواهند بود!

به جرئت می توان گفت، مهم ترین کارکرد و اثر منفی غیبت «بی سازمانی اجتماعی» است. در علوم اجتماعی بی سازمانی اجتماعی چنین تعریف شده است: بی سازمانی اجتماعی به معنی در هم شکستن سازمان اجتماعی است که آن عبارت است از هر نوع یا هر میزان از تضعیف یا گسیختگی الگوهای روابط اجتماعی که براساس یک جامعه، مجمع یا هرگونه نظام اجتماعی تشکیل می

گیرد. به طور خلاصه بی سازمانی اجتماعی کاهش نفوذ قواعد موجود رفتار اجتماعی، بر روی تک تک افراد گروه می باشد.

بدین ترتیب به خوبی می توان قضاوت نمود که چگونه غیبت در جامعه اثر می گذارد و چه کارکرد منفی دارد؛ ارزش های دینی با تعیین الگوهای رفتاری، نوعی نظام هنجاری و الگوهای روابط جمعی را به وجود می آورند که در حقیقت شبکه ای سالم، گسترده و پویا از روابط جمعی است که همه افراد جامعه در درون آن شبکه گسترده، می توانند هنجارمند عمل کنند؛ الگوهای روابط خانوادگی و دوستی، نمونه عالی از نوع نظام هنجاری دینی است که غیبت این این الگوهای روابط اجتماعی را مختل می سازد و موجب بی سازمانی اجتماعی و حتی نابسامانی اجتماعی می شود. در این وضعیت افراد جامعه نمی دانند، چگونه با هم تعامل و ارتباط صحیح برقرار کنند، زیرا با رواج غیبت هیچ کس دیگری را قبول ندارد و اعتماد به همدیگر سلب می شود و از همین جا اثر دیگر غیبت در جامعه نمودار می شود که آن برهم زدن یا بی نظمی اجتماعی است.

 

بی نظمی اجتماعی برای هر اجتماع کوچک و بزرک از هم گسستگی را به ارمغان خواهد آورد و این کارکرد اصلی غیبت می باشد.

از هم گسستگی را به زبان کنگره ای میتوان داشتن حس های منفی درباره دیگر مسافران معنا کرد و همانطور که واقفیم داشتن حس های منفی یکی از موانع سفر دوم محسوب می شود.

کارکرد انرژی به عنوان توان انجام عمل بر کسی پوشیده نیست و این کاملا به خود شخص وابسته است که چه ماهیتی از انرژی را انتخاب کند.

 

 نویسنده: احسان رنجبر

مشارکت های مکتوب . . .

" وادی ششم از دیدگاه یک مسافر "

همین طور یکی از وجوه مشترک انسان و حیوان همان نفس است و لذا  نفس خواسته دارد یعنی ازهر چه که خوشش بیاید می‌خواهد، در واقع علت اینکه  انسان از جلوه‌های الهی می‌باشد و تجلی نور خداوند است و نه تجری ذات الهی در انسان، در همین نکته نهفته است  انسان هرچه از نور الهی متأثر باشد از وجود حق کسر نمی‌شود که به معنی تجلی اطلاق می‌گردد و این نور الهی مختص انسان است. تنها تفاوت فاحش بین انسان و حیوان و باعث برتری یافتن و رسیدن به کمال همین اختیار  است.

رفتار و پندار  و کلیه حرکات هر انسانی با فرمان عقل، در پس اندیشه و خواسته‌های مکرر نفس شکل می‌گیرد. ذهن هر شخصی فکر او را و در پس فکر  رفتار و همین رفتار او شخصیت و در نهایت سر نوشت را می‌سازند .وقتی گرفتار هواهای نفسانی برای لذت بردن از مصرف مواد مخدر شدیم چه عوارض و عواقبی را برای خود و اطرافیانمان به وجود آوردیم  همه برای نفس اماره بود.

آن قدر  در حال و هوای اعتیاد غرق بودیم که نمی‌دانستیم قبل از هر اقدامی باید اختیار نفس اماره را در دست بگیریم. عقل اشتباه نمی‌کرد اما عصیانگری نفس و تعلقات نفسانی زودگذر هیچ‌ کدام تحت فرمان عقل نبود. هر کدام راه خودشان را می‌رفتند. با اجرای این وادی که حکم عقل را امر به اجرا می‌کند برای قالب ریخته شده جسم نشان از فراگیری مراحل مختلف معرفت و خودشناسی در کنگره است. و لزوماً با اعمال همین وادی‌های انسان‌ساز است که یکی از اضلاع مثلث درمان (روان) در کنار جسم وجهان بینی کامل می‌شود.

تنها دانستن مراحل نفس اماره و لوامه و مطمئنه  کافی نیست بلکه با قدم‌های محکم  و با فرمان عقل سلیم و با کمک یک راه بلد مثل راهنما باید وارد گود شد. باید فرماندهی بلامنازع عقل را برای جسم اجرا کنیم باید با حرکت به صراط مستقیم  راه کمال را طی کرد در غیر این صورت جز تباهی و سیاهی  چیزی عاید نمی‌گردد.

مسافر رحمت

منبع: کنگره 60

مشارکت های مکتوب . . .

" حقیقت جای دیگری است؟ "

خداوند به جهت تکامل انسان جهانی‌ را به صورت هدفمند و هوشمند، با قوانینی مشخص و ثابت اما جاری خلق کرد، که انسان در آن چه راه خیر و چه راه شرّ را پیش بگیرد، در هر دو صورت به وی کمک خواهد شد. یافتن و آگاهی‌ از این قوانین و نحوه عملکردشان و نیز فهم و درک صحیح و نوع نگرش انسان به آن‌ قوانین و نحوه عملکرد خودش، در ادامه رستگاری و حال خوش و یا نابودی و بهم ریختگی‌اش را به دنبال خواهد داشت.

حال انسان از این قوانین چه آگاه باشد، چه نباشد، چه بفهمد، چه نفهمد، چه بخواهد بداند و چه نخواهد که بداند، این قوانین تأثیر خود را هم بر انسان و هم بر جهان هستی‌ خواهد گذاشت.

برخی‌ از این قوانین عبارتند از:

عدالت، تعادل، اضداد، زمان و ...

غیر از آگاهی‌ از قوانین جاری بر هستی‌، انسان باید شناخت و درک و فهم صحیحی نیز از خود داشته باشد، شناخت انسان از خود که شامل دو بخش جسم و نفس، و نحوه عملکرد آنها و تطبیق آنها با هستی‌ و قوانین آن‌ راه نجات انسان است. جسم و نفس در واقع دو بال انسان می باشند به جهت هدایت کردن انسان به سمت تکامل.

و هم جسم و هم نفس از یکدیگر تأثیر پذیرند. اما عمدهٔ مسائل و مشکلات انسان به بخش نفس به جهت پنهان بودن آن‌ بر می گردد. تعریفی‌ که کنگره از نفس ارائه داده است این است: نفس تشکیل شده از خواسته‌های معقول و .............

ادامه نوشته

" در هم تنیدگی امواج و تأثیرات دو سویه "

تمامی موجودات و هر آنچه در جهان می‌بینیم، اعم از جمادات، نباتات و حیوانات و انسان‌ها، همه و همه از به هم پیوستگی امواج به وجود آمده‌اند؛ و این امواج خاصیت فرستندگی و گیرندگی دارند، یعنی انسان زمانی که به یک درخت می‌نگرد، به دلیل وجود این خاصیت، از آن درخت در وی یک حسی القاء می‌شود و از آن تأثیر می‌گیرد. حتی اگر به یک تابلوی بی‌جان نقاشی از طبیعت، هم نگاه کند، از آن یک حس دریافت خواهد کرد که البته القای این حس با اینکه بتواند آن طبیعت را به طور زنده مشاهده کند، متفاوت است و دو اثر مختلف خواهد داشت.

پس تمامی موجودات هستی بر روی هم تأثیرگذار خواهند بود، همچنان که جناب مهندس می‌فرمایند: اگر یک پروانه در آفریقا بال بزند، ما این تأثیر را خواهیم گرفت.

اما نکته‌ای که وجود دارد این است که ما انسان‌ها در سرای خاک و در بستر زمان هستیم که به خاطر به وجود آمدن فضا و مکان است که پارامتری به نام زمان پدید آمده است.  پس این تأثیرات و عکس‌العمل ها را در بستر و گذر زمان کسب خواهیم نمود. به طور مثال اثر امواج بال زدن آن پروانه در همان لحظه‌ی بال زدن به ما نخواهد رسید، بلکه در طول زمان مشخص مثلاً یک ماه بعد، آن را دریافت خواهیم کرد؛ اما به طور یقین تأثیر آن را دریافت می‌کنیم ..............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" از مکان مصرف مواد تا رسیدن به جایی برای رهایی از اعتیاد "

سلام دوستان سجاد هستم یک مسافر.

روزی که برای اولین بار تریاک مصرف کردم، فکر کردم به یک ماده جادویی دست یافتم که می توانم با این ماده تمام مشکلات و گرفتاری ها را حل کنم. تا چند سال اول مصرفم به هیچ خیلی خوب بود یا فکر می کردم که خوب است و به هیچ وجه قبول نداشتم که یک معتاد و مصرف کننده شدم، چون اهل ورزش بودم تریاک را مرتب بعنوان دوپینگ استفاده می کردم و فکر می کردم که هر موقع دلم بخواهد می توانم ترک کنم و دیگر مصرف نکنم، اما یواش یواش آنقدر غرق در اعتیاد شدم که ورزشم از هفته ای سه روز به یک روز و در ادامه ماهی یک روز و در آخر هم ورزش را کاملا کنار گذاشتم، بعد از مدتی کشیدن دیگر جواب نمی داد و به خوردن تریاک و کشیدن هروئین روی آوردم، هر دفعه که ترک می کردم پس از مدت کوتاهی با مصرف بیشتر مجددا شروع می کردم.

با ترکهای مختلف از داروهای گیاهی، قرص و شربت، متادون و سقوط آزاد و کمپ ها اجباری گرفته تا هر راهی که دوستان یا آشنایان پیشنهاد می دادند بهره گرفتم، اما هر چه تلاش می کردم بیشتر گرفتار این مواد می شدم.

تا اینکه خدا خواست و بهترین راه درمان پیش روی من باز شد ..........
ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" گوشه ای از داستان زندگی مسافر سجاد رهجوی آقای حسن بابائی "

در این روزگار غریب کسانی هستند که اگر اسیر دیو اعتیاد نمی شدند امروز هیبت و صلابت آنها بر زبان ها بود، ولی صد حیف که این بلای خانمانسوز غیرت، همت و مردانگی را از وجودشان دور کرده است.

این بلای خانمانسوز دودمانم را بر باد داده است و خاکستر و خاک در خانه برجا گذاشته است.

همان بلایی که کانون بلا را به جای مهربانی و گرمی در خانه مان بنا نهاده بود.

امروز وقتی که در کوچه ای سرنگی آلوده به خون را در میان خس و خاشاک دیدم به ناگاه غمی سنگین وجودم را فرا گرفت.

در آن فکر غوطه ور شدم که این نیشتر بی رحم بر جسم من فرو می رفت و من را زمین گیر می کرد.

من که تمام هیبت و غیرت خود را به نشتری فروخته و خراش آن را برای دگرگونی خود بر جان می خریدم.

به یاد ناله های مادرم و پدرم و خواهرم می افتادم و از سوی دیگر غم آبروی ..........

ادامه نوشته

" برداشت یک راهنما از سی دی طلب (مهندس دژاکام) "

اگر طلب کردیم و حرکت کردیم نباید عجله کنیم و در صبرمان بی صبری کنیم و ما در کنگره درمانی را می خواهیم که همراه با حال خوش باشد. در کنگره برداشتها از دانایی و صحبتهای راهنما تفاوت ها را رقم می زند. راهنما برای شخصی که به موقع رها شده و شخصی که بعد از مدتی از کنگره رفته به مقدار مساوی انرژی گذاشته و برای هردو آنها یک نوع آموزش را ارائه داده است ولی برداشت افراد متفاوت است و تفاوت آنها را رقم می زند. مسافر باید طلب رها شدن را داشته باشد و برای طالب بودن باید خواستار بود و یک ساختار صحیح را ساخت.

من طالب کنگره بوده و هستم چون خواستار حال خوش هستم و بسیار لذت می برم. مسافر باید سفر خالصی داشته باشد تا به رهایی برسد و یا خدمت باید خالص باشد تا تبدیل به آموزش شود.در کنگره شفا را میدهند ولی دوا خود شخص می باشد و شخص با حرکت کردن است که شفا می گیرد. طلب، از نیروی الهی یاری طلبیدن است و آنهایی که به این نیرو معتقد هستند و آن را باور دارند یاری می طلبند و .............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

"کمترین کمک کنگره به من درمان اعتیاد با منطقی ترین و کم اسیب ترین روش است"

برای فهمیدن اینکه اصلا من باید به کنگره خدمت بکنم و اگر لازم است چه خدمتی باید بکنم که البته این موضوع یک بحث کاملا فعلی و عملی است، قبل از ان نیاز به یک دانایی، معرفت و یک اندیشه در خصوص کمکهای کنگره به من دارد. یعنی اگر من ارزش آنچرا کنگره به من داده است عطا کرده بدانم به همان نصبت خدمت هم میکنم چرا که همیشه موضوع و محمول باید تناسب داشته باشد مثلا تناسب جرم و مجازات: برای دزدی اعدام نمیکنند، تناسب شکر با نعمت: برای اهدای عضو فقط زبانی تشکر نمیکنند همه چیزشان را می دهند.

کمک کنگره به من را از چند منظر می توان برسی نمود:

الف: ابعاد بیرونی

* درمان انواع اعتیاد به هر ماده ای و برخی بیماریهای مزمن و همچنین معضلات لایتحلی مانند سیگار ، چاقی ، مسایل جنسی و ...

* مقایسه روش درمانی کنگره با سایر روشها (مانند کمپها و روشهای پزشکی غلط مانند شوک یا تعویض خون و ..)

* مقایسه خروجی ها و توانایی های درمان شدگان کنگره ............
ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" کنترل ذهن "
 
آیا کنترل ذهن براستی ممکن است؟ یا این کار از فقط عهده افرادی که اهل ریاضت شدید هستند بر می آید؟ کنترل ذهن یک بازی درونی بسیار جالب است. پس دانستن قواعد بازی و ورزیدگی کافی پیش نیاز شرکت در این بازی است. برای انجام این بازی نیازمند مقدار زیادی مهارت، هوشیاری، شناخت طبایع، خوش قلبی، موقعیت شناسی، حوصله و روحیه بالا هستید. این عمل بظاهر دشوار اما عملی بوده و روشهای مشخصی دارد. ممارست و بردباری و تکرار رمز اصلی کنترل ذهن است که البته خود دشواری و آسانی قرارداد ذهنی خود ماست.

فواید کنترل ذهن:
 
آرامش عمیق، نداشتن بیماریهای جسمی و روحی، آزاد شدن نیروهای پنهان و پیشرفت و کامیابی.
 
برای کنترل ذهن ایتدا باید ساختار و عملکرد آنرا بشناسیم. در یک مقایسه علمی اختلاف بین ماده و ذهن فقط در میزان ارتعاش آنهاست. ذهن در سطوح پائین تری از ارتعاش ماده نامیده می شود. ذهن این توانایی را دارد که در درون خود بنگرد ............
ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" سی دی تکرار تاریخ (مهندس دژاکام) "

در پرتو تکرار هستی بوجود آمده و  شکل می گیرد، و به دلیل همان تکرار اطلاعات و آگاهی و دانش ما بالا رفته و یاد می گیریم چگونه زندگی کنیم، به دلیل اینکه ما نیاموخته ایم و یاد نداریم که چگونه زندگی کنیم؛ دچار مشکلات متعدد و عدیده می شویم. در اثر تکرار است که یک میخ به دیوار فرو می رود در نتیجه تکرار موضوعی است که در اثر  و پرتو آن؛ مطالب و آموختنی ها را فرا می گیریم. از سوی دیگر در مورد ما؛ تکرار در جهت منفی و اشتباهات نیز انجام می گیرد ...

وقتی یک فردی از مسیری عبور می کند؛ اگر در چاله ای بیافتد و یا در گل فرو رود؛ دیگر از آن مسیر عبور نمی کند؛ و همیشه قبل از رسیدن به آن نقطه مسیر خود را کج می کند؛ ولی در مورد انسان که اشرف مخلوقات و شاهکار خلقت است بعضا" اینگونه نیست؛ بعضی از افراد اگر در چاله ای می افتند؛ باز درس نمی گیرند ............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" سی دی شکوفه های یاس (استاد آقای مهندس دژاکام) "
   
 
 
مهندس دژاکام: اگر به خداوند اعتقاد دارید باید بدانید وعده خداوند دروغ نیست، آن چیزی که بار معنوی داشته باشد قطعا بار مادی هم به همراه خواهد داشت اما چیزی که بار مادی داشته باشد اصلا بار معنوی به همراه نخواهد داشت.
 
من زمانی که اقدام به درمان اعتیاد کردم وضع مادی خوبی نداشتم و حتی برای چاپ کتاب مشکلات زیادی داشتم، اما چون از ابتدا نظر معنوی داشتم از همان روزهای اول اوضاع مادی من رو به بهبود رفت.
 
در حال حاضر کتاب عبور از منطقه 60 درجه به چاپ هجدهم رسیده و همین کتاب با قیمت بسیار پایین تر از حد معمول در نشریات کنگره در دسترس عموم قرار می گیرد و همین تولیدات زندگی من را دگرگون کرده است. اوضاع مالی افراد کنگره هم خوب شده، خیلی از افراد در کنگره به دلیل اینکه خدمت معنوی انجام می دهند با درآمد پایین هم اوضاع مالی آنها خوب شده چرا که وعده خداوند دروغ نیست.
 
انسان حتی باید تحمل دانایی را داشته باشد اگر تحمل .............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

بخشــــش


آیا هیچ‌وقت ذهن شما با سؤالاتی مانند اینکه "چه عواملی باعث عصبانیت و یا کینه ما از دیگران می‌شود؟" و یا "چرا نمی‌توانیم ببخشیم؟" و یا اینکه "اصلاً چرا باید ببخشیم؟" درگیر بوده است؟

نوشتار زیر برگرفته از سی دی بخشش استاد امین دژاکام شما را در رسیدن به پاسخ یاری خواهد نمود. این نوشتار در دو بخش تقدیم می‌گردد.

 

بیش‌ترین چیزی که در انسان باعث تصمیم‌گیری می‌شود، حس‌هایی است که در او به وجود می‌آید. بعضی وقت‌ها یک حس به حالت تکرارشونده با درجه قوت و ضعف متفاوت، در انسان وجود دارد. . .


ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" کنگره  60 "


" کنگره  60 " مجموعه ای از توانائی هاست که زمینه سازگاری و رفتار مثبت و مفید را فراهم می آورد و این توانائیها فرد را قادر می سازند تا با خدمت کردن در آن مسئولیتها و نقشهای اجتماعی را بپذیرد و بدون لطمه زدن به خود و دیگران با خواستها، انتظارات و مشکلات روزانه بویژه روابط بین فردی به شکل موثرتری روبرو شود و برنامه آموزش آن برنامه ای است که مهارتهای لازم را جهت ارتقاء‌ بهداشت جسم و روان و پیشگیری از آسیبهای اجتماعی به گروه مخاطب آموزش می دهد.
 
درمان قطعی این ساختار منسجم بر اساس ترمیم جسم  روان و جهان بینی است.
 
جهان بینی یعنی ایجاد روابط صحیح بین فردی و موثر، انجام مسئولیتهای اجتماعی،‌ انجام تصمیم گیریهای صحیح و حل تعارضات و کشمکش ها بدون توسل به اعمالی که به خود یا دیگران صدمه بزند.
 
جسم و روان روی هم تاثیر متقابل داشته و هیچکدام جدا ...........

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" 180000 کیلومتر تا رهایی "


نام من مسعود فائقی و از شهر میانه برای درمان به تهران می آمدم؛ من حدود 15 سالم بود که اولین بار موادمخدر و آن هم از نوع تریاک را کشیدم که در دو سال اول هر سه یا چهار ماه یکبار می کشیدم، که بعد از دو سال هر هفته مصرف می کردم که در کنار آن قرص ترامادول هم می خوردم که قرص ترامادول را هم پدر دوستم برای ترک اعتیاد خود مصرف می کرد که به من تعارف کرد و چون من سر زمین کشاورزی کار می کردم و ناخوش احوال بودم با اشتیاق آن قرص را می خوردم که تا فردای آن روز هم حالم آنچنان خوب بود که هر چقدر کار می کردم و احساس خستگی نمی کردم و کار برای من لذت بخش می شد.

بعد از چند سال که فهمیدم به قرص و تریاک معتاد شده ام به فکر ترک افتادم و رفتم پیش دکتر ترک اعتیاد و او هم متادون را برای ترک به من داد، بعد از اینکه چند ماهی متادون مصرف کردم، شیشه هم به مصرفم در زندگی ام اضافه شد و .............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" برداشت من از CD اشتباه کودک "


من سجاد و به مدت 9 ماه است که به درمان اعتیاد رسیده ام ولی بخاطر بعضی از نادانی ها و جهالتهایی که در خود دیدم و با گوش کردن CD اشتباه کودک تا حدودی به اشتباهات خود پی بردم و تصمیم دارم تا اشتباهات خود را جبران کنم و با این که نمی دانم چگونه؛ ولی تمام سعی خود را می کنم تا بتوانم به هدفم برسم.

از آنجایی که حضور من در کنگره برای آموزش گرفتن است باید بدانم که اگر کاری را انجام می دهم که اشتباه است باید راه درست آن را پیدا کنم تا بتوانم اشتباه خود را جبران کنم. بلی من در 9 ماه سفر دوم خود اشتباهاتی کرده ام که باید آنها را جبران کنم.

حال به نقطه اول بر می گردم، من فکر می کردم که اگر خدمت های من در کنگره زیاد باشد می توانم خود را به هدفم نزدیک کنم، بله اینگونه است ولی خدمتهای من زیاد شد ولی آموزشهایی که من می گرفتم کم بود، پس یک ضلع از مثلث دانایی من ضعیف شد و به اندازه ای که به ضلع های دیگر من هم فشار آورد و آنها را نیز ضعیف کرد، حالا باید آموزشهای خود را بالا ببرم تا بتوانم مثلث دانایی ..............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" كنگره ای كه ترک نمی دهد درک می دهد! "


اعتياد يكی از معضلات هر جامعه ای به شمار می رود، معضلی كه خيلی هم غول بی شاخ و دمی نيست. اگر به اعتياد به چشم بيماری بنگريم راه های درمان آن را نيز خواهيم ديد، بيماری كه قابل حل است و راه های درمان آن همين نزديكی هاست، فقط ديدن آن يک جفت چشم می خواهد و بس ...

كمپ ها و NA های بسياری در شهرمان وجود دارد، اما بسياری از آنها بازدهی مناسبی ندارند. اما اين روزها نام كنگره 60 زياد به گوش می رسد.

" كنگره 60 "

يكی از NGO هايی (سازمان های مردم نهاد) است كه سال هاست در زمينه ترک اعتياد فعال می باشد و يكی از سازمانهای پيشرو و مهم در امر ترک و درمان اعتياد به شمار مب رود كه در فرهنگسرای كوثر ..............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" اینجا محل تولد توست ! "


یادم می آید در دوران کودکی، هر زمان از کنار بیمارستانی که در آن متولد شده بودم، عبور می کردیم، مادرم با کلماتی محبت آمیز در گوشم نجوا می کرد که: « اینجا، محل تولد توست! » و من هر بار بدون این که از این تکرر احساس دلزدگی کنم، مشتاقانه به درب ورودی بیمارستان و به تابلوی بزرگ آن می نگریستم، در افکار کودکانه خود دلیلی برای این وجد و اشتیاق نمی یافتم اما آن مکان و پیرامون آن برایم مقدس و دوست داشتنی شده بود.

زمان گذشت و من نیز صاحب فرزندی شدم و هر زمان که از کنار درب بیمارستان محل تولد او عبور می کردیم، به او می گفتم: « اینجا، محل تولد توست! » و او با نگاه کودکانه خود غرق شادی می گشت و با لذت و شعفی وصف ناشدنی به آن مکان نگاه می کرد.

اینک پس از گذشت سالیان زیاد، هنوز هم اگر از کنار .............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" تفاوت دانش کنگره 60 با دانش های دیگر "



استاد فرمودند که سطح انتظار از مسافری که با چگونگی و نحوه ی آموزش کنگره آشنا گردید و چند ماهی از سفرشان گذشته، بالا می رود.
یک مسافر باید توانایی انطباق تجربیات خود و دیگران را با دانش جاری در کنگره داشته باشد. این جمله که دوستان همه گفتنی ها را بیان کرده اند و دیگر نا گفته ای باقی نمانده حرف درستی نیست، هر کدام از ما اگر به درونمان رجوع کنیم، قطع یقین حرف های بیشماری برای گفتن و بیان تجربیات وجود دارد، ضمن اینکه گفتن تجربیات و به درون رجوع کردن، کاملأ دو وجهی است؛ مثلأ تمام افرادی که شیشه مصرف کردند، می دانند که با مصرف چه علائم و نشانه هایی و در ادامه چه عوارض و عواقبی در فرد مصرف کننده پدید خواهد آمد، این اطلاعات و آگاهی ها را تمام NGO ها و متخصصین و مصرف کننده ها می شناسند ولی آیا تشخیص هم می دهند؟

چون تا اینجا هیچ فرقی با هیچ دانشی در کره زمین نداریم؛ تفاوت ...........

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" قوانین بازی "

کمی از قوانین حرکت نیوتون (قسمت پنجم و نهایی)

کمی از قوانین حرکت نیوتون (قسمت پنجم و نهایی)

قوانین یا قائده بازی یعنی یکسری دستورالعمل ها چه ما بخواهیم و چه نخواهیم انجام و اجرایمی شود؛ قوانین بازی یک الگو برداری در اشل خیلی کوچکتر از زندگی خودمان سیاره و کهکشان و کائنات است؛ قوانین بازی در زندگی مشخص است؛ چه از لحاظ علمی و چه از لحاظ دینی و اعتقادی؛ مثلا از لحاظ علمی ما نمی توانیم یک روز را در بیست و هفت ساعت بگذرانیم به این منظور که روز خوبی داشته باشیم یا دو به علاوه دو را پنج حساب کنیم؛ این قوانین به طوری دقیق و حساب شده هستند که به هیچ عنوان نه می توانیم آنها را تغییر دهیم و نه می توانیم تداخلی در آنها ایجاد نمائیم چون از حیطه دست انسان خارج است. قوانین از لحاظ دینی و اعتقادی که هر انسانی با آن آشنا است؛ مثل دروغ گفتن که اکثرا انسان هر روز با آن دست و پنجه نرم می کند؛ انسان می داند که دروغ جزو قواعد و قوانین بازی نیست و خطا محسوب می شود ولی هر روز و در هر لحظه خطا می کند و داور الهی یا خدا شدیدا به این خطا کارت قرمز نشان می دهد؛ و به قول راهنمای عزیزم دیر و زود دارد ولی سوخت و سوز ندارد؛ اگر ما به هر نحوی خارج از قواعد بازی که از صفت انسانی به دور است و در کتب الهی نیز به خطا بودن آن تاکید شده؛ بازی کنیم؛ یک انرزی منفی به اندازه آن عمل منفی که انجام داده ایم؛ به انرژی بزرگ که در کائنات به صورت دایره وار می چرخد وارد می کنیم. نکته حائز ...........

ادامه نوشته

Other Language . . .

" تفکر و ایجاد ساختارهای مثبت و منفی "

" Thinking and creating the Positive and negative structures "

همه چیز با تفکر پیدا می شود! همه چیز چه هست؟ این همه چیز را می گویم برای هر کسی شکل خاص خودش را دارد، خانه، خانواده، پول، ماشین و غیره که در زمان اعتیاد آن ها را نابود کرده بودیم ولی با تفکر درست توانستیم دوباره آن ها را به دست بیاوریم.

تفکر حرکتی است از یک مجهول به یک معلوم، همه ما در زمان مصرف تفکر می کردیم اما در جهت منفی، تفکر در هر حالتی دو جهت دارد، مثبت و منفی، حتی زمان مصرف هم تفکراتمان هم سوی مثبت داشت و هم سوی منفی، تفکرات منفی نتیجه دلخواه ندارد ولی تفکرات مثبت نتیجه دلخواه دارد و ما را به هدف می رساند ................

Everything Is Found With Thinking. What Is Everything? This Word Has Different Meanings For everyone, Such As House, Car And Etc, That we destroyed them In our addiction period. But we can obtain them again by thinking and then acting upon those thoughts.

Thinking is a movement from an unknown point to a known one. All of us thought in our addiction period but in a negative direction mostly. In any case, thinking has two directions: positive and negative, even in our addiction period, our thinking had both positive and negative repute, but our negative thoughts had not ideal results but our positive thoughts had good results and helped us to achieve our goals ...............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" چه عاملی باعث می شود شخص خود را توجیه کند؟ . . . "


در درون انسان نیرو هایی وجود دارند که اثر گذار می باشند مانند تلقین، توجیه و . . . که هر کدام در جای خود مورد استفاده قرار می گیرد.

چه عاملی باعث می شود شخص خود را توجیه کند؟

معمولا انسان با انجام کارهای اشتباه و نادرست در مقابل خود و خدای خود احساس پشیمانی و مسئولیت می کند و وجدانش خراب می شود، در نتیجه سعی می کند با تلقین به خود، موضوع را بی اهمیت دانسته و توجیه بیاورد تا شاید بتواند خود را قانع کرده و آرامش به دست بیاورد و از حقیقت فرار کند.

خداوند در زمان خلقت بشر دو راه خوب و بد را جلوی پای او قرار داد و محسنات و مضررات و عاقبت هر یک را نیز روشن نمود و حق انتخاب هر یک از دو راه را نیز به او عطا فرمود.

اکنون دلایل و اثرات توجیه در شخص مصرف کننده از زمان شروع به مصرف تا اعتیاد و از شروع به درمان تا رسیدن به درمان، مورد بررسی قرار می گیرد:

شخص با عدم آگاهی و دانایی، از نفس خود پیروی کرده و به مصرف مواد مخدر روی می آورد و مصرف چند بار تکرار می شود، ناگهان به خود آمده که چرا اینکار را انجام می دهد؟ ولی بعلت قدرت غالب نیروهای اهریمنی بر دانایی ناچار ...........
ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" صندوقچه مواد مخدر "

با حدود 20 سال مصرف شیره و تریاک توانسته بودم صندوقچه ای برای خود مهیا نمایم که درون آن شناسنامه ظاهری و باطنی من نگهداری می شد.

در زمان مصرف مواد مخدر خیلی کم پیش می آمد که درب این صندوقچه را باز نمایم یا به نوعی هیچ وقت تمایلی برای باز کردن این صندوقچه نداشتم چون با باز نمودنش و نگاهی به شناسنامه ام تنها و تنها حال بد نصیبم می شد.

گه گاهی هم که بر حسب اتفاق می خواستم که به سراغ صندوقچه بروم عملیاتی زیبا در ذهنم مانع از این کار می شد تا من با واقعیات روبرو نشوم و آن عملیات ذهنی چیزی نبود جزء (توجیح).

حال می خواهم درب این صندوقچه را باز نمایم تا به اتفاق هم نگاهی به شناسنامه من بیاندازیم.

کلیدی را که کنگره 60 به من داده (دانایی) را بر روی قفل زنگ زده و پوسیده صندوقچه می اندازم و درب آن را باز می کنم.

درون صندوقچه تعداد زیادی برگه وجود دارد که روی هر کدام صفاتی نوشته شده که من با مصرف مواد مخدر، این صفات را درون شناسنامه ام ثبت کرده بودم مانند:

ناامیدی، اضطراب، دلهره، بدبینی، گوشه گیری، ترس و ...

در بیرون از کنگره راههای متفاوتی را تجربه نمودم تا بتوانم این ...........

ادامه نوشته

Other Language . . .

عدم تعادل شیمیایی مغز            Chemical imbalance-solution

همه ما در مغز خود مواد شیمیایی طبیعی داریم که نوروترانسمیتر نامیده می شوند. حدود 300 نوروترانسمیتر شیمیایی در بدن ما موجود است مانند دوپامین، نوراپی نفرین، سروتونین، اندورفین، استیل کولین و ... . کار این مواد شیمیایی آسان کردن عمل انتقال اطلاعات از مغز به تمامی نقاط بدن است که این کار توسط پالس های الکتریکی به انجام می رسد.

اطلاعات مخابره شده از مغز اثرات بسیاری دارند، بعضی از این اثرات کارهای عادی و نرمال بدن است مانند عرق کردن، هضم غذا و فعالیت های سلولی زیادی که از آن ها آگاه نیستیم، باقی اثراتی که از آن ها آگاه هستیم باعث می شوند که احساسی به وجود آید تا به فعالیت های روزانه که برای حیات الزام دارند بپردازیم.

All of us have natural chemicals in our brain called neurotransmitters. There are about 300 neurotransmitter chemicals in the brain such as dopamine, acetylcholine, nor epinephrine, serotonin and endorphin. The function of these chemicals is to facilitate the transmission of information from the brain to all parts of the body, by way of electrical impulses.
The information that is transmitted produces a variety of effects. Some of these effects are normal body functions like sweating, digestion and cellular activity of which we are not aware. Other effects we are aware of, these are feelings that cause us to engage in certain activities that are necessary for a healthy life.
ادامه نوشته

مشارکتهای مکتوب . . .

" شرکت منظم در لژیون و جلسات . . . "

آنچه باور است محبت است و آن چه نیست ظروف تهی است.

نظم در لغت به معنای آراستن و ترتیب دادن به کار است و انضباط به معنای نبودن هرج و مرج است. به گفته روانشناسان احتیاج به نظم و ترتیب جزء احتیاجات اساسی روان محسوب می شود و رنگ و شکل خاصی به زندگی می دهد.

برای رسیدن به هر هدفی که در اینجا هدف درمان اعتیاد است؛ ابتدا باید برنامه ریزی کرد و راه رسیدن به هدف را در ذهن گذراند با خود اندیشید : که چه قدرآن هدف برای ما اهمیت دارد؛ و آیا در راه رسیدن به آن حاضریم سختی راه را تحمل کنیم و با اراده پیش روی نمائیم؟

حال باید برنامه ای داشته باشیم که همچون کاتالیزوری موثر راه را هموار کند؛ کنگره 60 می تواند موثرترین کاتالیزور رسیدن به درمان اعتیاد ورهایی باشد.

گنگره دارای سطوح مختلف؛ از کارگاه های آموزشی گرفته تا جزوات؛ کتاب ها و سی دی های آموزشی می باشد؛ از دید بنده حقیر؛ کارگاه های آموزشی و پس از آن لژیون از مهمترین ارکان کنگره60 می باشند.

لژیون فضا و مکانی است که راهنما؛ آموزشهای گنگره60 را در فضایی صمیمی تر به رهجویان ارائه می نماید؛ اگر حضور رهجو در کنگره بر اساس نظم نباشد؛ کیفیت و یا دستاوردی پایین در انتظار او است؛ نظم و انظباط ما باید حساب شده باشد؛ حضور منظم  در کلاسهای آموزشی؛ بیانگر خواست قلبی ما برای رهایی از دام اعتیاد است و می تواند اطمینان بخش مسافری باشد؛ که هنوز بر اثر ترکهای ناموفق گذشته در ناباوری است؛ چرا که اگر قطره قطره آب به طور مکرر روی سنگ بریزد درآن رخنه ایجاد می کند ؛ اگر حضور در لژیون و جلسات منظم باشد می تواند تاثیر بسزایی در روند درمان و زمان رسیدن به رهایی داشته باشد ؛ در واقع می توان گفت : شرکت در هر جلسه به منزلۀ پیمودن پله ای از پلکان یک ساختمان است ؛ که برای رسیدن به رهایی لازم است تمام پله ها به ترتیب پیموده شوند؛ و غیبت در یک یا چند جلسه به معنای طی نکردن یک یا چند پله است؛ و این در بهترین حالت یعنی ؛ دشوار نمودن یا صعب العبور نمودن مسیر و در بدترین حالت یعنی: نرسیدن به رهایی یا ماندن در باتلاق.

با احترام مسافر کاظم نبی زاده

منبع:وبلاگ لژیون سروش برقع وش

Other Language . . .

" صندلی خالی "                        " Empty chair "



وارد کنگره 60 نمایندگی آكادمى شدم، تعداد زيادى آدم هاى مختلف با پيراهن سفيد با شور و اشتياق فراوان مشغول تدارك جلسه بودند.

جلسه با انرژى بسيار بالايى برگزار شد، شايد بيشتر از سيصد نفر در آن شركت مي كردند.

خداى من! چه نيرويى آنجا جمع شده بود البته من به آن همه ازدحام عادت نداشتم و مرتبأ دنبال بهانه اى مي گشتم تا از لا به لاى صندلى هاى متراكم بيرون بروم و بالآخره موفق شدم از بين رديف هاى صندلى خارج شوم ولى تازه با ده ها نفر كه انتهاى سالن ايستاده بودند مواجه شدم، از سالن بيرون رفتم، در حياط هم انبوهى از حاضرين نشسته بودند و جلسه را دنبال مى كردند ...........
As I entered to the Academy, the main branch of Congress 60; I saw different people wearing white shirts, were making the saloon ready for the session with passion and enthusiasm.

The meeting was held with much energy, perhaps more than 300 people were there.

Actually I wasn’t used to be in crowded places so I was looking for an excuse to go out. So I stood up and I walked to the end of the saloon and the exit door But there I faced dozens of people standing, I looked at the end of the Hall; I went out of the Hall. In the yard an immense stock of people was sitting together and they were following the meeting .............

ادامه نوشته

مشارکتهای مکتوب . . .

" نقطه، سر خط ! "

برای آغاز باید مبدأ را دانست و برای ادامه، مقصد را ولی من مبدأ اکنونم را می دانم ولی برای ادامه، مقصدم را نمی دانم، برای حرکت از مبدأ و رسیدن به مقصد نیاز به پلی است به نام باور، آموختم با حرکت راه نمایان می شود، این را نیز آموختم که برای ایجاد هر ساختار باید تفکر نمود.

با تفکر ساختارها آغاز می شود و بدون تفکر هر آنچه هست رو به زوال می رود.

می خواهم بنویسم تا بیاموزم، آموزه هایی که نمی دانم ولی به آنها برای درست زندگی کردن نیاز دارم، اول ندانی را باید بدانم تا بدانی را بدانم.

می خواهم زنده بمانم، زنده بودنی که همیشه جاودان است و فراتر از جسم است، در حقیقت می خواهم از مردگی امروزم رها شوم و دوباره احیا شوم، احیای انسانی ام، احیای روح و روان و محبت.

احساس می کنم در سفر دوم معنی به خود رسیدن را بیشتر از هر لحظه نیاز دارم، برای زنده بودن و احیای دوباره روح و روان و جهان بینی ام باید آغاز کنم.

شصت و چهار روز است که به لطف و معجزه خداوند در کنگره 60 از بند مواد مخدر آزاد شده ام ولی در ادامه باید از بندهای آزاردهنده نامرئی دیگر که در روح، روان و بینشم حلقه تنیده نیز رها شوم و برای رسیدن به آرامش و حال خوش باید با بند های الهی پیوندی ابدی برقرار کنم، در کنگره آموختم بزرگترین معجزه حیات خود حیات است، پس .............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" عکس و تاثیرات آن "


برای شروع این مقاله در ابتدا میخواهم بدانم که در واقع عکس چیست ؟!

1. بیان هنری یک یا دو بعدی از واقعیت سه بعدی که در آن احساس وجودی از "فضا" به دست می‌آید، این بیان می‌تواند حاوی نکاتی از درون مایه‌های احساسی یک فرد باشد و هم می تواند بازگو کننده درد‌ها و رنج‌های انسان باشد.


2. عکس روایتی است از زندگی که در کنار عبارات مرسومی چون تکنیک و حس هنری و با استفاده از ابزار (دوربین) ایجاد می‌شود.  قابی برای تماشای دنیای در حال عبور، دستمایه قرار دادن زمان در یک قاب با تفکر و تلاش.

3. عکس مجموعه‌ای از پیچیدگی‌ها و ابهام‌ها است که پیش از آن‌که آینه واقعیت باشد نمایانگر برخورد عکاس با واقعیت است.

4. عکس قابی است برای شخصیت بخشیدن به قسمتی از فضای بیکران اطراف ما به منظور بیان کردن حس.

5. عکس فقط ثبت لحظه نیست، در عکس باید عنصری به نام "تاثیر" وجود داشته باشد تا شاید بتواند حتی برای یک ساعت از کشته شدن آدم‌های بی گناه در جنگ جلوگیری کند.

بله درست است، عکس تعاریف مختلف و گوناگونی دارد و پژوهشگران دریافتند که نگاه کردن به عکس  و تصویر می‌تواند همانند یک داروی طبیعی تسکین دهنده درد،شادی آور،مولد انگیزه و ... عمل کند.

تماشای تصاویر فرزندان، والدین، همسر و یا دوستان نزدیک می‌تواند افکار مثبتی را در ذهن افراد ایجاد کند. این افکار مثبت به اندازه ای قوی هستند که می‌توانند به تسکین درد و حذف بیشتر ناراحتیهای فیزیکی  و درایجاد انگیزه و هدف جدید نقش بسزایی ..............
ادامه نوشته

Other Language . . .

" نور امید در تاریکی "                " Light of hope within darkness "


من در سال 1358 با فردي ازدواج كردم كه پس از دو ماه متوجه اعتياد او شدم و زندگي من از همانجا با مشكلات زيادی روبرو شد ولی چون زندگی ام را دوست داشتم به مدت ده سال با او به زندگی ادامه دادم و ثمره اين ازدواج يک فرزند بود كه اسم او را اميد گذاشتيم، در اين ده سال احمد به جرم داشتن مواد مخدر و مصرف آن (هروئين) سه بار به زندان افتاد و من با اميد كوچكم به ملاقات او رفته و به دلخوشی اين كه وقتی آزاد شد حتمأ ترک كرده و ما دوران خوشی خواهيم داشت زندگی را سپری می كردم .............

I got married at 1979 and after 2 months I realized that my husband is an addict; from that point my life became complicated. I loved my marriage so I continued living with him for about 10 years, then my son was born and we named him Omid. In these 10 years my husband got caught 3 times because of smoking Heroin and he was locked up at jail, I always went on visiting him with my little son and I hoped that one day we would have the life that I always dreamed of ............


ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

دستورجلسه این هفته : که چی !

استاد این هفته وبلاگ نمایندگی کرج، جناب آقای حسن بابائی  از کمک راهنمایان محترم نمایندگی آکادمی

پاسخ درست دادن به این سؤال می تواند هدف و مسیر درست زندگی ما را رقم بزند و پاسخ نادرست می تواند براحتی ما را مأیوس کرده و به ناکجا آباد اعتیاد، سرقت، قتل، خودکشی و ... بکشاند. سطح آگاهی و شناخت و در کل جهان بینی هر شخص؛ نشان دهنده نوع پاسخگوئی به سؤال " که چی ! " می باشد .

سلام دوستان حسن هستم مسافر

  آنتی X مصرفی تریاک، طول سفر اول 14 ماه، راهنما آقای علی جلالی، آزادی 6 سال

سخنان استاد :

مبحث " که چی ! " یکی از دستورجلسات سالیانه کنگره 60 است که در بحث درمان بسیار مهم می باشد و با نگاهی هوشمندانه انتخاب و تعیین شده است. شاید در نگاه اولیه و چشم ظاهربین انسان را به یاد پوچی و درماندگی بیندازد که اصلا" که چی؟!

که چی بدنیا آمده ام؟ که چی باید اینطور زندگی کنم؟ که چی مصرف کننده مواد (معتاد) شدم؟ که چی باید ترک کنم یا درمان شوم؟ که چی این کار را انجام دهم و که چی آن کار را انجام ندهم؟ و هزاران " که چی " دیگر ...!!!

پاسخ تمام این " که چی " ها تعیین کننده مسیر و نوع زندگی یک انسان ...........

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" یک روز خوب، بدون درگیری "


زمان زیادی است که دنیا به خاطر اعتیاد به مواد مخدر زجر کشیده است، من معتقدم که زمانی که یک درمان قطعی برای هر نوع بیماری در هر قسمتی از جهان یافته می شود، این درمان باید در دیگر نقاط جهان توسط مردمی که از همان بیماری رنج می برند استفاده شود.

نادانی یا علم یافته نشده درد واقعی است که باعث می شود که ناشناخته ها برای ما رنج آور باشند، جدای از صحبتهای همیشگی درباره اعتیاد، معتقدم که افراد متخصص باید نگرش خود به اعتیاد را تغییر دهند تا بتوانند نتایج فوق العاده کنگره 60 را مشاهده کنند.

من یک معتاد سابقم، متوجه می شوید که معتاد سابق یعنی چه؟

یعنی هیچ وسوسه ای برای مصرف دوباره مواد مخدر ندارم، یعنی رسیدن به مرحله بالاتر برای غلبه بر بیماری اعتیاد، یعنی هنوز آن دردها را به خاطر دارم، بازگشت های دوباره به اعتیاد قبل از حضور در کنگره 60 را به خاطر دارم، روزهایی که تلاش می کردم تا فقط برای یک روز مصرف نکنم و روز خوبی داشته باشم، هنوز چنگالهای ناامیدی در خاطرم هست اما همه چیز امروز تغییر کرده است، گاهی اوقات با لغات می توان .............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" خلاصه برداشت لژیون از وادی اول، دوم، سوم "


برداشت وادی اول:

(با تفکر ساختارها آغاز می‌گردد بدون تفکر هر آنچه هست رو به زوال می‌رود)

هیچ چیز بدون تفکر ساخته نشده است و هر چیزی که ما در این جهان می‌بینیم در پس آن تفکری نهفته می‌باشد. تفکر یعنی حرکت ذهنی چه درونی چه بیرونی. ما دو نوع تفکر داریم تفکر مثبت، تفکر منفی. در مشکلات باید تفکر ما برای حل مشکل باشد سپس تفکر نماییم که علت مشکل چیست ولی در اکثر مواقع بیشتر تفکر ما بدون علت مشکل است نه راه حل مشکل. زندگی ما همان چیزی است که فکر می‌کنیم مانند کسانی که بیمارگونه فکر می‌کنند و همیشه بیمار هستند. و یا مانند کسانی که اعتماد به نفس ندارند و همیشه محتاج تصمیمات دیگران هستند. در مقابل انسانهایی هستند که با تفکر مثبت و مشورت با دیگران تصمیمات درست می‌گیرند. انسان دارای قدرت تفکر و قدرت انتخاب است. باید بدانیم از کجا آمده‌ایم کجا هستیم و به کجا می‌خواهیم برویم.

برداشت وادی دوم:

(هیچ مخلوقی جهت بیهودگی قدم به حیات نمی‌نهد هیچ کدام از ما به هیچ نیست حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم)

این وادی نقش مسئولیت‌پذیری انسان را بازگو می‌کند. تمام مسئولیت عواقب مسائل و مشکلات ما فقط بر عهده خودمان می‌باشد. اگر ما جایگاه خود را به درستی تشخیص دهیم در عملکردهای خود بیشتر دقت می‌کنیم زیرا ..................

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" دانایی، دانایی موثر، سواد "

استاد: مسافر علی جلالی از راهنمایان محترم کنگره 60 نمایندگی آکادمی

میزان دانائی؛ سواد نیست، تمدن نیست، مانند انسان بودن به لباس پوشیدن نیست. بایستی ؛ انسانی اندیشید... (کنگره60)

سخنان استاد :

در ابتدای ورودم به کنگره 60 ، این سوالات برایم مطرح شد:

آیا در اینجا نتیجه می گیرم؟ نمی شه دوره درمان من کمتر بشه؟ ممکنه من هر 21 روز فقط برای گرفتن برنامه کاهش دارو به کنگره مراجعه کنم؟ و سوالات بسیار پیش پا افتاده دیگر...

بعد از تمامی این پرسشها تازه رسیدم به سوالات اصلی:

جهان بینی دیگه چیه؟ اصلاً جهان بینی چه ربطی به درمان اعتیاد داره؟

وادی؟ وادی چیه؟ وادی بخونم؟ سی دی گوش بدم؟ سر کلاس بشینم؟ آموزش ببینم؟ وای خدای من اینا دیگه چیه ؟؟؟

تا مدتها از خود واژه جهان بینی فرار می کردم، چه برسه به این که بخوام با آن روبرو بشم! زیرا دوست داشتم جهان را آنگونه که تا کنون دیده ام، در آینده هم نیز همانگونه ببینم. واقعیت این بودکه؛ حصاری را از باورهای غلط و تفکرات پوسیده با دستان خودم به دور خویش کشیده بودم و هرگز حاضر نبودم به حرف دیگران گوش بدهم و پا را فراتر از این چهارچوب یا قفس بگذارم.

بعد از چندی حضور در کنگره دریافتم، جهان بینی ..............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" گـــول زور بـــازویــم را خـــــوردم ! "

علیرضا عیوضی 33 ساله است، او 12 سال پیش زمانی که تازه خدمت سربازیش را تمام کرده بود گرفتار اعتیاد شد. علیرضا کشتی گیر قابلی بود و در مسابقات کشتی ورزشکاران ارتش کشور مدال نقره گرفت. در زمان کار در شرکت راهسازی، وضعیت مالی مناسبی داشت اما طمع به دست آوردن پول بیشتر باعث شد تا او برای اولین بار دست به خرید و فروش مواد مخدر بزند. در واقع او فریب هیکل ورزشکاری و زور بازویش را خورده بود «منیت کار دستم داد، چون ورزشکار بودم هیچ وقت فکرش را نمی کردم که من ورزشکار روزی مصرف کننده مواد بشوم اما در عین ناباوری شدم»

علیرضا در حالی مصرف حشیش و تریاک را شروع کرد که تا قبل از آن حتی یک نخ سیگار هم دود نکرده بود، علیرضا چون ورزش می کرد با خودش قرار گذاشته بود که هر دو ماه مواد مصرف کند تا معتاد نشود اما روز به روز وابستگی او به مواد مخدر بیشتر می شد و دیگر نمی توانست در برابر وسوسه ها مقاومت کند برای همین روزی به خودش آمد که دیگر دیر شده بود. وقتی ورزشکار جوان گرفتار اعتیاد شد، زیبایی های زندگی برایش از بین رفت دیگر نمی توانست ورزش کند.

اگر مواد به او نمی رسید، حال راه رفتن هم نداشت چه برسد به این که کشتی بگیرد، مدتی به این شکل گذشت تا این که او با کراک آشنا شد، علیرضا در سراشیبی اعتیاد افتاده بود، کارش به جایی رسید که روزی یک گرم کراک می کشید.

چند سالی از اعتیاد علیرضا می گذشت ..............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" آیا به درمان اعتیاد اعتقاد دارید? "

هیچ شکی وجود ندارد که دنیا امروزه با مشکل اعتیاد دست و پنجه نرم می کند و همچنان میان متخصصان بحث است مبنی بر آنکه آیا این بیماری درمان قطعی دارد یا خیر.

در این نوشته سعی نخواهم کرد که راه کنگره 60 را به اثبات برسانم بلکه تنها قصد دارم تا از موفقیت های به دست آمده در کنگره 60 سخن به میان آورم چرا که ما اعتقاد داریم که درمان تنها با لغات نیست و علمی که تجربه شده باشد سندی است بدون نقص.

پیام:

همه انسانها تصور ميكنند بهترين‌راه كوتاهترين راه است. در نتيجه به درستي و يا نادرستي آن تفكر ندارند، راهي را مي‌روند كه زودتر به خواسته‌هاي خود برسند . لذا مشقهايشان هميشه ناتمام و بي ‌محتوا ...............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

" برداشت از CD فرق نگاه (اسب عصاری)، جناب مهندس "


فرق نگاه یعنی نگاه ها با هم با هم متفاوت است ! زمانی شما یک موضوعی را از یک سوراخ کلید نگاه می کنید. وقتی از سوراخ کلید دنیا را نگاه می کنید یک چیز محدودی را می بینید و دید شما خیلی محدود است. زمانی از پنجره نگاه می کنید باز هم این یک دید متفاوت است. زمانی از پشت بام می نگرید، باز این دید متفاوت است.

پس این ها همه متفاوت است و هر کدام یک برداشت است و برداشت ها باهم متفاوت است. اینکه ما از کجا و از چه زاویه ای نگاه می کنیم، همه نگاه کردن است اما کاملا" با هم فرق دارند و متفاوت است. این دید، یک دید ظاهری است که با ابزار و روش های مختلف و متعدد نگاه کنید، موضوعات مختلفی را رویت می کنید.

موضوع اصلی بحث ما، نگاه درونی است که ما با چه دید و زاویه ای مسائل درونی و بیرونی خود را می بینیم.

هر کدام از ما درون خود یک متر داریم، وقتی یک بزاز می خواهد پارچه را اندازه کند، متری دارد که در می آورد و شروع می کند به متر کردن واندازه گیری یا شیر فروش ها کیل داشتند با آن اندازه گیری می کردند و ما هر کدام درون خود یک متر درونی داریم که با آن معیار ها، همه چیز را قیاس می کنیم .............

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

حكم عقل را درقالب فرمانده كاملا اجرا نماييد.

این وادی:  اولين گام براي هر حرکت، بعدازتفکر است. در گذشته هرکس ازمن میپرسید عقل چیست؟ میگفتم همان مغزاست ولی با خواندن این وادی فهمیدم که عقل فرایزدی دارد وبا مرگ از بین نمیرود و مغز یک اپراتور برای عقل است. روزانه هزاران فکر مختلف درسرما مرور میشود ولی به تعدادی میرسیم به نوعی شو شود اتفاق می افتد.

بدن انسان جهان اصغراست وفرمانروایی آن به عهده عقل است.هر فکری باید به تایید عقل درآید تا اجرا شود. اگر ما یک حرکت ناشایستی انجام دهیم مثلا دست خود را جلوی شعله آتش قرار دهیم ناخودآگاه به خودناسزا مي گوييم، که چرا این کار را کرده ایم واین همان فرمان عقل است ولی قبل از آن نفس اماره به ما میگوید که این کار را انجام بده ببین چه میشود؟

ما در گذشته نشان دادیم فرمانروای خوبی برای جسم مان نبودیم وآن را به طرف ضد ارزشها بردیم. در گنکره هم فردي كه گریزمیزند به شو شود نزدیک نمیشود .اما اگر تلاش کنیم و به جایگاههای بالا برسیم . یعنی ،شو شود را توانسته ايم در مورد خودمان اجرا کنيم و اينجاست كه مي آموزيم  چگونه  برنامه هاي خوب ، را در زندگی وکار خود هم به اجرا درآوریم.

  اما اگر در مسير درست (يعني فرمانبرداري از عقل ) نباشيم ، به عنوان  مثال : تصمیم میگیریم که فردا کاری را انجام دهیم ولی انجام نمیدهیم برای ما شو شود  اجرا نمي شود زيرا زماني كه در کارهای کوچک برايمان مهم نیست  به طور حتم  نمي توانيم کارهای بزرگتر را هم انجام دهیم. يااگرتصمیم میگیریم ساعت 5 در جلسه حاضر باشیم  و به شو شود ،در اين مورد برسيم اگر از آسمان سنگ هم ببارد.ما به حضور رأس ساعت به جلسه  میرسيم .

پس :دانستن خالی به هيچ دردي نمیخورد. اگر دانستیم و حرکت کردیم آن میشود(شو شود) و فرمان عقل.مثلا میدانستیم مواد مخدر بد است و لي مصرف کرده ایم اما یکی تلاش میکند که آن را درست کند ودر مسیرش هم وارد میشود مطمئنا در اخر به خواسته اش هم میرسد پس فرمان عقل را به صورت کاربردی اجرا کرده است.

عقل در تکامل تابع خود است وازجای دیگر فرمان نمیگیرد وکسی در کارش دخالتی ندارد مانند استارت زدن ماشین.

نتيجه اي كه من توانستم از اين وادي براي خود بيابم اين است كه : کسی  كه فرمان عقل را به اجرا درآورد و کاربردی کند موفق میشود  تا جايي كه آرزوهایش هم تبدیل به(شو شود) میشود

مسافر :احسان

آنتي ايكس مصرفي:تزريق  هروئين ، كراك

داروي درمان:شربت اتي 4سي سي

راهنما:آقاي عرب

مشارکت های مکتوب . . .

به نام خدا

برداشت من از وادي هشتم(باحركت راه نمايان مي شود)

بنام آنکه تفكر را در ذات انسان قرار داد تا بیاندیشد، بخواهد و بعد حرکت کند. چرا که با حرکت است که راه نمایان می شود، وهر گاه  که تفكر درست داشته باشي راهت هم راه درست از آب در مي آيد .

برای حرکت در یک مسیر باید به نقطه صفر برسیم تا از آنجا شروع نماییم. ومن هم با ورود به كنگره خواستم كه از اول ،شروع كنم با توجه به این وادی(وادي 8 ) آنچه که در مقام قدرت مطلق گفته می شود رادر، درجه پایین تر قرار می دهم تا بتوانم جایگاه خود را ترسیم نمایم، روز اول با خودم عهد بستم و با راهنمایم پیمان که تحت هیچ شرایطی خلف وعده نکنم، پس باید حرکت کنم چون تنها با حرکت است كه به خواسته ام می رسم.

این وادی به من گوش زد می کند که آهای مسافر سفر اول ،آگاه باش که در این راه ضدارزشها، یعنی دوستهای زمان مصرف و یا به عبارتی تمام اهریمن ها زمینه را برای تخریب سفرت همواره مهيا مي كنند و سکوت نخواهند کرد، راهنما در اینجا حکم فرمانده را دارد، روز اول اتمام حجت مي كندکه کفشهای آهنین بپوش ومحكم باش زيرا! لایه ای از پوستت بايد كنده شود، با خود گفتم برای رسيدن به هدف باید چیزها يي راازدست دادويا تاوان بعضي چيزها راداد. پس اول تعهد بستم با خودم ازته دل، كه استوار باشم .وگوش به فرمان !چون ده سال با نفسم همراه بودم و به جایی نرسیدم.

 حال عنان نفسم را به دست راهنما می سپارم چون می دانم که او مرا هدایت خواهد نمود تا تخریبهای ایجاد شده را جبران کنم. گفتم امانت، تخریب، مگر ممکن است انسان به خودش تخریب وارد کند و یا  ..................

لطفا به ادامه مطلب برويد

ادامه نوشته

دلنوشته ......

بنام خدا

چگونه شكر گزاري مي كنم.

در فرهنگ ما قبل از غذا خوردن نام خدا را بر زبان آورده و در پایان خدای را شکر می کنیم.از خالق تشکر می کنیم بخاطر نعمتهایی که در اختیار ما قرار داده و ما موظفیم که شکر گزار خالق باشیم.ما از دوران کودکی تا کنون با این واژه آشنا بوده و این واژه در فرهنگ ما سالیان سال است که ریشه دارد.در پاره ای اوقات ما خدای را شکر می گوییم و در برخی موارد از بنده خدا تشکر می کنیم و این دو معقوله کاملآ جدا از هم می باشد.در جهان نعمتهای بیشماری وجود دارد که خداوند در اختیار ما قرار داده که ما اصلآ قدر آن نعمتها را ندانسته و برای آنها ارزشی قائل نیستیم.بزرگترین نعمتی که خدا در اختیار ما قرار داده نعمت سلامتی می باشد.

نعمتی که بدون هیچ چشم داشتی در اختیارم قرار گرفت،ولی من قدرش را ندانستم و با مصرف مواد روح و جسمم را دچار تخریبات زیادی کرده و این تخریب تا حدی بود که برخی اوقات با خود می گفتم: که من در گذشته هیچ وقت از این نعمت برخوردار نبودم.بارها به دنبال سلامتی از دست رفته بوده و سقوط آزاد را............

ادامه نوشته

مشارکت مکتوب ...

" وادی یازدهم "

رودهای خروشان و چشمه های جوشان همه به بحر و اقیانوس می رسند ....

 

روشنایی ها آبستن تاریکی هستند که این یک قانون در هستی است که این دو زاییده یکدیگر هستند . روشنایی از تاریکی وتا ریکی از روشنایی زاییده می شود چون همه از درون خودش است وزاییده درون خویش است . برای مثال یک سلسله ی پادشاهی را در نظر بگیرید که یک پادشاهی است نالایق که اوضاع درون کشورش به هم ریخته است بعد از آن از داخل همان سلسله یک پادشاهی می آید که این اوضاع نابسامان را درست می کند و رشد می کند و قلمرو خود را گسترش می دهد وبعد از اینکه گسترش پیدا کرد دوباره پادشاهی از دل همان سلسله پیدا می شود که دوباره اوضاع را بهم می ریزد وبه نقطه تاریکی می رسد و در انتها باعث ااز بین رفتن سلسله می شود .

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

آن روزها ..........!! این روزها ...........!!

 

وادی دوم یا چراغ دوم:

اگر خاطرتان باشد چراغ اول را برداشتم یعنی همان ایکیوسان شدن بله من هم توانستم افکارم را به تفکر تبدیل کنم.یک فرد مصرف کننده با توجه به این که خواستار رهایی است بارها دست به ترک می زند اما موفق نشده و به این باور می رسد که هرگز نمی شود بدون مواد.......و احساس نا امیدی و پوچی در او زنده می شود که شاید حق هم دارد چون شناختی از انسان و مواد مخدر ندارد.

این موضوع برای من هم وجود داشت .شاید خودم ترکهای زیادی نداشتم اما دوستان زیادی داشتم که بارها و بارها با انواع روشها ترک کرده بودند و بعد از مدتی برگشت می خوردند البته با مصرف بالاتر و این کاملا در آنها احساس نا امیدی و پوچی را زنده تر می کرد من آنها را که میدیدم با خود می گفتم رهایی را باید در خواب دید یا اینکه برای چه اصلا من به این دنیا آمده ام !در کنگره بود که به  این تفکر  رسیدم که من در واقع  به صور آشکار و  صور پنهانم آسیب زیادی رسانده ام و به قولی آنها را داغان کرده ام درحالی که نا امیدی به سراغم آمده بود قدم در این جاده نهادم دیگه نوبت برداشتن چراغ دومم شد آنرا که برداشتم دیدم هیچ مخلوقی جهت بیهودگی آفریده نشده است .

منظور از مخلوق که فقط انسان نیست مخلوقات شامل جامدات ،گیاهان و حیوانات هم است  که حتی آنها هم بیهوده آفریده نشده اندحتی گیاه تریاک بله تریاک هم اگر دست پزشک حاذق باشد بسیار فایده دار است اما اگر دست من آموزش ندیده باشد باعث.......

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

Addiction story

When I was drowned in addiction I never thought that someday I will write about it, someday that I have successfully passed through it, here goes my story since the first day I used narcotics until I revived from addiction.


I always loved muscle arts, and hated cigarette and even the people who smokes it, I remember when I went to university in order to continue my education in another city, and it was the beginning of addiction for me, although I did not know how addiction begins.
 

First time I smoked joint it made me feel happy and I was doing everything with a joy, it was a great feeling, watching movies and listening to music became my hobby. After some time my friends suggested to take Teramadol pills in order to study more sufficiently, the result was amazing, my scores went high, I could learn in a better way, and I could do load of studying in a short period.


When I came back to Tehran I was addicted to these pills, there I felt addiction for the first time, I couldn’t sleep, or do my things, I couldn’t even speak properly. So I waited and I waited for about 3 months but these symptoms didn’t go away, so I started taking pills again.


After a while one of my friends introduced crack to me, it is better than pills with a better feeling, he said.
 

For lack of my knowledge I started taking crack, and after a while I was using crack and pills.
 

I don’t remember when I started using meth but I remember it became serious when I went abroad in order to continue my education (Malaysia).
There was no crack in Malaysia but they had Heroin and Meth, so I combined these two and started taking both together, after a while symptoms appeared, it was messy.


I was in middle of darkness without even knowing it, I was losing my authority over my body, I couldn’t sleep without drugs says so, I couldn’t attend my classes without drugs says so, I couldn’t do anything without drugs says so.
 

I came back to Iran with a heavy usage of narcotics (5 grams of heroin and 1 gram of crystal meth), I was helpless, eventually I became disappointed of living and I was waiting to die, what is the point of living when I can’t even speak, I said.
 

Days passed pointless, I felt like dying, and then in middle of darkness I saw a sparkle of light, Congress 60.
 

They explained their method (DST), sounded logical to me, I started my journey and I was called a traveler, it was amazing nobody was calling me addicted, even my family was using this term, I felt alive once a more.
 

My treatment took about 13 months, but at last I was out of addiction’s darkness and I was walking in the righteous path. Today sometimes I even forget that I was addicted once, and believe it or not a life without narcotics is possible and full of joy.
 

Written by traveler :Ehsan Ranjbar

مشارکت های مکتوب . . .

To attend or not to attend?

Dear friends and addicts, if you have not accustomed to Congress 60 yet, or you have decided to come to Congress 60, or you are already here and you are getting consultation, here are few facts to help you make your decision or reaffirm it.


Because: Congress60 is a safe and sacred place which derives its strength the supreme power of the universe, this place seeks help from virtues not vices.


This Organization says do not give up addiction but cure it.
 

This Organization claims addiction is not a mysterious malady and has found the definitive treatment.
 

In this place you won’t take any chemical medications in order to cure addiction in a short period, rather it believes in order to cure addiction we need to use a natural medication called opium.


Congress60 says curing addiction takes 11 months, because you need to rebalance your body, psyche (mind) and worldview (all that we perceive, feel, understand and receive from the whole universe).
 

Therefore you must taper off (gradual reduction) narcotics in order to rebuild and restore your body’s natural opiate and analgesia system.


Congress 60 believes the therapist is you and you must accept all the responsibilities for your treatment and not anyone else.
 

This NGO implants a vision in you which has high clarity to see the amount of damages you have done to your body, psyche and your worldview.


Congress60 is like a school which you can see students like yourself (addicts) as you enter and it is interesting that, teachers, guides and officials of this school are the same as you (they are all cured), they will all help you to get out of this darkness (addiction).
 

This organization like schools has publications, pamphlets, books and etc, which will help your treatment.
 

This organization is based on the principle of aiding a current drug abuser by a recovered one called the guide.
 

Treatment is free in this organization (interesting isn’t it?).


This organization has 14 ascending steps with traversing these steps (valleys), you can approach the wisdom’s command.
 

Congress60 believes if we gain applied knowledge we will get over addiction and other issues.
 

So to all of you who have doubts about coming to Congress60, if you attend Congress 60 workshops and obey its rules, you can overcome drug addiction, you won’t hate narcotics nor love it and you will look at opium as a medicine which should be at the hands of a proficient doctor.


Written by: Saeed from Mashhad’s Weblog
Translated by: Ehsan Ranjbar
 

Share
Topic : Articles

مشارکت های مکتوب . . .

دوستان و مصرف کنندگان عزیز که تا بحال با کنگره آشنا نشده اید یا قصد دارید به کنگره وارد شوید و یا آمده اید و در حال مشــاوره هستید به کنگره 60
(بیائـــید – نیـــائید).


چون : کنگره مکان مقدس و امنی است که با قوت گرفتن از الله به کار خود ادامه می دهد، این مجموعه از الله کمک می گیرد نه از نیروهای اهریمنی و شیطانی.

این مجموعه می گوید اعتیاد را ترک نکنید بلکــه آنرا درمان کنید.


این مجموعــه مدعی است اعتیاد یک بیماری مــرمــوزنیست و راه درمان قطعی اعتیاد را پیدا کرده است.
 

در این مکان هیچگونه داروی درمانی شیمیایی به شما داده نمی شود که طی مدت زمانی کوتاه اعتیاد را ترک کنید، بلکه می گوید برای درمان اعتیاد به دارویی گیاهی دست پیدا کرده به نام اپیوم (تریاک).


کنگره می گوید برای درمان (نه ترک اعتیاد) باید 11 ماه صبر داشته باشی چون سه ظلع جسم، روان و جهان بینی شما مورد تخریب واقع شده و طی این مدت این سه ظلع باید به تعادل برسد.
 

در این مجموعه باید طی پله های 21 روزه مواد مصرفی خود را کاهش (تیپرینــگ) دهید تا به مرور زمان سیستمهای از کار افتاده ای همچون مواد شبه افیونی و ضد درد بدنتان دوباره باز سازی و ترمیم شود.
 

کنگره، خود فرد را به عنوان درمانگر اعتیاد می شناسد و می گوید تمام مسئولیت و خواست درمان باید با خود فرد باشد نه شخص دیگری.
 

این مجموعه دوربینی با وضوح بسیار بسیار بالا به شما می دهد و با آن می توانید متوجه شوید که در کجای جسم و روان و جهان بینی شما تخریب بوجود آمده و چقدر.


کنگره 60 مانند مدرسه ای است که شما با ورود به آن دانش آموزانی را می بینید که دقیقا از جنس و رنگ و مدل خودتان هستند (بحث اعتیاد) و جالب است که معلم و ناظم و مدیر مدرسه هم اینچنین هستند (البته همگی درمان شده اند) و همگی به یکدیگر کمک می نمایند تا از این ظلمت اعتیاد خارج شوید.


این مجموعه مانند مدارس دارای نشریات، جزوات آموزشی، کتاب و ... نیز بوده که به درمان شما بسیار کمک می نماید.
 

کنگره با قدرت اختیار فرد مصرف کننده تمام آموزشها و کلا هر آنچه را که شما باید درباره اعتیاد و انسان بدانید توسط فردی که خود مصرف کننده بوده و به درمان رسیده و نامش راهنماست در اختیار شما قرار می دهد.
 

درمان در این مجموعــه بصورت رایگان میباشد (جالب است نه؟)
 

این مجموعه 14 پله صعودی دارد که با طی کردن این پله ها (وادی ها) می توانید به فرمان عقل نزدیک شوید.
 

کنگره 60 می گوید چیزی درون انسانهاست که اگــر آن بالا رود و بصورت کاربردی شود محال است، شما از پس مشکل اعتیاد و دیگر مشکلها بر نیایید. درست است اسمش دانائیست.آفرین


پس ای عزیزان به کنگره (بیائـــید – نیـــائید) چون اگر وارد کنگره 60 شوید و با سیستم آن جلو رفتید شک نکنید که برای یک عمر تکلیف شما با مواد معلوم است نه آنرا دوست دارید نه از آن متنفرید، فقط به چشم یک دارو که باید دست پزشکی حاذق باشد به آن نگاه می کنید.


با تشکر


نویسنده: سعید
منبع: وبلاگ نمایندگی مشهد

 

مشارکت های مکتوب . . .

ارزش یا ضد ارزش؟مسئله این است!

یکی از بزرگ ترین کارهایی که کنگره60 برای من انجام میدهد  تغییر دادن دیدگاه من نسبت به ارزش هاست.

بهتر بگویم،معرفی کردن ارزش هاست.اینجاست که با ارزش های واقعی آشنا میشوم،هرچند که انجام دادن یا ندادن آنها به عهده خودم است.

در زمان مصرف ارزش ها از نظر من چیزهای دیگری بود.

مثلا به اینکه چندین نوع مواد و چه مقدار و به چه صورت  مصرف میکنم به خود میبالیدم و طوری آن را بیان میکردم که انگارمایه افتخار من است!

یا به اینکه با خلافکار مطرح و بنام منطقه دوست بودم و زد و بند داشتم مینازیدم.

وقتی که چگونگی و چند و چون دزدی خود را برای دوستان با آب و تاب تعریف میکردم آن را ارزش میدانستم.

رد کردن چراغ قرمزها و تضییع حقوق دیگران را زرنگی تلقی میکردم.

و بسیاری ضد ارزش های دیگر که بین مصرف کنندگان به نوعی ارزش تبدیل شده که باعث ارتقا یافتن جایگاه آنها در میان دوستان میشود.هر چه روابط غیراخلاقی و فسادو شرارت  و دزدی و بی بند و باری بیشتر،جایگاه مستحکم تر!!!

ضلع جهانبینی مثلث درمان این طرز نگاه را تغییر داده و به من نشان میدهد که کدام ارزش واقعی است و کدام خوراکی برای باورهای افیونی.

من از زمانی سفرم روی غلتک افتاد که شروع به پذیرش ارزش های واقعی کردم و تا زمانی که هنوز مقدار زیاد مصرف و دوستی با اصغر یاکوزا (!!!) و زدن اکبر سوسمار(!!!) و حبس و موادفروشی و خودزنی و .... را نقاط روشن کارنامه خودم میدانستم از سفرم هیچ لذتی نمیبردم و فقط برای رفع تکلیف سر جلسات حاضر میشدم.

اما همین جلساتی که علی رغم میلم در آنها حاضر میشدم و مدام برای تمام شدنش

لحظه شماری میکردم بالاخره تاثیرش را روی

من گذاشت و دیدگاهم را  نسبت به زندگی تغییر داد.

اینجا بود که فهمیدم اصرار راهنما برای حضور به موقع و موثر و منظم من در جلسات برای آزار دادن من نبوده!

در انتها از استاد عزیزم آقای بابایی که منو قابل دونستن و اجازه دادن تا دوباره در این جایگاه

(نویسنده وبلاگ) حضور داشته باشم تشکر میکنم و امیدوارم مطالبم مفید واقع بشه.

مشارکتهای مکتوب . . .

" نگاهی به سفر اول از زاویه ای جدید "



زندگی بدون هدف مثبت برای من در دوران مصرف یک عادت شده بود.هیچ هدف بلند مدتی نداشتم که برای آن برنامه ریزی و
تلاش کنم.زندگی بی برنامه،بدون تلاش،بدون انگیزه و بدون هدف از من یه آدم فوق العاده ضعیف ساخته بود.
ولی بعد از شروع سفر اول یک هدف داشتم که همون رهایی بود.توی جلسات برنامه ریزی وتلاش کردن برای رسیدن به هدف رو یاد گرفتم.و این تمرینی بود برای شروعی دوباره،برای یک شروع خوب.
هدفی داشتم که نه آنقدر سخت بود که برام دست نیافتنی باشه،نه اونقدر آسون که بشه بدون تلاش و برنامه ریزی بهش رسید.
این یعنی یه تمرین ایده آل برای هدفمند زندگی کردن.
چی بهتر از این میتونه باشه برای کسی که زندگی هدفمند رو مدت هاست به فراموشی سپرده؟!
به نظر من سفر اول فقط یکی از ابعادش رهایی از اعتیاده.
آموزشهایی که مسافر تو سفر اول میگیره میتونه برای همیشه تو زندگی کمک حالش باشه.
اینکه روی آموزشهای سفر اول تاکید میکنم به خاطر اینه که (خودمم نمیدونم چه سری داره ولی) جذب خیلی از آموزشها تو سفر اول برام راحت تر بود.
تقریبا همه جلسات رو تو سفر اول حاضر بودم و معمولا هفته ای شش روز کنگره بودم ولی الان حسرت همون تک جلسه هایی که تک و توک غیبت کردم رو میخورم.واقعا هر ثانیه اش غنیمت بود و من به راحتی از دست دادم.
شاد باشید
نگارش : مسافر عباس کاظمی رها یافته از اعتیاد
منبع تالار گفتگو اعتیاد و مواد مخدر

مشارکت های مکتوب . . .

جهانبینی و رانندگی

 

 این روزها ، کمتر جلسه ای در کنگره دیده می شود که هنگام برگزاری ، یاداشتی در مورد پارک ماشین ها به نگهبان داده نشود . تقریباً در تمامی نمایندگی های کنگره 60 ، مشکلی به نام جای پارک وجود دارد . با وجود اینکه در اکثر جلسات ، به صورت مداوم ، توسط مرزبانان در این خصوص پیام داده می شود ، باز هم از گوشه و کنار می بینیم و می شنویم که فلان ماشین جای نامناسبی پارک کرده  و برای همسایگان ایجاد مزاحمت نموده است .

به همین بهانه ، سعی شده است در این مطلب ، ارتباط رانندگی با جهانبینی مورد بررسی قرار گیرد  .

  آشنایی نزدیک اینجانب با مقوله رانندگی خودروهای سبک و سنگین که از دوران نوجوانی آغاز شد و به اخذ گواهینامه پایه یکم در سال 1375 انجامید  نیز ، دلیل و بهانه ای شد تا در این مورد چند صفحه ای مطلب بنویسم که امیدوارم مورد پسند خوانندگان محترم قرار گیرد .

امروزه ، بیشتر مردم ، ساعات زیادی از وقت روزانه خود را در حال رانندگی و پشت فرمان اتومبیل می گذرانند . ساعاتی که شاید بعد از خواب شبانه ، بیشترین زمان شبانه روزی ما را به خود اختصاص دهد ، زمانی بیش از کارهایی مثل : غذا خوردن ، مطالعه ، ورزش ، تلویزیون ، اینترنت و غیره .
گفته می شود ، خواب دیدن ، گواه صادق درون هر انسانی است و ما در هنگام خواب دیدن ، شخصیت و خواسته های خود را بدون نقاب ، به نمایش می گذاریم . شاید بتوان گفت رانندگی نیز گواه صادقی است از آنچه که در درون ما می گذرد و به نوعی ، جهانبینی ما را به نمایش می گذارد .
شباهت های بسیاری ، بین رانندگی اتومبیل و رانندگی جسم وجود دارد و ارتباط تنگاتنگی بین این دو برقرار است.


می دانیم که انسان از دو بخش صور آشکار و صور پنهان تشکیل شده است . صور آشکار ، بدون در نظر گرفتن اعمال حیاتی و ناخودآگاهی که سیستم عصبی خودمختار آن ها را کنترل می کند ، ما بقی ، اختیاری از خود ندارند و رانندگی و هدایت آن به عهده صور پنهان می باشد . فرامینی که ما به زبان ، دست ها ، پاها ، چشم ها و گوش ها می دهیم  ،  بخشی از رانندگی و فرماندهی ما بر این دستگاه  عظیم را نشان می دهد .
رابطه صور پنهان نسبت به صور آشکار ، حکایت راننده و اتومبیل است . اتومبیل نیز هنگام حرکت ، به جز دستگاه هایی که به صورت خودکار ، کار خود را انجام می دهند ، ما بقی ، در اختیار راننده است .

انسان هایی که در هنگام رانندگی ، اصول و قوانین را رعایت نمی کنند و به حقوق دیگران احترام نمی گذارند و رانندگیشان موجبات آزار دیگران را فراهم می کند ، انسان هایی هستند که در رفتارهای دستگاه عظیم جسمانی خود نیز تقریباً به همین صورت عمل می کنند و رانندگانی که در هنگام رانندگی ، به حقوق دیگران ، اصول و قوانین احترام می گذارند ، در رفتارهای خود  نیز اغلب  تابع همین قوانین هستند .

برای بعضی از رانندگان ، رانندگی ، به مفهوم به هم ریختن اعصاب ، عصبانیت ، زدوخورد  ، داد و فریاد ، خستگی و از دست دادن انرژی است .

آشنایی با اصول رانندگی صحیح و سالم و رعایت قوانین آن ، می تواند نقش بسیار مهمی در حفظ انرژی و آرامش روزانه ما داشته باشد ، مضافاً بر اینکه از حوادث رانندگی جلوگیری نموده و باعث می شود نه تنها از رانندگی تصویر بدی نداشته باشیم ، بلکه از آن لذت ببریم .

اعضای کنگره 60 ، که از آموزش های جهانبینی بهره مندند ، قدر مسلم  ، بایستی رانندگی درستی داشته و جهانبینی آن ها  در رانندگی  نیز به وضوح قابل تشخیص و تمایز باشد .

ادامه نوشته

سقوط آزاد . . .

مسافر حسن 
آنتي ايكس هاي مصرفي : كراك و شيشه  * مدت زمان طي شده از سفر  5 ماه * مصرف قبل از سقوط آزاد : ؟ ؟ ؟





  به نام خالق هستي

يك شنبه ساعت 22 مورخ 1390/04/19

داشتم از كنگره ميومدم خونه ولي تو راه فكرم مشغول اين بود كه چرا راهنمام به من دستور سقوط آزاد داد ؟ (قطع مواد چند روزه) مگه من چه كار اشتباهي كردم ؟(لازم به توضيح است كه بعضي از مسافران سقوط آزاد را تنبيه مي دانند كه به نظر من سخت در اشتباهند). وارد خانه شدم بعد از سلام و احوالپرسي به همسفرم (مادرم) گفتم : بالاخره كار خودت رو كردي؟ با تعجب نگاهي بهم كرد و گفت : چي داري ميگي ؟!! گفتم : راهنمام دستور سقوط آزاد داده و رفتم داخل اتاقم و در رو بستم . روي زمين دراز كشيدم ، افكار عجيبي از ذهنم مي گذشت و تصاوير روزهاي قبل ، جلسات كنگره و سخنان راهنمام كه بيشتر خطاب به من بود و از جلوي نظرم مي گذشتو با خودم مي گفتم : بعضي از حرف ها حقيقت داره . با صداي همسفرم كه مي گفت : شام آماده است ؛ به خودم آمدم . بعد از شام همسفرم رو به من كرد و گفت : فكر ميكني خيلي زرنگي ؟! از قيافه ات معلومه كه كه ميزون و روبراه نيستي و خيال ميكني كه كسي نميفهمه . نگاهي بهش كردم و گفتم : من به چه زبوني بگم كه گريز نميزنم ؟ گفت : ميدونم گريز نميزني اما معلوم نيست داري چيكار ميكني كه اينطور بهم ريخته اي . چيزي نگفتم و رفتم اتاقم و دراز كشيدم و . . .

منبع :

http://arab-lejion60.blogfa.com


ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

امروز لژیون با دستور مشارکت مکتوب با موضوع وادی 8 برگزار شد که در زیر مشارکت مکتوب آقا محسن را می آورم:(با حرکت راه نمایان می شود).



دوستان من به شخصه این وادی را مفیدترین و با ارزش ترین وادی نسبت به دیگر وادی ها می پندارم و دوست دارم چون این وادی خیلی چیزها به ما می آموزد. طوری که احساسم و درکم به من می گوید هر آن چه در دوران اعتیادم یا حتی هر گونه کج روی در زندگی خودم جز تخریب ، بدبختی و بی شخصیتی برایم معنا نداشت آن هم بدست خودم، هیچ کس دیگر را نمی توانم مقصر بدانم. چقدر زیبا بیان شده که با حرکت راه نمایان می شود.

تقریبا حدود سی سال از عمرم بیهوده جهت اموراتی گذشت که هیچ چیز جز مواد برایم معنا نداشت چون مسیر اشتباه بود ، حتی یکبار با خود خلوت و تفکر نکردم که این مسیر من را به بیهودگی و بدبختی سوق داده نه چیزی می بینم و نه می شنوم ، سر خورده و بی عقل تا آن جا که دیگر زن و فرزند و زندگی خود را در حال از دست دادن می دیدم ، غافل از اینکه دنیای دیگری هم هست. با علم به اینکه سن من بالا رفته ولی میبینم می توانم با کمی درایت و از خود گذشتگی و با حرکت صحیح مسیر درست را با کمک راهنمای عزیزم پیدا کرده و آنچه را سالها چه از نظر روحی روانی ، جسمی و شخصیتی از بین برده ام یا به نوعی به خودم بدهکارم را باید جبران کنم یا علم به اینکه در ساختار جسم من سیستمی وجود دارد که خود سازنده مواد شبه افیونی یا ضد درد فعال و موجود است که با کمی همت بازسازی و راه اندازی می شود تا انشا الله به یاری قدرت مطلق بتوانم بازپرداخت بدهی یا جبران خسارت کنم. مسئله مهم اینکه من سالها مبتلا به دیسک کمر بودم و هرکس از راه می رسید تجویز کرد که مواد چاره درد است تا جایی که درد را نمی فهمی و احساس نمی کنی غافل از اینکه چه بر سرم می آید. شکر خدا با آشنا شدن با کنگره 60 و طریق درمان و سرلوحه قرار دادن وادی ها خصوصا وادی 8 که همانا حرکت کردن است حدودا 9 ماه از سفرم می گذرد از آن جا که سیستم شبه افیونی و ضد درد در جسم من در حال باز سازی است با گذر از هر پله اوضاع بیماری من بهتر شده تا جایی که مدتهاست دیگر هیچ گونه داروی مصرف نمی کنم.

نکته دیگر در این وادی بسیار مهم و با ارزش است با کمی تفکر که چه بلایی از نظر شخصیتی و آبروی خانوادگی و اجتماعی و با دست خود سرم آمده چون فقط خودم را می دیدم و می خواستم دیگران برایم معنی و مفهومی نداشتند در حال حاضر با اولویت قرار دادن این موضوع به این مهمی می توان حرکت صحیح را آغاز تا بیاری حق راه خود نمایان تا بتوانم با گذر از آن خسارتی را که به خودم و خانواده ام و به فامیل و نزدیکان و حتی به جامعه که در آن زندگی می کنم جبران شود به یاری حق تعالی.

گزارش:مسافر احسان


http://www.c61.ir/Congress60-Human-Revivification-Society/Forum/showthread.php?t=1866&p=23658#post23658