" تفاوت دانش کنگره 60 با دانش های دیگر "


استاد فرمودند که سطح انتظار از مسافری که با چگونگی و نحوه ی آموزش کنگره آشنا گردید و چند ماهی از سفرشان گذشته، بالا می رود.


یک مسافر باید توانایی انطباق تجربیات خود و دیگران را با دانش جاری در کنگره داشته باشد. این جمله که دوستان همه گفتنی ها را بیان کرده اند و دیگر نا گفته ای باقی نمانده حرف درستی نیست، هر کدام از ما اگر به درونمان رجوع کنیم، قطع یقین حرف های بیشماری برای گفتن و بیان تجربیات وجود دارد، ضمن اینکه گفتن تجربیات و به درون رجوع کردن، کاملأ دو وجهی است؛ مثلأ تمام افرادی که شیشه مصرف کردند، می دانند که با مصرف چه علائم و نشانه هایی و در ادامه چه عوارض و عواقبی در فرد مصرف کننده پدید خواهد آمد، این اطلاعات و آگاهی ها را تمام NGO ها و متخصصین و مصرف کننده ها می شناسند ولی آیا تشخیص هم می دهند؟

چون تا اینجا هیچ فرقی با هیچ دانشی در کره زمین نداریم؛ تفاوت علم کنگره اینجا نمود پیدا می کند که ما در پی کاوش و رصد کردن چگونگی و علل این مسائل و همچنین تشخیص راه درمان برای آن هستیم لذا بحث در لژیون باید یک قدم فراتر باشد و تجربیاتمان را با دانشی که آموزش میبینیم ،تطبیق داد و ارتباط آن را پیدا کنیم؛
یعنی بحث کاوش و به کار افتادن چرخه تفکر و قوی شدن قدرت تفکر از اینجا شروع می شود.

پس هر رهجویی برای رسیدن به درجات عمیق تر از شناخت، باید قدرت تطبیق تجربیاتش را با حقیقت پیدا کند، این دانش کاملأ دو وجهی است بخش اول بحث فنی و فیزیولوژی در جسم است و بخش دوم دانش جهان بینی و نوع نگرش ما در هر موضوعی می باشد.


سیستم فیزیولوژی بدن انسان، از پیچیده ترین و دقیق ترین شاهکار های خلقت می باشد، علم پزشکی هنوز در شناخت سیستم ایکس بدن و کارخانه های تولیدی آن عاجز مانده است.مواد مخدر بیرونی روی گیرنده های سیستم ایکس بدن دو نوع اثرمی گذارد، برخی از آن ها مانند نانترکسون مانند یک حجاب روی گیرنده ها و نروترانسمیترها را می گیرد و مانع از عملکرد آن ها می شود، برخی از مواد هم گیرنده ها را فعال کرده و نروترانسمیتر ها را مجبور به فعالیت می کند.

اثر گذاری شیشه و کوکائین باهم متفاوت است، داستان تأثیر مواد روی بدن و سیستم های داخلی مثل جهانی است که ما هنوز در راهرو آن هستیم و فقط از درب وارد شده ایم، هنوز به صحن حیات نرسیده ایم.

دانش پزشکی می رسد به جایی که با آزمایش می توان سطح ترشحات شبه افیونی بدن مثل دوپامین، سرتونین و غیره را مثل آزمایش قند خون، چربی مشخص نماید، هنوز در بیشتر موارد نگاه پزشکی در مرحله نگهدارندگی است ولی نگاه کنگره به اعتیاد، نگاه درمان و رسیدن به تعادل هاست.

استاد در ادامه به اهمیت جسم و فیزیولوژی بدن در درمان اشاره کردند و فرمودند قدم اول در درمان صددرصد جسمی است؛ میزان تبادل انرژی بدن از طریق چاکرا ها بقدری حائز اهمیت است که اگر به تعادل برسد، کالبد های بعدی ما را نیز ترمیم می کند، پس پناه می بریم به خدا از دست سیستم بیوشیمی نا متعادل.