مقالات تحلیلی . . .

" اثر دوپامین "

سلام دوستان حسین هستم یک مسافر

با آرزوی سلامتی و سعادت برای تمامی خوانندگان این وبلاگ، امروز در خصوص چرایی لذت‌بخش بودن مواد مخدر از دیدگاه علمی به گفتگو می‌پردازیم. امیدوارم بتوانیم ابعاد تخریب‌های مواد مخدر را بهتر بشناسیم.

تمام مواد اعتیاد آوری که توسط انسان سوءمصرف می‌شوند به طور مستقیم یا غیر مستقیم مغز را تحت تأثیر قرار می‌دهند؛ اما سؤال این است که چطور این فرایند رخ می‌دهد؟

بد نیست بدانیم در مغز هر موجود زنده‌ای، ساختاری وجود دارد که به آن، نظام پاداش مغزی گفته می‌شود. به نظر می‌رسد، مغزهای ما سیم‌کشی شده‌اند تا مطمئن شوند که فعالیت‌های پشتیبانی‌کننده‌ی زندگی را از طریق همراه سازی آن فعالیت‌ها با لذت یا پاداش تکرار خواهیم کرد. هر گاه این نظام پاداش فعال می‌شود، مغز خاطرنشان می‌شود که برخی چیزهای مهم در حال وقوع است که نیاز به یادآوری دارد و به ما می‌آموزد که تکرار کنیم و تکرار، بدون تفکر در باره‌ی آن؛ زیرا بر این باور است که آن چه این مسیر را تحریک می‌کند، برای ادامه‌ی زندگی ضروری است.

انسان همانند سایر موجودات رفتار و فعالیت‌هایی را که پاداش دهنده است، انجام می‌دهد. احساسات لذت‌بخش با ایجاد تقویت مثبت موجب تکرار رفتار مورد نظر می‌شود. جالب است بدانیم، پاداش‌هایی که موجب تحریک نظام پاداش می‌شوند، دو گونه هستند ............

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

مهندسی اعتیاد، مجله طب اعتیاد

به دلیل همکاری نسبتاً طولاني‌مدت با متخصصان حوزه‌ی درمان اعتياد و هم‌چنين مذاكره با افراد زيادي كه تحت درمان دارويي اعتياد هستند (شربت تریاک و متادون)، مشاهده كردم که در بیشتر موارد هيچ‌گونه رابطه‌ی علمي، منطقي يا محاسباتي بين مواد مصرفي فرد مصرف‌كننده و داروي تجويزي به او براي درمان نگهدارنده و يا درمان قطعي وجود ندارد. در نهايت به اين نتيجه رسيدم كه اگر محاسبات بسيار ساده‌ای در حوزه‌ی درمان اعتياد براي تعيين اندازه‌ی دارو انجام شود، مي‌تواند اثرات ثمربخشي داشته باشد. البته در اين مقاله فقط توانستم به چند نكته‌ی مهم و كليدي و تعيين‌كننده اشاره کنم و توضیح مختصری درباره‌ی هر کدام از آن‌ها ارائه‌ دهم.

مهندسی اعتیاد چاپ شده در فصلنامه طب اعتیاد که از منابع شرکت در امتحان کمک راهنمایی می باشد به صورت فایل PDF در اختیار شرکت کنندگام آزمون و همچنین علاقه مندان به این حوزه قرار داده شده است.

 

pdf دریافت فایل مهندسی اعتیاد - حجم فایل : 1.5mb

 

مقالات تحلیلی . . .

" بررسی روش UROD برای سم زدایی معتادان به مواد مخدر "

UROD یکي از روش‌های کاهش گیرنده‌های مخدر در مغز است. هنگامي که فرد معتاد مصرف مواد مخدر را کنار می‌گذارد، مجموعه‌ای از علائم قطع مصرف يا ترک ايجاد می‌شود. اين علائم شامل بی‌خوابی، بی‌قراری، درد عضلاني، اسهال و دل‌پیچه، آبريزش بيني و از همه بدتر احساس ولع نسبت به مواد مخدر است. مصرف مواد مخدر باعث افزايش گیرنده‌های طبيعي آن‌ها در مغز می‌شود، بنابراين پس از قطع مصرف، در ساعت‌های بحراني (8 تا 12 ساعت پس از آخرين مصرف) مغز منتظر موادي است تا گیرنده‌ها را تحريک و حالت نشاط و سرخوشي ايجاد کنند، در غير اين صورت علائم جسمي ترک به وجود می‌آیند. حال استفاده از روش UROD موجب می‌شود به جاي اينکه اين علائم جسمي بر اساس شدت اعتياد، نوع و مقدار ماده مورد مصرف حدود 3 تا 7 روز ادامه داشته باشند، طي 4 ساعت از بين بروند.

بسياري از موارد عود اعتياد و گرايش افراد معتاد به مواد مخدر يا مواد ديگر در همين دوره سم زدايي و طي يک هفته رخ می‌دهد. مهم است بدانيم سم زدايي، اولين گام درمان بيماري اعتياد است و هنگامي که چند بار اين اولين گام، ناموفق باشد، معتاد خود را ناتوان می‌یابد و انگيزه لازم براي دوره‌های ترک ............

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

" بی حوصله گی، انواع بی حوصلگی و راه رهایی از آن "

شنبه اول صبح، دقيقاً خوراک همين حس است؛ بي حوصلگي. ساعت ها و دقايقي از هفته كه بايد آن را از تقويم پاك كرد و هفته را از ظهر شنبه شروع كرد تا شايد كمي هواي حوصله از ابري بودن بيرون بيايد. گاهي اين حس فقط به همان روز و دقايق محدود مي شود و بعد از آن مي توانيد تا آخر هفته را پرانرژي ادامه دهيد. گاهي هم همين طوري حوصله نداريد و هر كاري هم بكنيد. حوصله تان سرجايش نمي آيد كه نمي آيد. شما تنها نيستيد؛ خيلي از افراد در خيلي از ساعت هاي روز يا هفته درگير اين حس مي شوند. جالب اينجاست كه همه بي حوصلگي ها شبيه هم نيستند. شايد به همين دليل است كه هرازگاهي يكي از انواع آن گريبان مان را مي گيرد و ول كن هم نيست تا وقتي همه برنامه هاي زندگي مان را به هم نريزد. تازه دانشمندان هر روز نوع جديدي از آن را هم كشف مي كنند. تا الان ۵ نوع بي حوصلگي كشف شده. چقدر با آنها آشناييد؟

اول به اين سوال جواب بدهيد تا بعد وارد بحث شويم؟ به نظرتان ............

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

مقاله گره قدرت

قرآن در نشان دادن عظمت قدرت خدا و اينكه كاه و كوه براي او يكسان است چنين مي‌فرمايد:ما خَلقُكُم وَ‌ لا بَعثُكُم إلا كَنَفسٍ‌ واحِدَةٍ». لقمان/28

آفريدن و زنده كردن همه شما ـ از نظر سهولت ـ همانند خلقت و زنده كردن يك تن است.

ساختار قدرت یا به عبارتی توانایی انجام کار و  انجام ندادن کار می باشد . یعنی همه کارهایی که من می توانم انجام بدهم ویا با تمام  توانستن ،انجام نمی دهم قدرت معنی می شود شاید این توان را همه روزه به کار می بریم  اما این توان که بتواند به ضد خودش هم تبدیل شود قدری بعید به نظر می رسد  اما در واقع همین طور است چون هر چیزی در جهان هستی با ضد خودش قابل شناسایی می باشد.

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

مروری بر وادی های اول ، دوم وسوم  

ما اگر می خواهیم در مسئله اعتیاد موفق باشیم بایستی به وادی ها توجه داشته باشیم، وادی ها خیلی مهم هستند، فکر نکنیم اعتیاد فقط یک بیماری در صور آشکار است،اعتیاد در صور پنهان هم وجودداردو این یعنی روبرو شدن با نیروهای منفی و اهریمنی و این چیز کمی نیست.


همه حس کرده ایم پشت پرده خبرهایی است، حس کرده ایم که هر وقت می خواهیم وارد صراط مستقیم شویم، چپ و راست مشکلات زیادی برایمان به وجود می آید، تا دیروز که در به در به دنبال مواد مخدر می گشتیم و پیدا نمی کردیم، از امروز که دیگر می خواهیم مصرف نکنیم از چپ و راست مواد به دستمان می رسد. 

این مسائل توسط چه کسی اتفاق می افتد؟ حتماً نیرویی وجود دارد که به آن نیروی بازدارنده می گوییم، نیروی بازدارنده یعنی نیرویی که ما را نگه می دارد و نمی گذارد در صراط مستقیم قرار بگیریم، بسیار هم قدرتمند است و به هر طریقی سعی می کند ما را به سمت خودش جذب کند. 

برای اینکه نیروهای منفی هم نیاز به............

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

محبت صوری نیست ، محبت به حرف و سخن نیست ، محبت دامنه وسیع بی انتهاست . اگر باشد حقیقت است و دیدن حقیقت چشم ودل می خواهد ، پایه و ریشه محبت دانایی است و معرفت یعنی اگر این دانایی و معرفت نباشد ما نمی توانیم وارد وادی محبت شویم.


سهروردی بزرگ می گوید : اگر انسانی شناخت و درک و آگاهی در یک موضوع مثبت داشته باشد به آرامی معرفت در جهت خیر محض ادامه پیدا می کند ولی اگر در جهت منفی باشد معرفت در جهت شر محض ادامه پیدا می کند ، اگر معرفت در جهت خیر محض و انسانی و در جهت بیداری ، آگاهی و دانایی به آن دست پیدا کند وارد مرحله محبت می شود .
محبت بین دونفر چگونه پدیدار می شود ؟ هر گاه بین دو نفر هیچ سری وجود نداشته باشد آن موقع معرفت به وجود می آید . پس انسانهایی که همه چیز را از هم پنهان می کنند آن ها خیلی کم می توانند وارد مرحله محبت شوند . ما اگر محبت را از انسان بگیریم در انتهای آن چه باقی می ماند ؟ هیچ چیز برای ادامه حیات باقی نمی ماند . کسانی که پیوند محبت بینشان بسته باشد حتی در حلقه های بعدی هم به هم می پیوندند . یک سری محبت ها قراردادی هستند که پیرو آن قرارداد نمی توانند ایجاد محبت کنند و ایجاد مسئولیت به وجود می آید مثل پدری ، مادری ، همسری ، فرزندی . محبت است که ما را انتخاب می کند ما محبت را انتخاب نمی کنیم . این دروغ، است که ما را انتخاب می کند ما دروغ را انتخاب نمی کنیم . ما بر اساس عملکردهایی که داشتیم وفعل هایی که انجام دادیم مجبور بودیم کهَ دروغ بگوییم با مصرف مواد که یک عملکرد غلط است مجبور بودیم به دیگران دروغ بگوییم پس عملکرد ما اشتباه بود که ناگزیر به دروغ گفتن بودیم و به این دلیل دروغ انسان را انتخاب می کند . قلب انسان مثل زمینی است که پر
..........

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

هر کس قصه زندگی خودش را می‌نویسد



گاهی آنقدر محکم به قصه زندگی‌ خود می‌چسبیم و به هر قیمتی که شده سعی می‌کنیم آن را حفظ کنیم تا مبادا آن را از ما بربایند. در حالی که داستان یا قصه زندگی هر فرد براساس اندیشه، فرهنگ، دانش و الگوهای به جا مانده از دانسته‌های او شکل می‌گیرد.در ادامه مقاله‌ای را از یکی از همسفران می‌خوانید  که با نگاهی تازه به این موضوع نگریسته است.....

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

" حس "

" نوشتار کاست وادی چهاردهم، ضبط شده درسال 1379، شعبه انقلاب "

بارها این اتفاق افتاده که انسان بخواهد کاری را انجام بدهد و با این جمله روبرو شود که حسش نیست این جمله بصورت عامیانه عنوان می شود. به هنگام رفتن به کنگره، میهمانی، پارک و مثالهای این چنینی. اما مهمترین عامل برای حرکت در انسان حس می باشد. احساس معادل نیروست و نیرویی که با انجام دادن آن احساس رو پدیدار می کند.

احساس در انسان به وجود نمی آید مگر اینکه انرژی در آن جابجا شود وقتی انرژی را به انسان دیگری انتقال می دهیم "به او محبت می کنیم" در طرف مقابل احساس آرامش به وجود خواهد آمد.

و زمانی که فردی را در حضور دیگران مورد حمله قرار می دهیم مقداری انرژی را از آن شخص می گیریم و شخص را خلع سلاح می کنیم و به او احساس پوچی و ناتوانی دست می دهد و در ما احساس قدرت و برتری. این انرژی چون با توافق دو طرف دریافت و پرداخت نشده به انرژی ناخالص تبدیل می شود و وارد ساختار ...........

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

نوجوانی و اعتیاد !!!

غالبا چنین تصور می شود که مصرف اندک مواد مخدر، برای مثال سیگار خطری ندارد. مسلما این کار برای گروهی از نوجوانان یک اقدام کنجکاوانه و نمودی از بزرگسال دانستن خویش است اما همیشه چنین نیست. مصرف کم ترین تعداد سیگار نیز برای نوجوانی که مشکلات دیگری هم دارند مقدمه ای برای ورود به رفتار های نا پسند شدید تر و در برخی از موارد، اعتیاد تدریجی به مواد مخدر است و می تواند در آینده برای مصرف مواد قوی تر مانند الکل، حشیش، تریاک و حتی هروئین زمینه سازی کند.

تصور نادرست دیگر این است که بسیاری از والدین فکر می کنند، فرزند آنان مصون از مصرف سیگار  و مواد مخدر دیگر است و همیشه بچه های دیگران را در معرض این خطر می بینند. اما این تصور همیشه درست نیست. هر نوجوان و جوان از هر طبقه و گرئه اجتماعی و با هر پیشینه تربیتی ...........

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

" راه های درمان مخدر شیشه "

یکی از انواع موادمخدر که امروزه از مواد نسبتاً پر مصرف می باشد، آیس، شیشه یا کریستال است. وجه تسمیه این ماده‌ مخدر این است که این ماده در بعضی حالات، شکل ظاهری آن شبیه خرده شیشه است و یا تکه‌های کوچک یخ، اما بیشتر به صورت دانه های ریز است. این ماده در اروپا و آمریکا بیشتر به نام آیس شناخته می‌شود. شابو که در آسیای جنوب‌شرقی و خاوردور رواج دارد نیز شباهت‌هایی با این ماده دارد.

تحقیقات نشان می‌دهد که مهمترین ترکیب این ماده‌مخدر آمفتامین است. سابقه تولید و مصرف آمفتامین به قبل از جنگ جهانی دوم می‌رسد و در زمان جنگ جهانی دوم به عنوان یک داروی مؤثر در رفع افسردگی سربازانی که مشغول جنگ بودند و یا نیروهایی که قرار بود چندین شبانه‌روز را به صورت پیوسته به نبرد مشغول باشند و فرصت استراحت نداشتند برای بالا بردن سطح انرژی آنان استفاده می‌شد.

با گذشت زمان و مشخص شدن عوارض خطرناک این ماده و اعتیاد به آن، کاربرد این ماده به عنوان دارو به تدریج کنار گذاشته شد اما سوداگران و تولیدکنندگان موادمخدر، استفاده از این ماده را در تهیه موادمخدر جدید در دستور کار خود قرار دادند. شاید اولین و مهمترین ماده‌ مخدری که از آمفتامین به ...........

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

" پاردایم یا الگوی درمانی كنگره 60 "



دو صد گفته چون نیم كردار نیست.

بهترین روش یا متدی كه تاكنون بشر را به دروازه‌های تمدن یا پیشرفت رسانده‌است، الگو برداری از طبیعت بوده است. برای مثال هواپیما كه از روی پرندگان، و زیردریایی كه از روی ماهی‌ها الگوبرداری شده‌است. اگر به كتاب آسمانی نگاه كنیم متوجه می‌شویم كه مرتباً از الگوها سخن به میان می‌آید؛ قوم عاد، قوم ثمود، قوم لوط، فرعون، موسی و ... همه برای ما الگو می‌باشند.

در زندگی امروزی صنعت‌گران،هنرمندان، برج‌سازان، شهرسازان و .... همه سعی می‌كنند كالای خود، یا طرح خود را به‌ صورت الگو به نمایش بگذارند، زیرا ماكت یا الگوی به نمایش گذاشته شده، كاملاً نشان دهندة تبحر، سلیقه و ذوق صاحب آن است. ولی هیچ نوشتار، گفتار، نقشه و ماكتی نمی‌تواند به اندازة الگوی واقعی بیانگر و نشان دهندة اصل موضوع باشد. به این دلیل همه در كنگره 60 الگوی یكدیگر هستند؛ برای مثال معتاد تزریقی كارتن خواب كه اكنون چند سال از رهایی او می‌گذرد و شخصی موفق است، الگوی تازه وارد می‌باشد و معتاد تزریقی تازه وارد هم الگوی فرد رها شده ...............
ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

اعتیاد، بی راهه ای که از نا آگاهی فرد شکل گرفته
و با بی تدبیری میخواهد از آن رها شود


یکی از بزرگترین مشکلات افراد در روش زندگی،  نوع تفکریست  که برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهایشان دارند؛  همه ما انسانها از بدو تولد نیازها و خواسته­ هایی برای انجام زندگی داریم و اغلب این خواسته­ ها  برای رسیدن به یک آرامش نسبی است، اما متاسفانه گاه برای انجام این مهم دچار مشکلات میشویم و در ادامه این مشکلات برایمان مانند سدی میشود که توان مقابله با آن را نداریم، وقتی در درون ما خواسته ای به وجود می آید نا خودآگاه به آن فکر میکنیم و با کمک ارتباط داده­ هایی که در دست داریم شروع به حرکت در آن مورد، میکنیم پس میتوان گفت تفکر اولین نقطه آغاز برای رسیدن به یک خواسته است و تفکرات ما اغلب ناشی از وجود یک یا چند خواسته در درون ماست که در یک لحظه و یا بر اساس یک سری اتفاقات درونی و یا بیرونی شکل گرفته است.

در یکی از نوشتارهای اساسی و پایه­ ای کنگره 60  .............

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

وادی سوم می گوید: باید دانست هیچ موجودی به میزان خود انسان به خویشتن خویش فکر نمی کند.

اين قانون خیلی مهم است، ما وقتی از جهانبینی افیونی صحبت می کنیم و می گوییم شخصی جسمش از تعادل خارج شده و جهانبینی اش از تعادل خارج شده است، جهانبینی چگونه از تعادل خارج شده است؟ جهانبینی تبدیل شده است به جهانبینی افیونی و معتاد گونه، نگرشی که از پشت عینک مواد مخدر، خانه خالی و هزار نوع نگرش منفی که با مصرف مواد مخدر به سراغ ما می آیند برای این که وارد دارو دسته نیروهای منفی شده ایم، تفکرمان هم مثل آنها شده است، منفی گرا شده ایم و همه را دشمن می بینیم و همه را مقصر می دانیم، این یعنی جهانبینی منفی.

حالا می خواهیم از دارو دسته نیروهای منفی خارج شویم و به سلامتی برسیم، تفکر باید عوض بشود، یکی از بخش های مهم جهانبینی معتاد گونه و افیونی روحیه طلبکاری است، این اشخاص همه را برای معتاد شدنشان مقصر .........

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

نوجوان , بحران هویت و اعتیاد !!!

با جدا شدن از دنیای کودکی و کمتر شدن توجه اطرافیان به عنوان دلبند شیرین زبان دورانی از زندگی فرد شروع می شود که به نوجوانی تعبیر میگردد. دورانی معلق بین کودکی و بزرگسالی  که فرد احترام و توجه دیگران را طلب می کند اما از بازیهای کودکانه اش هم نمی تواند بگذرد.

http://saeeddm.persiangig.com/c60/nojavan%2001.jpeg

در گذرگاه نوجوانی هویت اشخاص شکل می گیرد و این شکل گیری باقی زندگی و شخصیت فرد را در آینده به همراه ناکامی ها و موفقیت ها تعریف میکند.در سه مرحله پیشگیری مهار و درمان اعتیاد آنچه در این مقال بیشترین سهم را داراست گزینه پیشگیری و کمک به شروع یک زندگی سالم و با نشاط برای نوجوان است . . .

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

کابوس



کابوس های شبانه اکثر مسافران سفر اول را درگیر خود کرده است البته برای یک مدتی کوتاه و هیچ راهی برای فرار از کابوس های شبانه وجود ندارد و باید مدت درگیری و زمان مشاهده آن طی شود ، شاید بتوان با مصرف قرص خواب به خواب عمیق فرو رفت و کابوس را مشاهده نکرد ولی لازم است بدانیم که با این عمل صورت مسئله را حل نکرده ایم بلکه آن را پاک کرده ایم . دلیل مشاهده کابوس های شبانه به هاله انسان مربوط می شود . اگر بخواهیم توضیح مختصری در مورد هاله انسان بدهیم.......

ادامه نوشته

مشارکت های مکتوب . . .

حكم عقل را درقالب فرمانده كاملا اجرا نماييد.

این وادی:  اولين گام براي هر حرکت، بعدازتفکر است. در گذشته هرکس ازمن میپرسید عقل چیست؟ میگفتم همان مغزاست ولی با خواندن این وادی فهمیدم که عقل فرایزدی دارد وبا مرگ از بین نمیرود و مغز یک اپراتور برای عقل است. روزانه هزاران فکر مختلف درسرما مرور میشود ولی به تعدادی میرسیم به نوعی شو شود اتفاق می افتد.

بدن انسان جهان اصغراست وفرمانروایی آن به عهده عقل است.هر فکری باید به تایید عقل درآید تا اجرا شود. اگر ما یک حرکت ناشایستی انجام دهیم مثلا دست خود را جلوی شعله آتش قرار دهیم ناخودآگاه به خودناسزا مي گوييم، که چرا این کار را کرده ایم واین همان فرمان عقل است ولی قبل از آن نفس اماره به ما میگوید که این کار را انجام بده ببین چه میشود؟

ما در گذشته نشان دادیم فرمانروای خوبی برای جسم مان نبودیم وآن را به طرف ضد ارزشها بردیم. در گنکره هم فردي كه گریزمیزند به شو شود نزدیک نمیشود .اما اگر تلاش کنیم و به جایگاههای بالا برسیم . یعنی ،شو شود را توانسته ايم در مورد خودمان اجرا کنيم و اينجاست كه مي آموزيم  چگونه  برنامه هاي خوب ، را در زندگی وکار خود هم به اجرا درآوریم.

  اما اگر در مسير درست (يعني فرمانبرداري از عقل ) نباشيم ، به عنوان  مثال : تصمیم میگیریم که فردا کاری را انجام دهیم ولی انجام نمیدهیم برای ما شو شود  اجرا نمي شود زيرا زماني كه در کارهای کوچک برايمان مهم نیست  به طور حتم  نمي توانيم کارهای بزرگتر را هم انجام دهیم. يااگرتصمیم میگیریم ساعت 5 در جلسه حاضر باشیم  و به شو شود ،در اين مورد برسيم اگر از آسمان سنگ هم ببارد.ما به حضور رأس ساعت به جلسه  میرسيم .

پس :دانستن خالی به هيچ دردي نمیخورد. اگر دانستیم و حرکت کردیم آن میشود(شو شود) و فرمان عقل.مثلا میدانستیم مواد مخدر بد است و لي مصرف کرده ایم اما یکی تلاش میکند که آن را درست کند ودر مسیرش هم وارد میشود مطمئنا در اخر به خواسته اش هم میرسد پس فرمان عقل را به صورت کاربردی اجرا کرده است.

عقل در تکامل تابع خود است وازجای دیگر فرمان نمیگیرد وکسی در کارش دخالتی ندارد مانند استارت زدن ماشین.

نتيجه اي كه من توانستم از اين وادي براي خود بيابم اين است كه : کسی  كه فرمان عقل را به اجرا درآورد و کاربردی کند موفق میشود  تا جايي كه آرزوهایش هم تبدیل به(شو شود) میشود

مسافر :احسان

آنتي ايكس مصرفي:تزريق  هروئين ، كراك

داروي درمان:شربت اتي 4سي سي

راهنما:آقاي عرب

دلنوشته ها ی بچه های لژیون ما . . .

                                                                                                            

 اهمیت حضور درجلسات و تاثیر آن دردرمان اعتياد

پس از حمد و سپاس از خداوند منان که مرا با کنگره 60 آشنا نمود تا راه سلامت و سعادت را یافته و درمسیر آن قرار گیرم در مورد موضوع فوق آنچه فهمیده ام بشرح ذیل مکتوب مینمایم

بیاد دارم اولین روز ورودم به کنگره را ،که در مشاوره تاکید کردند ، برای رهایی از چنگال اعتیاد باید سه مولفه خواست قوی . گوش بفرمان بودن وحضور بموقع در جلسات را بر هر چیز دیگری مقدم دارم.

با صداقت بگویم . میخواستم رها شوم اما ترس از خماری باعث تضعیف خواسته ام می شد . گوش بفرمان بودن از زمانی درمن شکل گرفته بود که حکومت شهر وجودم بدست نفس اماره اقتاده بود .اما بنظرم مهمترین بخش حضور بموقع در جلسات بود چرا که دو مولفه دیگررا تحت الشعاع قرار داده بود .هرچه در جلسات بیشتر شرکت میکردم ترس از خماری کمرنگتر وخواسته ام قویتر میشد . درجلسات بود که یاد میگرفتم باید فرمانبردار باشم تا بتوانم فرماندهی را بیاموزم و حکومت کردن بر جسم و روانم را یاد بگیرم .

یکی از مهمترین عواملی که باعث رفتن در ظلمت سیاهی میشود جهل ونا آگاهی انسان است . من میدیدم که درهر جلسله ای که شرکت میکنم متوجه میشوم که تا کنون هیچ یاد نگرفته ام وتازه اول راه قرار گرفته ام.

همیشه فکر میکردم چون تحصیلات دانشگاهی دارم نیاز به آموزش زیادی نخواهم داشت پس اگر در جلسات شرکت نکنم یا ................

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

آیا تا به حال مفهوم خماری را درک کرده ای؟

می گوید: خسته شده ام از این همه خستگی، خسته از نگاه های معنی دار و نگاههای بی رحمانه ای که شاید از روی ترحم است و گاه از روی تنفر.


می گفت: مگر گناه من چیست که مواد مصرف می کنم، به خدا خسته شده ام و دیگر نمی خواهم مصرف کنم اما چاره ای ندارم اگر مصرف نکنم نمی توانم هیچ کاری انجام دهم، نه می توانم حرف بزنم نه راه بروم نه کاری انجام دهم، به خدا خسته ام اما نمی شود با سه روز نکشیدن سالم شد و مثل فیلمها صبح زود بیدار شد و ورزش کرد.


می گفت: به خدا همه اینها دروغ است، آدم مصرف کننده ای مثل من که سالها ...

بقیه در ادامه مطلب ...

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

                                             صبر ، استقامت ، آرامش

براي دور شدن از مسير ضد ارزشي وقرار گرفتن  در مسير ارزشي. يعني : انجام دادن كارهاي درست ،مي توان  با برنامه ریزی دقيق وصبر پيشه كردن و استقامت ورزيدن .از شکست به پیروزی ،يعني همان (آرامش ) رسيد.

زيرا: زندگی یک سفر است، سفری مانند همه سفرهای دیگر،كه اگر نقشه و برنامه ای نداشته باشیم راهمان را گم می کنیم.دراين گمراهي ،سرزنش کردن دیگران هم بخاطر نتایج ضعیفی که خودمان باعث به وجود آوردنشان شده ايم .كاري اشتباه است.

بلكه بايد بدانيم ، به علت یاد نگرفتن چیزهایی است که باید مي آموختيم ونياموختيم .هر جا که هستیم و هر موقعیتی که داریم، بخاطر اين است که خودمان اینطور خواسته ایم.

پس:مسئولیت کامل آنچه که هستیم، آنچه که به دست آورده ایم و آنچه که در آینده خواهیم شد، بر عهده خود مان است .اما با یک برنامه حساب شده، جدی و واقع بینانه، مي توانيم به موفقیت برسيم.

زمان، به خاطر هیچ کس منتظر نمی ماند. بايد بدانيم لحظات گنج بزرگی برايمان محسوب مي شوند، پس بياييدگنجمان را آسان از دست ندهیم. .زيرا دیروز به تاریخ مي پيوندد،فردا معماست و امروز هديه .

فقط بايستي اساس و زير بناهاي موفقيت را بشناسيم و آنها چيزي نيستند :جز،صبر، ايمان ،عمل ، صداقت ، منش،عشق ،وفا داري.

مي شود از شکست به پیروزی رسید. مي شود در آب های ملایم و آرام شنا کرد. اما انساني موفق است  که همیشه با برنامه ریزی پیش برود، واينجاست كه در تندباد هم می شود روی آب شناور باقی ماند . پس براي رسيدن به ساحل نجات بايد پارو زد !!!

 با برنامه ریزی وصبر پيشه كردن واستقامت داشتن در مقابل سختيها و موانع ومسائلي كه برايمان پيش مي آيد مي توانيم به شاه کلید هرموفقیت همراه با صلح و آرامش دست يابيم  .


مقالات تحلیلی . . .

اهميت و جايگاه يقين در درمان اعتیاد !!!

      

يكي از مهمترين عناصر و كليدهاي درمان،داشتن يقين است.يقين،همان حالت قطعي هست كه در روح انسان،نسبت به امر درمان پديدار مي شود و شخص نسبت به امر درمان،قطع پيدا مي كند وفقط انسان هست كه اين پتانسيل را دارد و فقط در اختيار خود انسان هست كه خود بيايد واگر راه خود را در ظلمات ديد در درون خود،نوري براي رهايي بيابد و از آن مدد بگيرد و خداوند متعال انسان را مهندس و معمار شخصيت خود قرار داده و انسان بايد در امر درمان به يقين برسد و آن قدر شناخت و درك از اعتياد و انسان و مواد مخدر به دست آورد تا ،يقين به نزد او بيايد.

پس انسان احتياج دارد تا در ......

لطفا به ادامه مطلب مراجعه نماييد

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

محبت

محبت صوری نیست ، محبت به حرف و سخن نیست ، محبت دامنه وسیع بی انتهاست . اگر باشد حقیقت است و دیدن حقیقت چشم ودل می خواهد ، پایه و ریشه محبت دانایی است و معرفت یعنی اگر این دانایی و معرفت نباشد ما نمی توانیم وارد وادی محبت شویم . سهروردی بزرگ می گوید : اگر انسانی شناخت و درک و آگاهی در یک موضوع مثبت داشته باشد به آرامی معرفت در جهت خیر محض ادامه پیدا می کند ولی اگر در جهت منفی باشد معرفت در جهت شر محض ادامه پیدا می کند ، اگر معرفت در جهت خیر محض و انسانی و در جهت بیداری ، آگاهی و دانایی به آن دست پیدا کند وارد مرحله محبت می شود .


محبت بین دونفر چگونه پدیدار می شود ؟ هر گاه بین دو نفر هیچ سری وجود نداشته باشد آن موقع معرفت به وجود می آید . پس انسانهایی که همه چیز را از هم پنهان می کنند آن ها خیلی کم می توانند وارد مرحله محبت شوند . ما اگر محبت را از انسان بگیریم در انتهای آن چه باقی می ماند ؟ هیچ چیز برای ادامه حیات باقی نمی ماند . کسانی که پیوند محبت بینشان بسته باشد حتی در حلقه های بعدی هم به هم می پیوندند . یک سری محبت ها قراردادی هستند که پیرو آن قرارداد نمی توانند ایجاد محبت کنند و ایجاد مسئولیت به وجود می آید مثل پدری ، مادری ، همسری ، فرزندی . محبت است که ما را انتخاب می کند ما محبت را انتخاب نمی کنیم . این دروغ است که ما را انتخاب می کند ما دروغ را انتخاب نمی کنیم . ما بر اساس عملکردهایی که داشتیم وفعل هایی که انجام دادیم مجبور بودیم که دروغ بگوییم با مصرف مواد که یک عملکرد غلط است مجبور بودیم به دیگران دروغ بگوییم پس عملکرد ما اشتباه بود که ناگزیر به دروغ گفتن بودیم و به این دلیل دروغ انسان را انتخاب می کند . قلب انسان مثل زمینی است که پر از آشغال و پلاستیک و شیشه خورده باشد آنجا جایی برای محبت نیست و هر کسی زباله یا آشغال داشته باشد می ریزد ولی اگر جایی که گلستان باشد جایی برای آشغال وجود ندارد و عشق و محبت در آن جایی می گیرد . در حقیقت آن اعمال و رفتار ماست که تعیین می کند که وجودمان پر از کینه و نفرت و حسادت باشد یا پر از محبت و عشق ، پس اگر بخواهیم آن ویژگی ها را داشته باشیم باید درون خود تزکیه و پالایش را انجام بدهیم . اگر بخواهیم راستگو باشیم باید یک سری فعل ها را انجام بدهیم و یک سری اعمال را انجام بدهیم آن موقع دیگر کم کم دروغ از بین می رود . پس نمی توانیم از فردا آدم راستگو باشیم چون یک پرونده ای داریم که می دانیم چه کارهایی کرده ایم و آرام ، آرام می توانیم با تزکیه این پرونده را پاک کنیم . کسی پیش بزرگی رفت و گفت : می خواهم خدا را ببینم ، گفت : برو کنار ، آن شخص گفت : من می خواهم خدا را ببینم شما می گویی برو کنار گفت : تا از خویش نگذری نمی توانی به جام سرخ کام محبت نزدیک شوی . وقتی نمی توانی از یک موضوع کوچک بگذری چطوری می توانی وارد وادی محبت شوی . اگر بخواهد محبت شروع شود خودش  به خودری خود آغاز می گردد و در وجود هر کسی ریشه می دواند . یعنی هر کسی باید آن تزکیه و پالایش را انجام دهد وقتی انجام گرفت آن محبت پدیدار می شود و باید صبر و حوصله داشته باشیم .


برگرفته از :

" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "

" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "

مقالات تحلیلی . . .

با تفكر ساختارها آغاز ميگردد .

                     بدون تفكر آنچه هست رو به زوال ميرود

گَلِن بُو اُت که یانُر مهار اِلیاخ

وادی بیر

بُو واد دِ یاخچدِه بیلاخ نَجِر هامو زاد تاپُلسَه بَلکَه هامُو زاد خَلق اولار . اُنَه گُرَه که تاپُلسون یا دنیایَ گلسِن یا خلق اوُلسون . بیر قدمِن اول فکر اولسون و یا بیر اندیشه و بُو اندیشدنَن آغازنده خلق اُولسون . پس بُو هامِ انسان لَر اونه گَوره تاپسِلَر لازمده فکر اِلَسِلَر و انرژیلَنِ القا و احیا و تحرکی هم تاپُو لَر  اُعبارت هامُو زادِن اول اُوخشیور آق صَفحَده نقاشی سِندَه .  پس یواش یواش چِهرَسِ تاپلر و انون معنیسنَ هم پیس و گُوزل و هم یاخچه و هم پیس گُور سنجاق

(پس اونون اول ندر فکر الیاخ)

   

  (ایندِ دو لاناخ اَصل مَطلبَ)

بِز ایل لَر دِکِه بُو موادّه یا مواد مخدرِه یابو اَلکُلَه مُبتلا اُولمُشُخ و بُومُبتَلاچه بیلاخ یا بیلمیاخ به هر حال هچ فرقی اِلَمَس بو. زادی که مهم دِ بز ایستیرُخ بُو شَردَن که قول بی شاخ و دم وارِدِه که بِزِم زِندگیمِزه داغ ل ماغ طَرَفَ آپارُرده اِلیپ یا اِلیَجاق وِل لیاخ . ممکن ده که بِزِن قیافمِز تابلو اِلَسِن و بِزِم زندگیمِزده هرج و مرج وارد اِلَسِن و بُو مَقطعدَه بِز گرگ فِکر اِلییاخ اُو ایش دَ کِه قرار تاپمِشُوخ و ایستیروخ گِداخ .

و بووادی دَ بِز اَصلاً ایستَمِرُخ تصمیم توتاخ که صابادَن ترک اعتیاد اِلییاخ اونَ گُوره که بارها بُو برنامَنِ انجام وِرمِشِم و بِز اُوشِکَستِنَن روبرو اُولدُخ و بُوکه بِز پزشکدَن و روان پزشکدَن و متمخصص دَن کمک آلدُخ و اُلَرهَم باشارمادِ لِرکُمک اِلَسلَر .

( و بُو مِقطع دَبِز فِکر اِلییاخ)

آیا بِز باشارُ رُخ فکر اِلییاخ و بیلاخ که هاموضوع گَرگ فکر الییاخ نَجِر باید فکر اِلییاخ یا نه زاد لَرِ فکر الییاخ نَجُور مُجَسّم اِلییاخ که فکر اِلییاخ ولی اعتیاد اُونو پیشرفتِ نِشان وِرر که بِز دوز فکر اِلَمَدُخ و اُز زندگیمِزِ اشتباه تفکر دَ ادامه وِر دُخ و هَر نه کِه وارِمِزدِ نه مادی و نه معنوی سِندَه اَلدَن وِردُخ یا اُونِ اَلدَن وِرُوخ و بِزِ نابود نَن طرفِن حرکت اِلیوخ . بِز بایستی بُو وادی دَ اُز نقشَمِز بُو حَمله اعتیادَ رسم اِلییاخ ............

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

(كارجهان شماپايان نداردومسئوليتهاودستورهاقا بل اجراوتغييرهستند)

 چراغ سوم :

هيچ موجودي به ميزان خود انسان به خويشتن خويش نمي انديشد

جاده كمي برايم هموار شده .

من دارم آرام آرام به حركت ادامه مي دهم چراغهاي اول و دوم كه خيلي برايم كارساز بوده و تا حدودي توانسته ام خودم را باز يابم در مسير راه به پيچ سوم رسيدم   تلنگري به من گفت  بايد چراغ سوم را برداري چون ممكن است به بيراه بروي آن را برداشتم چراغ با نورش به من مي گويد كه هيچ موجودي به ميزان خود انسان به خويشتن خويش نمي انديشد .پس خودم هستم كه مي توانم به تمام خويشتنم فرو روم و آنچه را كه تا به حال از آن استفاده نكرده ام را بيرون بكشم يعني : تواناييهايم ، استعدادهايم و اينكه من هم مي توانم خودم را بشناسم و نيروي الهي درون و برونم را به طور شايسته اي بسازم و فهميدم هيچ فردي به ميزان خودم نمي تواند با روحيات من آشنايي داشته باشد و يا حتي مرا هدايت كند من بايد خود خواسته باشم و درونم را خوب بشناسم و آن وقت قدمهاي درست و استوارم را بردارم بايد خوب بشناسم كه براي چه اصلا به وجود آمده ام و هدف مهمم در زندگي چيست بله هدف همان زندگي درست و پاك و در واقع رسيدن به حال خوش است آن هم با تلاش و زحمت پس به دست آوردن حال خوش خيلي مهم است من در زمان قبل از اعتياد رسيدن به حال خوش را در مصرف مواد ميديدم و به طرف آن رفتم اما حال خوشي كه به دست آوردم حال خوش واقعي نبود و بعد از مدتي از من گرفته شد اما الآن با آموزشي كه گرفته ام مي دانم حال خوش يعني اينكه من به وجود خودم تفكر كرده ام و وارد راهي شده ام كه خودم را هم بهتر و بيشتر بشناسم .

و اين بر مي گردد به.....

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

تماشای فوتبال؛مفید یا مضر؟؟؟

(به بهانه شروع فصل جدید لیگ های فوتبال)

یه عده میگن تماشای فوتبال وقت تلف کردنه،یعنی چی که 22نفر دنبال یه توپ میکنن،پولشو یکی دیگه میگیره حرصشو یکی دیگه میخوره.این همه انرژی که صرف دیدن فوتبال میشه اگه برای مطالعه ،ورزش یا کار بشه طرف میتونه دکتر،بازیکن تیم ملی یا بیل گیتس بشه.یا اگه هم نشه وضعش از اینی که هست بهتر میشه.

یه عده هم چنان با تعصب و هیجان میشینن پای تماشای فوتبال که اگه پاشونو قطع کنی متوجه نمیشن!از برد تیمشون اینقدر خوشحال میشن که سر از پا نمیشناسن و از باخت تیمشون اینقدر ناراحت میشن که از غرق شدن کشتی هاشون نمیشن.

و نظرشون هم اینه که پیگیری مسابقات فوتبال یه راه سالم برای تخلیه انرژی و گذروندن وقته.و همین زمان ممکنه جای دیگه در فضای منفی و آلوده و خطرناک سپری شه.دوساعت هم دوساعته...ضمن اینکه بعضی اوقات هم بحث پیرامون فوتبال خودش میتونه چند ساعت رو پر کنه.

به نظر من هر دو دیدگاه میتونه جای خودش منطقی باشه.

تو بعضی شرایط میتونه مفید باشه و تو بعضی شرایط مضر.ولی این هنر تصمیم گیریه منه که بدونم در حال حاضر برام منفعت داره یا برعکس.

ولی چیزی که مسلمه اینه که تو سفر اول و شرایط درمان اعتیاد تماشای فوتبال هیچ منفعتی که نداره هیچ بلکه میتونه آسیب زیادی به روال درست درمان بزنه.

اینجا بعضی از دلایلی که به فکرم میرسه رو بیان میکنم:

بیشتر مسابقات فوتبال شب که چه عرض کنم،نصفه شب پخش میشه و باعث به هم خوردن زمان خواب و در نتیجه کمبود انرژی و احساس کسلی در روز بعد بشه که درنهایت مسافر این کمبود انرژی رو به حساب خماری میذاره  و ...

تماشای فوتبال بخصوص اگه تعصب روی تیم خاصی باشه به خاطر هیجانی که داره باعث میشه آدرنالین  تو بدن ترشح بشه و آدرنالینی که بدون تحرک فیزیکی ترشح بشه ضررش خیلی بیشتر از فایدشه.

و همین بالا پایین شدن سطح انرژی میتونه روند متعادل درمان رو به خطر بندازه.

این دوساعت میتونه صرف کارای مفیدتری از جمله مطالعه متون کنگره،یا گوش کردن سی دی ها،یا خواب به موقع بشه.علاوه بر اینکه زمان برگزاری لژیون بحث های مفیدتر از بحث فوتبالی وجود داره که ممکنه گره ای از مشکلات مسافر تو همین بحث ها باز شه.

و اینکه تو آموزشهای کنگره یاد میگیریم به هیچ موضوعی با تعصب نگاه نکنیم و از نیروی عقل کمک بگیریم.با تعصب بیش اندازه روی یک تیم خاص به طور علنی داریم برخلاف آموزش حرکت میکنیم و نیرویی دو چندان به نیروهای بازدارنده میدیم.

پیشنهاد: بیایید تصور کنیم امسال همه لیگ های فوتبال تعطیل هستند تا من سفرم رو بهتر انجام بدم.

مطمئنم اگه یه فصل از مسابقات فوتبال رو نبینم هیچ اتفاقی نمیفته.

مقالات تحلیلی . . .

" اعتیاد و خانواده " 
اعتیاد یك عادت نیست بلكه یك بیماری است كه از جایگزین كردن مواد افیونی بیرونی بجای مواد طبیعی در بدن بوجود می آید . و چون خودخواسته و در شروع از روی هوی و هوس و لذت جوئی بوده است ، نه تنها خانواده و اطرافیان بلكه خود شخص مصرف كننده هم باور ندارند كه در پی استفاده مكرر جسم و روان او از تعادل طبیعی خارج گردیده است .


افراد درگیر با اعتیاد معمولاَ حاضر به پذیرش این بیماری نیستند و برای پاسخ به سوالات خود دلایلی دارندكه معمولاَ یكسان است . مثلاَ می پرسند مگر می شود كسی با دست خودش به سراغ این بیماری رفته و به جان بخرد ؟ و یا ماده ای كه خودش نقش آرام كننده و درمان كننده داشته است چگونه سبب بیماری می گردد ؟
و یا ماده جادوئی كه خود نشئگی آور  . . . درادامه
ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

" چهارده اصل اعتیاد "

" مقاله علمی سم نزدایی "

اصل اول :

مواد مخدر :

به ماده ای گفته می شود كه انسان را از حالت تعادل طبیعی خارج می كند.


اصل دوم :
معتاد كیست :


فرد بیماری است كه بر اثر استفاده مكرر از مواد مخدر در قسمت جسم و روان و جهان بینی تخریب ایجاد كرده و از تعادل خارج شده است.


اصل سوم :
جایگزینی :


اعتیاد مسمومیت مزمن نیست بلكه جایگزینی مزمن است چون مواد مخدر خارجی جایگزین مواد مخدر داخلی یا جسم گردیده است.


اصل چهارم :
روان :


معتاد بیمار است، اما بیمار الزاما و ذاتا روانی نیست همانطور كه یك انسان مست بیمار روانی نیست و حركات نامعقول او اثرات الكل است اختلالات رفتاری فرد معتاد در اثر مصرف یا عدم مصرف مواد مخدر می باشد.


اصل پنجم :
زمان :


طول درمان در اكثر مواد مخدر مثل: تریاك، هروئین، الكل و داروها در قسمت جسم یا راه اندازی سیستمهای تولید كننده مواد شبه .......

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی ...

8/3/76 استاد سیلور                        

کنترل نقاط حساس ...

396_102_.jpg

سخنان مهندس دژاکام در مورد از کار انداختن نقاط حساس ...

ما در اثر استفاده از مواد مخدر به خواب می رویم ، در اینجا اعتیاد را به سرما تشبیه کرده که همه چیز یخ می زند و تمام نقاط از کار می افتد در اعتیاد هم همین طور است وقتی سفر تدریجی را شروع میکنم این حس ها بیدار می شوند .حال باید چگونه این نقاط را از کارانداخت و یا به تعادل رساند این فقط برای یک مصرف کننده نیست ،خیلی از انسانها یک نقطه حساس دارند که این نقاط هم می توانند مفید وهم مخرب باشند ، وقتی وارد مرحله ی مخرب شد این شخص باید نقاط حساس خود را از کار بیندازد که این کارساده ای نیست برای مثال فردی که حسود است برای این بتواند این حس را از کار بیندازد باید ابتدا به آگاهی برسد و بعد از آن با کمک تزکیه و پالایش خود ، که آن هم بسیار سخت ودشوار است می تواند این حس و یا حسهای مخرب دیگر را از کارانداخت  و یا بی حس کرد  و با توجه به این که چه چیزهایی را از دست می دهی  و یا چه مشکلاتی برایت بوجود می آید دیگر تصویر نشئگی  برایت لذت ندارد و به دنبال آن نمی روی .

کارگردان نقاط حساس ، نیروهای بازدارنده هستند . ما باید با حرکت وارد عمل شویم و مسئولیت خود را بر عهده بگیریم برای مثال من وقتی می بینم دچار یک اشتباه می شوم به خدا پناه می برم از شر شیطان رانده شده چون شیطان این تصاویر را در ذهن برای شما بوجود می آورد و اگر زمینه را مساعد ببیند به آن تصاویر رنگ و روی کاذب می دهد .

در سفر تدریجی نقاط حساس وقوایی از مسافربیداروحساس می شود مانند قوه جنسی که تا به حال براثر مصرف مواد از کار افتاده بود تقویت می شود ،حالا باید بجا ودرست ومتعادل استفاده شود تا از انرژی بالایی که دارد برای ترمیم و باز سازی سلول های مغز و عضلات  و دیگر اعضای  بدن از آن  مانند سدی که برای ذخیره کردن انرژی و نیروساخته  می شود و ازنیروی آن برای آبادانی  و عمران استفاده می شود ، استفاده شود . با کنترل این قوه می توان به درجه بالایی سعود کرد .

در بعضی از افراد نقطه حساس خوردن است که باید تحت کنترل قرار گیرد چون  اگر بیش از حد باشد مضر و مخرب است  و کاری ضد ارزش است .

نزنباره عجوزه را جوان می بیند ، انسانی که زنباره شد یک پیرزن را هم که می بیند برایش زیبا است ، یک مصرف کننده که در جوب زندگی می کند در اوج بد بختی باز هم بدنبال مصرف مواد است و آن را بهترین چیز می داند چون مواد باره شده است .

پس  نتیجه ی کلی از کار انداختن نقاط حساس همه اش بوسیله ی تصویر است اگر تصویر بیاید حریف آن نمی شوی مگر با رسیدن به یک مرحله از دانایی تا بتوانیم تصویر ایجاد شده را با کمک خداوند عوض کنیم .

در کنگره هر موضوعی ریشه یابی می شود وبرای درمان از ریشه باید شروع کرد .

الگو نمی گوید که من الگو هستم بلکه از بو واسانسش می شود فهمید که الگو است .

 

 

 

 

مقالات تحلیلی . . .

" قوانین و حرمتها "

هر مکانی آداب و قوانین خاص خودش را دارد .که رعایت این قوانین ادب و نزاکت ما را می رساند .و اجرا کردن قوانین بزرگترین چیزی را که به ما می دهد این است که : ما را فردی با ادب نشان می دهند . و این ادب باعث این می شود که ما نا خود آگاه به خوبیهایمان افزوده و از بدیهایمان بکاهیم . بدیها به عبارتی : کارهای ضد ارزش به شمار می آیند . وقتی ما با ادب ورعایت قوانین به ارزشهایمان پی ببریم ،یعنی (تعادل )لازمه را در آن زمینه (مکان ویا آداب مخصوص آن مکان ) کسب کرده ایم .

ادامه نوشته

اخبار حوزه اعتیاد . . .


افزایش واردات سیگار همزمان با کاهش سن اعتیاد به آن

بر اساس برآوردهای صورت گرفته در ایران سالانه در حدود ۶۵ میلیارد نخ سیگار مصرف می‌شود که سهم سیگارهای خارجی بیش از محصولات تولید شده در ایران است.

به گزارش خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، بر اساس آمار بانک مرکزی مربوط به تولید، صادرات و قاچاق سیگار‌، ارزش بازار این کالا در ایران حداقل سه هزار میلیارد و ۲۵۰ میلیارد تومان برآورد می‌شود.


این گزارش تصریح می‌کند که خانواده‌های ایرانی در سال ۱۳۸۹ بیشترین سیگارهای خارجی را مصرف کرده‌اند. هر خانوار ایران در این سال به طور متوسط ۱۱۴۷ نخ سیگار مصرف کرده که از این تعداد ۵۱۸ نخ سیگار تولید داخلی و ۶۲۹ نخ سیگار وارداتی بوده‌اند.


سوئیس، كره جنوبی و امارات متحده عربی به عنوان سه مبدا اصلی واردات سیگار به ایران محسوب می‌شوند که در این میان سوئیس به تنهایی ۷۲ درصد از كل واردات سیگار به ایران را به خود اختصاص داده است.

در همین حال تخمین زده می‌شود که در حدود ۳۰ تا ۳۵ درصد از سیگار موجود در بازار ایران از طریق قاچاق تامین می‌شود. مسوولان دولتی ایران می‌گویند تنها در سال ۱۳۸۹ بالغ بر ۲۰میلیارد نخ سیگار به این کشور قاچاق شده است.


در ایران روزانه ۲۰۰ نفر و سالانه ۷۳ هزار نفر به دلیل اثرات ناشی از مصرف سیگار جان خود را از دست می‌دهند. کارشناسان بهداشتی پیش‌بینی می‌کنند که این آمار طی ۱۰ سال آینده به ۲۰۰ هزار مورد فوت ناشی از سیگار در سال خواهد رسید.


در خبری دیگر مدیرکل پیشگیری از آسیب‌های اجتماعی سازمان بهزیستی از کاهش سن اعتیاد به ۱۰ سال خبر می‌دهد. بیشترین سیگاری‌های ایران بین ۱۵ تا ۴۵ سن دارند و بر اساس آمار رسمی نیز هفت تا ١٠ میلیون نفر از مردم ایران، معتاد به سیگار هستند.

بررسی میزان هزینه‌ مصرف سیگار در استان‌های مختلف ایران نیز نشان می‌دهد که شهروندان استان بوشهر بیشتر هزینه را در سال ۱۳۸۹ پرداخت کرده‌‌ا‌ند. استان‌های آذربایجان غربی و گیلان در رتبه‌های بعدی قرار دارند و شهروندان تهرانی نیز در جایگاه نهم واقع شده‌اند.

بر اساس این آمارخراسان جنوبی‌، سیستان بلوچستان و خراسان رضوی کمترین میزان هزینه را برای خرید سیگار در سال ۱۳۸۹ صرف کرده‌اند.

کارشناسان بهداشتی معتقدند برای کاهش میزان مصرف سیگار به جز آموزش و تبلیغات مناسب باید اقداماتی قانونی نیز صورت گیرد. ممنوعیت مصرف دخانیات در امکان عمومی و افزایش مالیات بر واردات و تولید سیگار می‌تواند نقش قابل توجهی در این امر داشته باشد.

مقالات تحلیلی . . .

" انگشتر سلیمان "

دکتر الهی قمشه ای می گوید:





یکی از جذاب ترین تعبیرات " نفس و عشق " ، قصه دیو و سلیمان است که از دیرباز در ادب پارسی به اشاره و تلمیح از آن یاد شده است .


قصه چنین است که سلیمان فرزند داود ، انگشتری داشت که اسم اعظم الهی بر نگین آن نقش شده بود و سلیمان به دولت آن نام ، دیو و پری را تسخیر کرده و به خدمت خود در آورده بود ، چنانچه برای او قصر و ایوان و جام ها و پیکره ها می ساختند (قرآن / سبا / ١٣) . این دیوان ، همان لشکریان نفسند که اگر آزادباشند ، آدمی را به خدمت خود گیرند و هلاک کنند و اگر دربند و فرمان سلیمان روح آیند ، خادم دولتسرای عشق شوند.




روزی سلیمان انگشتری خود را به کنیزکی سپرد و به گرمابه رفت . دیوی از این واقعه باخبر شد . در حال خود را به صورت سلیمان در آورد و انگشتری را از کنیزک طلب کرد . کنیز انگشتری به وی داد و او خود را به تخت سلیمان رساند و بر جای او نشست و دعوی سلیمانی کرد و خلق از او پذیرفتند ( از آن که از سلیمانی جز صورتی و خاتمی نمی دیدند . ) و چون سلیمان از گرمابه بیرون آمد و از ماجرا خبر یافت ، گفت: سلیمان حقیقی منم و آن که بر جای من نشسته ، دیوی بیش نیست. اما خلق او را انکار کردند . و سلیمان که به ملک اعتنایی نداشت و درعین سلطنت خود را " مسکین و فقیر " می دانست ، به صحرا و کنار دریا رفت و ماهیگیری پیشه کرد.
دلی که غیب نمایست و جام جم دارد
ز خاتمی که دمی گم شود ، چه غم دارد؟
حافظ
اما دیو چون به تلبیس و حیل بر تخت نشست و مردم انگشتری با وی دیدند و ملک بر او مقرر شد ، روزی از بیم آن که مبادا انگشتری بار دیگر به دست سلیمان افتد ، آن را در دریا افکند تا به کلی از میان برود و خود به اعتبار پیشین بر مردم حکومت کند .

چون مدتی بدینسان بگذشت ، مردم آن لطف و صفای سلیمانی را در رفتار دیو ندیدند و در دل گفتند :
که زنهار از این مکر و دستان و ریو
به جای سلیـــمان نشســــــتن چو دیو
و بتدریج ماهیت ظلمانی دیو بر خلق آشکار شد و جمله دل از او بگردانیدند و در کمین فرصت بودند تا او را از تخت به زیر آورند و سلیمان حقیقی را به جای او نشانند که به گفته ی حافظ :

اسم اعظم بکند کار خود ای دل خوش باش
که به تلبیس و حیل ، دیو سلیـــــمان نشود
و
به جز شکر دهنی ، مایه هاست خوبی را
به خــــاتمی نتوان زد دم از سلــــــیمانی
و به زبان مولانا :

خلق گفتند این سلیمان بی صفاست

از سلـیمان تا سلیمان فرق هاست
و در این احوال ، سلیمان همچنان بر لب بحر ماهی می گرفت . روزی ماهی ای را بشکافت و از قضا ، خاتم گمشده را در شکم ماهی یافت و بر دست کرد .

سلیمان به شهر نیامد ، اما مردم از این ماجرا با خبر شدند و دانستند که سلیمان حقیقی با خاتم سلیمانی ، بیرون شهر است . پس در سیزده نوروز بر دیو بشوریدند و همه از شهر بیرون آمدند تا سلیمان را به تخت باز گردانند . و این روز ، بر خلاف تصور عامه ، روزی فرخنده و مبارک است و به حقیقت روز سلیمان بهار است . و نحوست آن کسی راست که با دیو بسازد و در طلب سلیمان از شهر بیرون نیاید .


و شاید رسم ماهی خوردن در شب نوروز ، تجدید خاطره ای از یافتن نگین سلیمان ورمزی از تلاش انسان برای وصول به اسم اعظم عشق باشد که با نوروز و رستاخیز بهار همراه است و از همین روی ، نسیم نوروزی نزد عارفان همان نفس رحمانی عشق است که از کوی یار می آید و چراغ دل را می افروزد :

ز کـــــوی یار می آید نســــیم باد نـــوروزی

از این باد ار مدد خواهی چراغ دل بیفروزی

مسافر سهیل از نمایندگی حر
منبع : تالار گفتگو

مقالات تحلیلی . . .

 شو شود

 


کن فیکون به معنی  شو پس می شود و یکی از ویژگی های خداوند است.

خداوند برای انجام کاری و یا خلق هر چیزی بگوید شو در  همان زمان، همان کار انجام می شود.

 می دانیم انسان یکی از ذرات باری تعالی است و خداوند از روح خودش در انسان دمید پس مقداری از تمام صفات خداوند در انسان هم می تواند باشد. اگر خداوند علیم ، توانا، کریم، رحیم، رحمان و . . . است انسان هم این صفات را داراست.

ذهن انسان حکم شو شود را دارد؛

 مثلا" در ذهن خودمان می گوییم: دریا در ذهنمان تصویر دریا نمایان می شود، در جهان فیزیکی شو شود که بخواهد انجام شود تابع قوانین خودش است چون زمان مطرح است.

یکی از شاهکارهای بسیار عظیم خداوند زمان است و دیگری وجود ماده ( انسان ) در مرحله ی زمان است که می تواند آموزش یا تکامل یا فراگیری را داشته باشد ما در طول زمان انگلیسی یاد می گیریم یا نوزاد در طول زمان رشد می کند.

خوشبختی و یا بد بختی انسان بستگی به شو شود او دارد. کسانی  موفق هستند که این تبدیل شو به شود آنها اکثر اوقات انجام شود، مثلا" اگر بگویم که فردا ساعت 5 صبح بیدار می شوم این کار را انجام بدهم یعنی می گوییم شو حتما" بشود ولی اگر این کار را انجام ندهم شو نمی شود هر چه انسان شو شودش بیشتر باشد انسان متعادل تر و راحت تر و در نهایت در آرامش است .

 یکی از مسائلی که دخالت مهمی در شو شود دارد تفکر و اندیشه ماست؛ بدین معنی که قبل از خواستن چیزی در موردش خوب تفکر کنیم و بعد حکم را صادر کنیم و سپس به انجام برسانیم.

 مرحله ی دوم تصویر سازی است؛ ما از همان چیز در ذهن خودمان تصویر داریم و تصویر های متعددی می سازیم و تولید می کنیم زندگی ما تمام اندیشه و تفکر است پس این تفکر و اندیشه ما بدون بوجود آوردن تصویر یک کار بسیار مشکل است تصویر سازی ذهنمان مثل بایگانی بزرگ است که انواع و اقسام تصاویر در این بایگانی وجود دارد این تصاویر ذهنی برای ما نقش سازنده ای دارد حتی اگر از کسی خوشمان بیاید هم باز به تصویر ذهنی ما بستگی دارد تصاویر هم ضعیف و هم قوی می توانند باشند.

همچنین زمان روی این تصاویر نقش مهمی دارد مثلا" شخصی که همیشه کار های خوب انجام می دهد اما پس از مدتی کار خلافی از او سر بزند ما تمام کار های خوب او را از ذهنمان پاک می کنیم و فقط بدی شخص در ذهنمان به تصویر در می آید.

 فردی که می خواهد فرمانی را بدهد باید آن را باور داشته باشد که حتما" می شود و اگر باور نداشته باشد سیستم کائنات هم باورش ندارد و آن فرمان انجام نمی شود.

آنچه را که می خواهیم قطعا" به آن خواسته می رسیم بستگی به رشد تکاملی ذهن دارد و باید روی آن خواسته مصمم باشیم.

 گاهی اوقات مصمم هم هستیم اما خداوند اذن آنرا نمی دهد چراکه حتما" زمان آن خواسته نرسیده و رسیدن ما به ضررمان می شود.

پس شو شود هم مخصوص خداوند است و  هم مخصوص بندگانش، و تنها فرقش این است که در ذهن انسان بلافاصله انجام می گیرد اما در بیرون ذهن با در نظر گرفتن زمان و تلاش و مصمم بودن به آن خواسته خواهیم رسید.


مقالات تحلیلی . . .

بازیگر باشیم یا تماشاچی


دستور جلسه این هفته : بازیگر باشیم یا تماشاچی

بر اساس پروتکل درمان اعتیاد در کنگره 60 DST ( روش درمان تدریجی یا کاهش پله ای مصرف ، تیپرینگ ) ، برای رسیدن به درمان کامل و قطعی اعتیاد بایستی سه ضلع مثلث درمان اعتیاد ، یعنی جسم ، روان و جهان بینی هر سه در کنار یکدیگر و با سرعت مساوی یا به عبارت دیگر به موازات هم به تعادل و سلامتی برسند . در هفته های گذشته در مورد تخریب ها و آسیب های وارده به هر یک از این بخش ها ، به قدر کافی صحبت شد .

اکنون می دانیم که برای به تعادل رسیدن و سلامتی هر یک از این اضلاع ، کنگره 60 تدابیر و حرکت های خاصی را اندیشیده و به کار گرفته است . در بخش جسم ، حرکت خاص کنگره 60 ، عملیات تیپرینگ یا کاهش پله ای مصرف در پله های 21 روزه با ضریب کاهش 8/0 است . برای به تعادل رسیدن جسم و راه اندازی سیستم X عملیات کاهش تدریجی و پله ای مصرف به تنهایی کافی نیست . برای انجام این مهم ، کارکرد ما در دوضلع دیگر مثلث درمان اعتیاد نیز بایستی به کمک ما بیایید اما حرکت خاص و اختصاصی در رسیدن به تعادل جسمی ، عملیات تیپرینگ یا کاهش پله ای مصرف در طول 11 ماه می باشد .

در ضلع جهان بینی و برای خنثی کردن و از بین بردن تفکرات و دیدگاه های افیونی و رسیدن به تعادل و سلامتی فکر و جهان بینی ، حرکت خاص و اختصاصی کنگره 60 که با اطمینان می گوییم در هیچ کجای دنیا نظیر آن را نمی توانیم بیابیم ، آموزش جهان بینی کاربردی است . درمقوله جهان بینی ، آموزش و در ادامه به کارگیری و پیاده کردن آن در زندگی روزمره ، حرف اول را میزند اما جالب این است که در این قسمت نیز برای رسیدن به تعادل و سلامت فکر و جهان بینی ، باز هم آموزش به تنهایی کاری از پیش نمی برد و عملکرد ما در دو ضلع دیگر مثلث درمان اعتیاد یعنی جسم و روان باید به یاری ما بیایند تا آموزش های جهان بینی و به کارگیری آنها ممکن شود . و اما ضلع روان که بین دو ضلع جسم و جهان بینی واقع شده است. قبل از هر چیز باید اشاره کنیم که روان چیست . وقتی از روان صحبت می شود ، قدر مسلم واژه هایی چون روان شناسی ، روان کاوی یا روانپزشکی و غیره مطرح می شود . در علوم روانشناختی در خصوص تعریف روان و بیان عملکرد آن مطالب بسیاری توسط متخصصین امر ارائه شده است که در جای خود ارزشمند و محترم است . البته برای فهم و درک آنها شاید نیاز به فراگیری علوم تخصصی آن باشد .


با احترام – مسافر علی خدامی www.c60.ir

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .


برداشت من از وادی 13 ...

عکس

پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست ؟ !! ...

یعنی شناور شدن قطره ای بظاهر کوچک و ناچیز در آغوش اقیانوسی لایتناهی و بیکران !

( و ترجمان این حرف حضرت حق که : یا ایتها النفس المطمئنه ! ارجعی الی ربک راضیتاً مرضیه وادخلی فی عبادی فدخلی فی جنتی ! )

وبعبارتی هر شروع وتولدی مستلزم تحقق پایان ومرگی است ، و هر طلوع بهجت زا وشکوهمندی مستلزم وقوع غروب سیاه وغمگنانه ای است ، و چون قدرت مطلق نور آسمان ها وزمین است (که الله نور السمواات والارض و.... )

بنابراین همواره حاکمیت مطلق وبلامنازع نور است که بساط سیاهی ها و پلشتی ها را در هم پیچیده وبه وادی سیاه اهریمنان خواهد انداخت،

و برای رها شدن از بیراهه ی پر از سنگلاخ و نیز پرتگاه مملو از تباهی تک بعدی بودن ، و ورود به فضای فراخ وزیبای دو بعدی بودن ، لاجرم باید حیات وزندگی خود را در چارچوب مثلث : عقل ، ایمان و عشق قراردهیم ،

عقل ، یعنی همان چیزی که ما را نهایتاً باورمند به وجود قدرت مطلق خواهد کرد ، و ایمان نیز ما را در عرصه عمل متکی ومستظهر وامیدوار به حمایت لایزال ولازوال قدرت مطلق خواهد کرد ؛

و بالاخره عشق ما را از جلوه ها و وسوسه های سراب گونۀ لذائذ مجازی ، به سرچشمه های ناب وزلال دلبستگی و دلدادگی به زیبائی های حقیقی وراستین قدرت مطلق رهنمون خواهد ساخت ،

و این مقدمه وآغازی است برای جهش به قله رفیع سه بعدی بودن ! یعنی همان جایگاه رفیع وشکوهمندی که افق های زیبا و اسرار آمیز آن را فقط فاتحینش می توانند به تماشا نشسته واز شراب های طهور چشمه ساران دامنه های رفیع آن برخوردار شده و سرمست گردند .

مقالات تحلیلی . . .

براستی اعتیاد چیست !!!؟



براستي اعتياد چيست؟ مواد مخدر چيست؟ چرا هر كس به مواد مخدر آلوده مي گردد، جامعه او را طرد مي كند و با ديده مجرم به او مي نگرد؟ صورت مسئله اعتياد چيست؟ چرا مي گويند بلاي خانمان سوز؟ و صدها سوال ديگر كه اغلب درست پاسخ داده نشده.

از زمان كودكي در فيلم و رسانه و اذهان عمومي دريافتم كه اعتياد وحشتناك يا لولو است و اگر كسي درگير مواد شد يا به اصطلاح جامعه معتاد شد بايد از او دوري كرد و براي درمانش بايد او را به تخت بست و با تحقير كردنش از او دور شد تا او غيرت كند تا ترك! كند و (البته مجدد عود كند) اما انسان از چيزي كه منع شود  بدان حريص مي گردد و اين منع شدن بدون آگاهي باعث اعتياد من و خيلي هاي ديگر شد و اين بازي در جهل كه بزرگترين دشمن انسان است صورت گرفت و چه بسياري ترك كردند و تمام سختيهاي ترك را تحمل كردند اما چون درمان نشده بودند مجدد برگشتند آن هم با تخريب بالاتر چرا كه فقط غيرت كردند و اراده.

اما براستي حلقه مفقوده جاي ديگر است و آن سيستم ضد درد بدن يا همان سيستم X كه هنوز كاملاً معلوم نيست، مي باشد كه مرد بزرگي در اوج تاريكي آن را كشف نمود و او كسي نبود مگر مهندس حسين دژاكام كه تمام اين راهها را خود تجربه كرده بود... و تاكنون بيش از 10 سال مي گذرد و جان هزاران نفر و حتي خانواده هايشان را نيز نجات داده و از اوج تاريكي به قله هاي رفيع و بلند انساني هدايت كرده.

مگر سيستم X چيست؟ در علم پزشكي آمده غدد درون ريز، كار اين غدد چيست؟ مثلاً در چند مورد: وقتي انسان به خواب مي ورد كه يكي از اين غدد مايعي در خون ترشح كند، هنگام شادي دوپامين آزاد مي كنند و هنگام ترس و ناراحتي مايعي ديگر و در مجموع تمام حالات روحي، رواني و جسمي انسان را كه به هم وابسته هستند را تحت كنترل قرار مي دهد. خوب چه ربطي به مواد مخدر يا محرك دارد؟ وقتي براي اولين بار كسي مثلاً ترياك مصرف مي كند باعث تحريك اين غدد شده و لذت بوجود مي آورد زيرا ظرفيت بيش از نياز جسم و روان شخص مي‌باشد و در اثر تكرار، جهت لذت مجدد اين غدد تنبل شده و به مرور از كار مي افتند. مثلاً اگر 10 واحد از بيرون مواد وارد شهر وجودي خود كنيم، 10 واحد از توليد داخل كم مي شود، فرد براي رسيدن به لذت 15 واحد وارد مي كند و سلول هاي هوشمند ما 15 واحد از توليد داخل كم مي كنند، زيرا بايد تراز و يكسان باشد و اين فرايند ادامه پيدا مي كند تا جايي كه مواد بيروني جاي مواد دروني يا سيستم X(غدد شبه افيوني يا سيستم ضد درد بدن) را بگيرد، در حقيقت يك جايگزيني رخ داده هم در قسمت جسم و هم در قسمت روان زيرا جسم و روان تنيده شده در همند(مثال دندان درد) حال خود مصرف كننده به هر دليل بر اثر مداومت در مصرف اين سيستم را از كار انداخته، دليل براي هر فرد جهت شروع مصرف متفاوت است اما ريشه در يك جواب كوتاه اما جامع دارد آن هم جهل است. جهل نسبت به همين سيستم X و آنتي X، آنتي X همان مواد بيروني مثل ترياك، شيشه، كراك، قرص، حشيش، الكل، هروئين و... است كه عامل از كار افتادن سيستم X مي گردد. البته سيستم X به نوع ديگر از كار مي افتد و آن نوع تفكرات و جهان بيني هر انسان حتي غير مصرف كننده مواد مي باشد. مثل افسردگي، نااميدي، خشم، حسادت، جهان بيني صرفا مادي و...

و بهترین راه درمان اين بيماري عظيم كه خزنده و آرام دامنگیر خانواده هاي گرم و با غيرت اين مرز و بوم شده است، كنگره 60 است كه آنجا پرونده اعتياد به رايگان براي هميشه بسته خواهد شد. پس بيائيد دست به دست هم دهيم به مهر، ميهن خويش را كنيم آباد، زيرا نجات يك معتاد نجات يك فرد نيست، نجات يك جامعه است.

با اميد به جهاني شدن كنگره 60 و داشتن ايراني سربلند و عاري از هرگونه مواد مخدر. انشاء ا...

نوشته مسافر: "محسن" رهجو "مجتبي دهقان"
منبع : باشگاه تیر اندازی با کمان کنگره 60

اعتیاد و مراسم آئینی

 

 96513.jpg

شاید در تصور انسان نگنجد، یکی از بزرگترین شاهکارهای خلقت که خداوند آن را بوجود آورده است؛ و وجود آن خیلی ارزشمند است که ما خیلی مفهموم آن را درک نکرده ایم؛ مرگ است.

مرگ به این معنی نیست که ما به گور برویم. اگر با این دیدگاه نگاه کنیم که مرگ پایان زندگی است، بله مرگ یک چیز وحشتناک و کریه است.

بلکه مرگ خیلی شبیه به برنامه سقوط آزاد است . یعنی اگر دقیقاً مرگ رو در نظر بگیریم مانند سقوط آزاد است. چگونه وقتی یک رهجو مسیرش رو درست طی نمی کند و یا درست سفر نمی‌کند راهنما به طور کامل مواد او را 2 یا 3 روز و یا یک هفته قطع می‌کند؟ وقتی موادسش را قطع میکند ممکن است خیلی ناراحت و پریشان گردد. ولی بعد از سپری کردن موفقیت آمیز این دوران ، دوباره از یک مقطعی شروع می‌کند، و به این ترتیب برنامه هایش دوباره همه تنطیم می‌شود.

این موجود که خداوند با این نوع سیستم در نظر گرفته اگر درست طی فرایندی حرکت کند و یک آموزشهایی را ببیند و به نقاطی برسد. اگر می‌خواست این موضوع به طور ممتد ادامه داشته باشد(از روز الست تا همیشه انسان مرگ نداشته باشد) و انسان در طول سالهای زیاد بیاموزد و زندگی کند تا انسان بتواند با زشتی ها و زیبایی ها در گیر بشود تا به تشخیص برسد، این پروسه قابل اجرا نبود. چون موقعیت های موجود را نمی‌توانست عوض کند، در شرایطی قرار بگیرد و در آن شرایط قادر به عوض کردن آن نبود و با کسانی زندگی میکرد که قابل به عوض شدن نبودند.

بنا براین خداوند این سیستم رو طراحی کرد که این موجود وقتی که به یک مرحله ای می رسد و یک مقدار آموزشها رو می بیند دومرتبه با یک سقوط آزاد این موجود را از بین می‌برد که آن را مرگ می‌نامیم. وقتی آن موجود از بین برده شد، دوباره در مرحله دیگری به آن موجود اجازه ادامه حیات به او داده میشود که در سیستم فیزیکی دوباره بیاید و تجربه کسب نماید. بنابراین می بینیم که چقدر زیبا این موضوع طراحی شده است. که درست زمانی که موجود قادر به تغییر شرایط نمی باشد مرگ رخ میدهد و موجود با یک سری شرایط تازه و امکانات جدیدی که دریافت میکند ، موجود شروع به طی مرحله ای جدید میکند.

و اگر خوب به این قضیه بنگریم، می بینیم که مرگ اصلاً موضوع وحشتناکی نیست و برمیگردیم بر سر آن موضوع که همه چیز در درون ما است، این تفکرات درون ما است که ما برداشت ها و آگاهی های خاصی داشته ایم و بر اساس آنها به تصمیم گیری اقدام مینماییم. چون دانسته های ما در مورد مرگ و حیات بسیار ابتدایی و بسیار ناقص است،  بنا براین مرگ یه اتفاق نابود کننده و از بین برنده نیست. بلکه بسیار زیبا و خوب و درست و به جا است و موقعیت موجود را تغییر میدهد و دوباره امکانات جدیدی رو در اختیار موجود قرار میدهد که بتواند مرحله جدید رو طی نماید. هرف از طرح این موضوع این بود که وجه تشابه آن را با سقوط آزاد برایتان بگویم. در حقیقت مرگ یک سقوط آزاد در مسیر تکامل و زندگی برای تغییر وضعیت زمانی و مکانی و اقلیمی هر موجود برای حرکت بهتر و جالب‌تر است.

حالا وارد موضوع اعتیاد و مراسم آئینی میشویم

انسانها در شرایط عادی و معمولی دارای یک حس و یک حواسی هستند. که در زندگی می توانند بر مبنای آن ادامه حیات دهند. گوش ما مطالب رو دریک  فرکانس و ارتعاشات خاصی می گیرد. اگر این گوش ما حسایتش بالا برود، برای ما سخت ایجاد مشکل می کند. کسی که حسش برود بالا ، گاهی اوقات حتی پر زدن یک مگس مانند پر زدن یک عقاب عظیم الجثه می ماند. یا حرکت یک زنبور مانند صدای یک موتور جت عظیم میشود که گوش رو کر می کند ویا حرکت آب و هوا هم همینطور، بنابراین حس ما جوری تعیین شده است از نظر شنوایی که ما فقط یک ارتعاشات و صدای خاصی را دریافت کنیم. چشم و بینایی و نقطه تمرکز ما هم همینطور؛ وقتی که ما از این حوزه حواس و احساس و ادراک خود عبور کنیم وارد طیف و فرکانس مطالب دیگری میشویم که در طبیعت وجود دارد. هم از نظر فیزیکی و هم متافیزیکی (وقتی از متا فیزیک نام میبریم همان فیزیکی مورد نظر است زیرا زمانی که از یک چیز فیزیکی سر در نیاوریم میگوییم متافیزیکی، پس منظور یکی است) حالا وقتی وارد یک فضای دیگری می شویم (هم از شرایط زشت و هم از نظر شرایط زیبا و هم از شرایط خوب آن و هم بد آن) آن جایگاه حواس و جایگاه حس تغییر پیدا می کند. الان هر کدام از ما بر مبنای یک حس در اینجا نشسته ایم و حرکت هایی را که انجام می دهیم همه بر مبنای حرکت های معقول و قابل قبول است. حالا هر کدام از ما که در اینجا نشسته ایم، به هر کدام از ما یک بطری مشروب(عرق) بدهند که بخوریم(این موضوع برای مثال بیان می شود) در آن موقع حواس و جایگاه حواس ما تغییر پیدا می کند و برداشت های ما از جهان پیرامون ما تغییر پیدا می کند. ممکن است با کسی که تا به حال اصلاً شوخی نکرده ایم به یک باره شروع به شوخی کنیم، ممکن است با کسی که قبلاً از او ناراحت بوده ایم و به وی چیزی نگفته ایم در گیر شده و دعوا کنیم، پس در اینجا چه چیزی تغییر کرده است که ما را تبدیل به یک انسان دیگر کرده است. در این زمان آن مشروب جایگاه حواس ما را تغییر داده و کل دریافتهای ما را از جهان پیرامونمان تغییر داد و برای همین است که ما میبینیم اشخاص که قرص مصرف می کنند اندک اندک دچار توهم میشوند و یا کسانی که از شیشه یا کریستال استفاده می کنند،دچار توهم می شوند. حال این توهم چه است؟

آن مواد شیمیایی داخل این مواد ها باعث میشود که جایگاه حواس شخص تغییر پیدا کند. بنا براین از دیدگاه ما توهم یه شخص مصرف کننده قرص های روانگردان برای خود آن شخص کاملاً واقعی است و اعتقاداتی که آن شخص دارد برای خودش و از دیدگاه خودش کاملاً واقعی است و از دیدگاه ما این موضوعات توهم است. چون جایگاه حواس آن شخص تغییر کرده است و آگاهی و شناختی نسبت به آن ندارد از دیدگاه ما شخص دچار توهم شده است.

جایگاه حواس ما در بدن در هر حالت مواد بیوشیمی است که به طور طبیعی وجود دارد و حالا هر چیزی که تعادل این مواد را بر هم بزند ، می گوییم جایگاه حواس ما را برهم زده است و ما را از حالت تعادل طبیعی خارج می کند

حال آیا این حواسی که الان داریم کاملاً واقع بر واقیعات است یا خیر؟

می گوییم خیر، زیرا این مواد بیوشیمی طوری تنظیم شده است که در حال حاضر و در این جایگاه حواس ما اینگونه ببینیم و این گونه بشنویم و اینگونه حرکت کنیم و اگر اینطور نباشد شاید ما نتوانیم به مسائل خاص خود برسیم و آنها را درک کنیم. مثلاً جایگاه حواس ما برای حس بویایی ما محدوده خاصی را قائل شده است؛ این که اگر موجودی حس بینایی اش زیاد باشد، موجود برگزیده و خوبی است، بلکه تا همین قدر برای انسان کافی است و اگر از این حد بیشتر باشد برای انسان ایجاد مشکل و بحران میکند. مثلاً سگ 1300 بار حس بویائیش از انسان قویتر است و حال اگر این حس را ما داشته باشیم حتی بوی بدن شخص نزدیک ما نیز ما را آزار خواهد داد. بنا بر این معمار بزرگ آفرینش این گونه تصمیم گرفته است که ما اینگونه ببینیم و بشنویم. دیدن میز جلوی ما بدین صورت فقط از دید ما است و شاید در حقیقت به شکل دیگری باشد که حواس ما آن را این گونه میبیند.         و اگر جایگاه این حواس تغییر پیدا کند، زندگی برای ما بسیار سخت و طاقت فرسا می شود. پس میبینیم که جایگاه حواس هر موجودی تحت کنترل مواد بیوشیمی بدن آن موجود است و این مواد در یک بالانسی حرکت میکنند که آن موجود در تعادل به سر ببرد و اگر این بالانس بر هم بخورد آن موجود از حالت تعادل خارج می گردد.

وقتی که مراسم آئینی در بین قبایل متعدد بود، بعضی از این قبایل مثل سرخپوستان از مواد مخدر استفاده میکردند. چون نمی توانستند در حالت عادی آن مراحل سیر و سلوک خود را انجام بدهند از این مواد استفاده می کردند تا حواس آنها از حالت طبیعی خارج شود و دارای حال غیر طبیعی گردند. موا مخدر با توجه به اینکه با تغییر این بالانس باعث تغییر جایگاه حواس میشد توسط انها مورد استفاده قرار  میگرفت. مثلاً در قبایل هندو از حشیش استفاده میشود و در معابد آنها کاهن کایشان از حشیش و گراس برای سیر و سلوک استفاده می کنند. این موضوع در بین درویشهای خود ما نیز رسم بوده است که در مراسم هایشان از حشیش در غذا استفاده میکردند تا بتوانند آن سیر و سلوک مورد نظرشان را طی نمایند که به این غذا دوغ وحدت می گفتند.  یا سرخپوستان در زمان جنگ با دادن این مواد(برگ کوکا به افراد میدادند) جایگاه حواس افراد را تغییر پیدا کند و مدتها بدون خستگی بتوانند در جنگ شرکت کنند وبهتر بجنگند(اکثر ایت جنگ ها به مسائل آئینی آنها مربوط میشد) و این موضوع در حال حاضر نیز در بعضی از کشورها انجام میشود به عنوان مثال در جنگ ایران و عراق در بین نیروهای عراقی مشروب به وفور یافت می شد تا با این کار حواس سرباز ها تغییر پیدا کند و بهتر بجنگند. در جنگ آلمانها هم برای همین موضوع قرص آمفتامین را اختراع کردند و به سرباز ها دادن تا جایگاه حواس آنها تغییر پیدا کند و تحمل فشار جنگ را داشته باشند که قرص اکس هم از بقایای این مواد به عنوان متاآمفتامین تهیه و پخش شد. که این موضوع را در یک دوره محدود اجرا میکردند تا کسانی که نمی توانستند به طور طبیعی این مراحل(مراسن آئینی و خاص یا جنگ های آئینی) را طی نمایند بتوانند کارها و سیر و سللوک های مورد نظرشلان را طی نمایند.

خانم جونز می گویند که در قبایل سرخپوست یک نوع گیاهی بود(برگ کوکا یا کوکائین) که به جهت مراسم آئینی به کار میرفت و آنها در طول سال در مناسبتهای مختلف از آن استفاده میکردند. بعضی از افراد فقط در ماسبتها از این مواد استفاده میکردند و بعضی هم دچار مصرف دائمی می شدند و دیگر آن راندمان مورد نظر را نداشتند که در این هنگام رئیس قبیله بایستی در مورد آنها تصمیم می گرفت که در صورت جوان بودن آنها این تصمیم بسیار خطرناک می شدو (بعضی اوقات حتی حکم مرگ آنها صادر می شد) و اگر سن بالائی داشتند تصمیم فرق می کرد. ما کاملا در مورد نیاز انسان در هر دوره آگاه هستیم ولی در مورد این گیاه زیبا و خطر آفرین(بوته خشخاش و تریاک)می دانیم که بسیار دشوار میشود و به همین جهت شما را در هر زمان به مبارزه می طلبیم. من در مورد این گیاه دیگر به این باور رسیده ام که این یک جادو است، جادویی که انسان را به نرمی در تار عنکبوتی شکل خود می شکد و جایگاه حواس وی را تغییر میدهد و آنقدر این موضوع به نرمی اتفاق می افتد که خدا می داند و باعث می شود انسان را از تعادل خارج کند و انشان خیلی چیز ها را اصلاً نبیند و به پائین ترین درجه یعنی اسفل السافلین(درجه حیوانی) سقوط نماید.

موقعی که در این تار عنکبوت گرفتار می‌شویم دیگر خروج از این تار بسیار دشوار است؛ وقتی که می گفتید برای این کار جان را نیز خواهیم داد(تصورات خانم جونز در زمان راهنمایی مهندس)پس بر آن شدیم که در این راه عجله نداشته باشیم زیرا در این راه ممکن است جان نیز برود؛ پس بهتر است که عجله نکنید و آرام آرام حرکت کنید. چون در زمان مصرف مواد فقط این جسم نیست که آلوده می شود و کالبد دوم(نفس و روح) نیز آلوده میشود. و این مواد ذره ذره در وجود شما نفوذ می کند. حال در این مدتی که در این راه قدم بر میداری(چند ماه بعد از شروع سفر) اندکی از نیروی منفی جلو افتاده ای و گرایش به سمت نیروهای مثبت داری که در این مرحله نیروهایی غیر از خودت هستند که تو را یاری می کنند. تو در این روش و برنامه ریزی در صفحه اول قرار میگیری و به همین صورت باید فرمان را باید انجام دهی تا کتاب شما دارای م  طالب پر و با ارزشی بشود و در این راه خداوند تورا یاری خواهد نمود.(منظور نوشتن کتاب فعلی 60 درجه بود که استاد مهندس به او می گفته است) که قدرت یزدان به درستی شکوفا شود. حدود 6 ماه از سال گذشته بود که من در روزنامه متوجه برپایی یک سمینار در اصفهان شدم و من رو هم که شور گرفته بود، این موضوع رو با استاد خود در میان گذاشتم و او هم نیز این طور جواب دادند: در این مورد قاضی می گوید شما یک وکیل خیلی خوب هستید و می خواهید پرونده ای رو که هیچ کس قبول نکرده و غیر ممکن رو قبول و از آن دفاع کنید و پس ابتدا باید خود شما این راه به طور کامل و با ایمان طی نمایید و عجله نکنید . بعداً سخنان خود را با صلابت و قاطعیت در جاهایی مختلف بیان خواهید کرد. ما اکنون توصیه میکنیم که برای ساختار جسم خود و چگونگی ترمیم آن تفکر نمایید. تا در نهایت به رهایی برسی. و سخنان شما در اعماق جسم ها و فکر ها نفوذ کند. بعداً با نوشتن کتاب این موضوع محقق خواهد شد. راه بسیار سختی است ولی راه برای شما هموار خواهد کرد.

بنا براین تغییر جایگاه حواس واقعاً انسان را از راه درست خارج کرده و به مرور از انسان یک دیوانه تمام عیار خواهد ساخت.هیچ چیز بدون بها نیست، هر چیزی که مجانی به دست شما برسد براحتی نیز از دست خواهد رفت.انسان چیز هایی رو که برایش بهایی پرداخت کرده است ارزشش را می داند

پس برای اینکه سیر و سلوک خاصی را انجام بدهید باید بهای آن را بپردازید و با تزکیه های خاص و سالها ریاضت خواهید توانست به آن مرحله مورد نظر دست پیدا کنید و بدانید که با مصرف هیچ مواد مخدری نمی توان به آن مرحله از سیر و سلوک رسید.

منبع : لژیون همسفر جلالی

مقالات تحلیلی . . .

  "به نام یزدان پاک" 
 درمان اعتیاد و گروه درمانی


چه خوب میشد اگر همۀ ما قبل از اینکه بخواهیم مسئله ای را حل کنیم، اول اصل مسئله را کمی کاوش کنیم، شاید خوب متوجه مسئله نشده باشیم، سالها فهم مسئلۀ درمان اعتیاد که تبدیل به ترک اعتیاد شده بود در هاله ای از ابهام و درک درست مطالب بود تا اینکه به شکرانه از خداوند توسط مهندس دژاکام مسئلۀ بیماری و درمان اعتیاد برای همگان قابل فهم و در دسترس قرار گرفت.

اما می خواهم در مورد گروه و درمان اعتیاد توسط گروه درمانی در کنگرۀ 60 کمی توضیح بدهم، شاید اگر از منظر علوم اجتماعی بخواهیم مفهومی از گروه داشته باشیم، باید بگوییم وقتی تعداد افراد بیش از یکنفر در کنار هم قرار گیرند و هدف مشترکی را دنبال نمایند می توان به آنها گروه اطلاق گردد که البته الزامأ هر گروهی نمی تواند اهداف مثبت و بقولی حرکت در جهت ارزشهای اجتماعی داشته باشد لذا می توان در این خصوص از گروههای تبهکاری که هدفهایی را در جهت خلاف ارزشهای جامعه دنبال می کنند نام برد.
شخصأ براین باورم که در مقولۀ وابستگی شخصی به مواد مخدر و ورود شخص به دنیای مصرف مواد مخدر، کسی نباشد که عنوان کند من برای اولین بار خودم به تنهایی مواد مخدر مصرف کردم و خود آموزگار خود بودم، در این مقوله حتمأ می بایست کسی که قبلأ مواد مخدر مصرف کرده در کنار شخص تازه وارد قرار گیرد و قوانین این بازی خطرناک را به او یاد دهد، چراکه برای انجام اعمال خلاف و ضد ارزش نیز می بایست قوانین آن را آموخت وگرنه نمی توان در آن امر موفق شد، به یاد داشته باشیم که شروع مصرف مواد در گروه انجام می گیرد و ادامه خواهد داشت تا اینکه در اغلب موارد شخص در مرحله ای قرار می گیرد که دیگر به شکل انفرادی اقدام به مصرف مواد مخدر می کند و این انزوای اوست که خود را در مرحله ای بسیار خطرناک از دوران مصرف مواد مخدر قرار می دهد تا اینکه شخص مصرف کننده پس از واقف شدن به اعتیاد خود و تسلیم در مقابل قدرت اهریمن اعتیاد، وا می ماند.
خوشا به حال کسانی که در این مرحله دلشان برای روزهای گذشته و زندگیشان تنگ شده و اقدام به خروج از این گنداب می نمایند و آفرین بر کسانی که به بهترین راه برای نجات فکر می کنند نه کوتاهترین راه، چراکه همیشه بهترین راه کوتاهترین راه نیست.
چطور می توان قبول کرد کسی که سالها درگیر مصرف مواد مخدر بوده می بایست ظرف چند روز اعتیاد را ترک کند، اگر چنین است به همین سادگی می توان به همه گفت که مواد مخدر مصرف کنید و هر زمان که خواستید دیگر مصرف نکنید!!!
کمی دور و برتان را نگاه کنید می بینید که نوشته های بسیار زیادی در خیابان هست که روی آنها نوشته ترک اعتیاد در چند روز ! ! ! آیا قبول آن عاقلانه است؟؟؟
اگر قبول کنیم که اعتیاد بیماری است پس باید درمان شود و اگر تعریفی از درمان بخواهیم، فرآیند زمان اصلی ترین پارامتر در درمان همۀ بیماریهای موجود در دنیای ماست، شما طور دیگری تصور می کنید؟
حال برگردیم به موضوع گروه افرادی که برای درمان اعتیاد خود به کنگرۀ 60 وارد می شوند و می فهمند که درمان در گروه حاصل می شود و خارج از آن امری بسیار دشوار و شاید نزدیک به محال باشد.
همۀ مصرف کننده ها مواد مصرفی تجویز شده را به تدریج و به آهستگی کاهش خواهند داد، درست خلاف جهتی که روزی این مصرف کننده به تدریج و به آهستگی مواد مصرفی خود را افزایش می داده است، شاید بتوان گفت روش DST در حقیقت بدلی است که به مواد مخدر خواهیم زد، اما وقتی که مصرف مواد شروع شد همه در جمع دوستان بودند و می گفتند و می خندیدند، روزهای طلایی دوران شروع مصرف، هیچ کدام به تنهایی مصرف نمی کردند و لذت مصرف مواد مخدر را در جمع می دانستند اما برای رهایی از دام اهریمن اعتیاد نیز بایست در جمع کار را آغاز کرد، با این تفاوت که دیگر استادان این جمع، استادان لایقی هستند که می دانند که چه می کنند و هدفشان ارزشمند و قابل رویت است، حال آنکه در جمع گذشته مربیان حتی خودشان نمی دانستند که به کجا می روند و الزامأ هیچ اصراری به ارزشهای اخلاقی در آن محفلها نبود، شاید هم اصلأ لازم نبود که کسی به فکر کسی دیگر باشد و صحبتها و حرفهای آن روزهای شروع مصرف مواد مخدر به حرفهایی کم ارزش، بی محتوا، زوال پذیر و بی جان خلاصه می گشت، حتی می توان به جرعت گفت که جملۀ حرفهای پا منقلی را خود مصرف کننده ها ساخته اند و این خود نمادی بود بر بی اثر بودن جمع دوستان در جهت ارزشهای اخلاقی و انسانی گروه . . .
حال آنکه در گروه درمانی و درمان اعتیاد در کنگرۀ 60 دوباره بدل این حرکت نواخته خواهد شد و مصرف کنندگان دیروز با نام جدید مسافر کنار هم قرار خواهند گرفت، بسیار محکم و با برنامۀ مشخص و با موضوعاتی مشخص، جهت دار و کنترل شده و با استادی راهنمایانی ارزشمند و کار بلد، آنها که خود روزی درگیر اعتیاد بودند و به روش درمان تدریجی به درمان قطعی اعتیاد نائل گشته اند و با دیدن آموزشهای خاص و البته آزمونهای متعدد، در جایگاه مربی و استاد قرار گرفته اند، آیا می توان این استاد و معلم را با استادان گذشته مقایسه کرد؟ دیگر آن مصرف کنندگان دیروز دریافته اند که رمز موفقیت آنها در کنار هم بودن است، آنها در زندگی خصوصی یکدیگر هرگز اجازۀ ورود نخواهند داشت و ارتباط آنها فقط مخصوص به ساعات ورود آنها به لژیون های خود در کنگره است.
قطعأ اهمیت موضوع بسیار است که درمان اعتیاد در گروه به مراتب با ارزشتر و محکمتر و کاملتر خواهد بود، همۀ افراد از تجربیات خود و آموزه های کنگره و راهنمایان خود سود خواهند برد و در ضمن به آهستگی رفتارهای ارزشمند و اخلاقی را جایگزین رفتارهای گذشته خواهند کرد، آنها دیگر باور دارند که تأثیر پذیری در جمع بسیار راحتتر و لذت بخش تر خواهد بود و در جمع و گروه می توان به تکامل رسید و رشد کرد، می توان جبران گذشته را کرد و از تجربۀ دیگران بهترین سود را برد، می توان در جایگاهی قرار گرفت که پس از اینکه به کمک جمع و گروه به درمان رسید، خود کمکی برای دیگران باشد و از لذت رهایی دیگران لذت ببرد.
در آخر به تعبیر من گروه یعنی استفادۀ بهینه از تواناییهای همه در جهت رسیدن به هدفی مشترک و این کار روحی را می طلبد که پایبند ارزشهای انسانی باشد، به راستی مگر ارزشهای انسانی چیست که انقدر همه به دنبال آن هستند؟؟؟
می خواهید بدانید ؟ . . . کمی به کنگرۀ 60 نزدیک شوید.

  نگارش- علی صداقت

منبع: لژیون آقای علی صداقت

مقالات تحلیلی . . .

" جهانبینی "

قسمت اول

نفس , جسمبنا به تعریف نفس ؛ نفس آن چیزی است که اعلام موجودیت میکند ؛ در ظاهر و باطن که این تعیین موجودیت با توجه به خواسته های نفس متفاوت میباشد و یا به گفته دیگر هر نفسی بنا به خواسته هایی که دارد ساختمانی به شکل خواسته های خودش در قالب آگاهی طراحی میکند که در جهان فیزیک برای ساختن این ساختمان از مصالح فیزیکی انتخاب و مهندسی میشود و به شکلی که قابل رویت است نمایان میسازد و آنچه که ما در جهان فیزیک رویت میکنیم ، حاصل خواسته و یا خواسته های نفس است ، درست است نفس در جهان فیزیک قابل رویت نیست ولی آنچه که در جهان فیزیک موجود است و یا آنچه که موجودیت فیزیکی پیدا کرده است بدلیل خواسته های نفس بوده است و اگر خواسته های نفس نبود موجودیت فیزیکی هم حاصل نمیشد .
شاید بتوانیم نفس را ظرف و خواسته های نفس را مظروف فرض کنیم که مظروف همان آگاهی و دانش نفس است که هیچکدام نه ظرف و نه مظروف فیزیکی نیستند ولی به جهت نمایان شدن و یا به جهت خودنمایی در جهان فیزیک از مصالح فیزیکی استفاده میکنند تا بتوانند شکل خود را در جهان فیزیک نمایان سازند . انتخاب مصالح و کمییت و کیفیت ، در صد ترکیب مصالح و بطور کلی چیدمان و شکل نهایی نیز بر حسب دانش و آگاهی نفس خواهد بود . پس آنچه در جسم و یا در ظاهر روییت میشود واقعیتی آشکار است که حقیقت آن در نفس بصورت آگاهی پنهان است .
کنگره 60 بیماری اعتیاد را بیماری جسم میداند نه بیماری روان و دلیل بروز این بیماری را عدم آگاهی میداند .پس بیماری اعتیاد در جسم رویت میشود و دلیل بوجود آمدن آن نبود آگاهی و دانش در نفس و روان است و یا به گفته دیگر پریشانی روان بدلیل بوجود آمدن این حادثه است و اگر جسم بیمار نبود روان هم پریشان و در گیر نبود . پس روان دلیل بیماری اعتیاد نیست و بطور کلی روان و جسم هر دو معلول هستند و علت چیز دیگریست ، و یا بقول مولانا ؛

کف دریا که دریا نیست و گرد و خاک هم باد نیست .

قسمت دوم
نفس , جسم . . . . در ادامه . . . . . . . . . .

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

مرگ های وارداتی !!!

 

اشاره:

شايد روزگاري انسان به مواد مخدر به عنوان يک داروي شفابخش نگاه مي کرد ولي با توسعه علم و در نتيجه روشن شدن ابعاد مخرب آن، اين پديده به صورت تهديدي جدي براي بهداشت عمومي و امنيت سياسي و اجتماعي جوامع و ملل مختلف شناخته شد.
مواد مخدر امروزه به عنوان يک مصيبت عمومي جوامع بشري و به ويژه نسل جوان را تهديد مي کند و مبارزه جديد و گسترده در مقابل آن از ضروريات همه جوامع بشري است. خوشبختانه درکشور ما مدت هاست که از ابعاد مختلف اجرايي علمي و فرهنگي تا حدودي اقداماتي براي مبارزه با مواد مخدر و پيشگيري از قاچاق آن و ابتلاء جوانان به اعتياد صورت گرفته است. يکي از راهکارهاي اساسي براي جلوگيري از شيوع مواد مخدر در هر جامعه اي پيشگيري است و بهترين راه پيشگيري ، اطلاع رساني و روشنگري ست...

1 امروزي شدن مواد مخدر

هنوز از خاطر قديمي ها نرفته که چگونه ترياک جاي خود را در ميان ايرانيان بازکرد. انگليسي ها سوحته ترياک رامي خريدند و مردم به ترياکي شدن و توليد ترياک سوخته تشويق مي شدند و چپق و قليان از مد افتاده بودند و ترياک کم کم مد شد. اما همان گونه که زمان از توقف باز نمي ايستد و هر روز اختراع و اکتشاف جديدي مي شود. و هر روز چيزي براي تعجب کردن و انگشت حيرت به دهان گرفتن انسان ها پيدا مي شود. مخدرها هم روز به روز ، به روز شدند و نعشه شدن ها هم به روزتر شد.
کم کم ترياک سنتي و طبيعي رو به فراموشي رفت، چون هم قديمي و هم به قول معتادان بي کلاس است و کراک و شيشه و پان پراگ مدرن و صنعتي طرفدار پيدا کرده است.
اين روزها برخي جوانان ترياک و هروئين را مخدر مي دانند و کراک و شيشه را غير مخدر! شايد شيشه و کراک را چيزي مي دانند درحد يک قليان، آن هم از نوع ميوه اي اش!
البته اين ديدگاه حاصل فعاليت و تبليغات همه هايي ست که روزگاري مردم را تشويق به توليد ترياک سوخته مي کردند!
اين روزها کشورهاي استعمارگر و سوداگران مرگ، با توليد مواد مخدر جديد، درفکر پيشبرد اهداف شان هستند.
پس جوان ترس و ابايي براي مصرف آن ندارند و با يک قرص نشاط آور تا ساعتي به اصطلاح خوش اند و حال مي کنند. غافل از اين که تکيه براين کار تکيه بر باد است.

2 مرگ براثر مصرف شيشه

متأسفانه کساني که از اين وضعيت ذي نفع هستند، تبليغ شيشه را درايران با عنوان نعشه آور؛ ولي بدون اعتياد عنوان کرد و جوانان را گمراه کرده و به طرف اين مواد سوق دادند. غافل از اين که اين مواد علاوه بر اعتياد مي تواند مرگبار باشد.
وقتي اين مواد وارد سيستم عصبي مرکزي(CNS) مي شود، باعث آزاد شدن ناگهاني واسطه شيميايي دوپامين از مغز شده که باعث تحريک سلول هاي مغزي و افزايش خلق وخو و حالت تهاجمي و غير قابل کنترل و افزايش حرکات جسمي مي شود که درصورت ادامه مصرف بعد از مدت طولاني علايم بدخلقي و افسردگي و علايم اختلال حرکتي مثل پارکينسون درفرد ظاهر مي شود.
اين ماده به صورت استنشاقي و خوراكي و داخل رگ و کشيدني مصرف مي شود و بلافاصله بعد از مصرف حالتي به نام
rush يا flash در فرد ايجاد مي گردد و افراد به سرعت اعتياد پيدا مي کنند و مجبورند هرروز مقدار مصرف را بيش تر کنند.
مصرف اين ماده مي تواند باعث کاهش اشتها، افزايش تعداد تنفس، افزايش فعاليت فيزيکي، افزايش دماي بدن و تحريک پذيري و بي خوابي گيجي، لرزش و تشنج ، اضطراب زياد دماي بدن باعث مرگ افراد مي گردد.
همچنين با صدمه روي عروق باعث سکته هاي مغزي و قلبي مي شود.

3 عوراض ناشي از مصرف هر گونه مواد مخدر

تمامي داروهاي مخدر و روان گردان ، مغز و نواحي مختلف بدن را تحت تأثير خود قرار داده و تعادل شيميايي بدن را بر هم مي زنند.
احساساتي که در پي مصرف اين گونه مواد در بدن ايجاد مي گردند به عوامل زير بستگي دارد:
سن: مواد مخدر در جوانان تأثير سوء بيش تري دارد. به دليل اين که مغزشان درحال رشد و تکامل است.
زمان استعمال، خلوص مواد، ميزان مصرف، چگونگي مصرف، خلق وخو، سطح سلامتي و شرايط محيطي فرد و همچنين عوارض ناشي ازهر ماده مخدري در دراز مدت سبب مرگ ناگهاني، ايجاد صدمه به قلب و عروق خوني، سنگ کوب قلبي، عفونت، هموروئيد وسوء تغذيه، آسيب به کبد و کليه خواهد بود.

 

Is identifying the causes of drug addiction really necessary in order to treat addiction

It seems like a misconception, in Congress 60’s opinion, that the causes of drug addiction should be known first before one can properly treat the condition, or help someone who is using drugs

o illustrate, with all due respect, the 12 step program believes that “addiction exists,” and that it can exist in a vacuum, all by itself, for no reason at all.  For example, consider an ideal child grown up in an ideal environment with definitely no family history of addiction, and guess what?  That child can change into a compulsive user, either alcoholic or drug addict.  Indeed, this can happen, and the situation cannot be justified like “well, of course the kid got messed up, because this or that happened, or whatever.”  Sometimes, addiction just happens.  It cannot be predicted, nor controlled.  Believe it or not, this is the reality.

Given, since it is realized that addiction might happen without any cause, it paves the way for the idea that the treatment for addiction is universal, regardless of various causes it might have. The old method’s concept follows like this: if we could identify the causes which we believe led to the addiction, then treating those causes might automatically lead to fix addiction.

But history has demonstrated such model to be lacking, and it did not work. Principle reasons were addressed, and addictions still remained.

That being so, thorough understanding of addiction tells us that the question is not “what caused the addiction” so that we can then go fix those causes; the real questions are “what is addiction?”, and “what does addiction cause?”

Congress 60 advises us to know “what is addiction”, “who is an addict”, and “what is the destruction”. The effect which years of drug addiction can have on a person changes and alters the individual in a profound way. Congress 60 categorizes these destruction in 3 groups: Body, Psyche, and Worldview.

The personality and psyche are altered due to the fact that the person uses drugs to come along with life, and he does it over and over again, every single day. The fact is “addiction” causes this change in psyche and personality, and not vice verse. As a result, an addict becomes isolated gradually.

Congress 60 believes that the solution is simple, and treating addiction has been this difficult so far just because of the fact that the starting point was not clear.  Once we could restore the system in the body which produces and controls bio-chemicals, and put it into proper functioning, we can simultaneously treat body and psyche problems. As a matter of fact, this method of treatment calls for proper time (11 months on average), proper medicine (which can satisfy the needs of the body), and proper alternation of one’s worldview.

One can overcome addiction and find recovery when he can start to get education, grow, and lean toward more productive choices in his life.  When an individual pushes himself to improve his overall health in numerous areas of his life, this strengthens his recovery.

Moreover, another requisite for recovery is setting goals and meeting them, and consequently, creating own self esteem through merit.  The fact here is that seeking causes of addiction is useless, for an addict is going to be a whole new person living a new life. What each members of Congress 60 are doing is like building a new life! When one constantly upgrades his knowledge on addiction, his self, life, rules of the game, worldview, and utilizes his knowledge in everyday life, his recovery will get better and better.


Written by: Traveler Keyhan

مقالات تحلیلی . . .

" گروه درمانی در کنگره 60 با عنوان لژیون "

گروه درمانی یکی از اولویت های لازم برای درمان بسیاری از بیماری ها از جمله بیماری سوء مصرف مواد ( اعتیاد ) می باشد و بیمار می بایست برای بهبود حال خود و همچنین طی کردن کامل طول درمان خود از این کارگاه های آموزشی استفاده کند.


نگارش:آقای حسن بابائی

منبع:کنگره60

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

امـا بـایــد به چـه چیـزهایی فکــر کنیم ؟

 

احتمالا خــداوند برای بـوجـود آوردن جهان تفکــر نمود ؛ ما فکر میکنیم ، خدا خلق میکند .ما نسبت به هر چیزی که فکر میکنیم قبلا خلق شده است و برای اینکه هر چیزی را خلق کنیم باید آنرا در ذهن خود بوجود آوریم .در جهان فیزیک فکر تنها بدرد نمی خـورد .اگـریک مهندس طراح ، طرح خود را نتواند به اجرا درآورد به درد نمی خورد اما در زمینه مسأله اعتیاد این نکته که ما سالها بفکر ترک اعتیاد بودیم و چون نمی توانستیم آنرا به مرحله عمل در آوریم کارساز نبود .

امـا بـایــد به چـه چیـزهایی فکــر کنیم ؟

اولین قــدم اینست که ما اعتیاد خود را بپـذیریم و از همین نقطه است که درمان شروع میشود .وقتی فکر را شروع میکنیم میتــوانیم ساختار پاکی را به حـرکت در بیـاوریم و آن چیزی کـه از فکر مهمتر است الهام و القاء است و اگر انسان از هر سمت ؛ چه مثبت و چه منفی الهـام بگیـرد از همان سمت القـاء میشود .

همان ابتدای کـار ما بایــد سمت و سوی حرکت خودمان را معلوم کنیم ؛ مانند اینکه من میخواهم به سمت شمال حرکت کنم امــا رو به سمت جنوب ایستـاده ام . کسی کـه در کنگــره سمت و سوی خودش را معلوم نمیکند بیشتر از کسان دیگر زجر میکشد .اما کسی که سمت و سوی خودش را معلوم می کنـد ماننـد کسی است که در جریان رودخانـه شنـا میکنـد و براحتی حرکت میکند و به درمان میرسد .اگـر کسی قصد خوردن گلابی را دارد باید برای تهیه گلابی حرکت کند و آنرا تهیه نماید و در آخر آنرا مصرف نماید امـا فکر به تنهایی بدرد نمیخورد .در جهان همه چیز بر مبنای تدریج میباشد ، از خلقت جهان تا خوب شـدن و بـد شـدن و بـوجـود آمـدن انسان همه براساس تدریج میباشد .درمان اعتیاد هم تدریجی میباشد و تنها با گذر زمان و شناخت انسان و مـواد مخـدر است کـه میتوان به این مهم دست یافت .

خلاصه سخنان آقای علی اشکذری


منبع:وبلاگ آکادمی

مقالات تحلیلی . . .

بنام قدرت مطلق که بهترین قضاوت کننده است....

 

انسان برای رسیدن به قله های رفیع وشکوهمند کمال و سعادت بناچار باید در مسیر پیچاپیچ و پر سنگلاخ رسیدن به آن قدم بگذارد، ودر این مسیر چنانچه بخواهد سر را بالا گرفته و دیگران را به نظاره بنشیند، یا باید توقف کرده واین کار را انجام دهد ویا در حین حرکت به سمت قله این کار را کند که حتماً تعادل خود را از دست داده و اگر به قعر دره ای مهلک سقوط نکند، حتماً مجروح ومصدوم شده وبالاخره از حرکت باز خواهد ماند

بنابر این رمز پیشرفت وحرکت سهل وسریع به سمت قله ، وعبور موفق از موانع ، توجه صرف به خود وپیش پای خود است ، و بدین ترتیب حرکت در مسیر پر پیچ وخم زندگی ودستیابی به قله های سعادت ، موفقیت وکمال مستلزم چشم برداشتن وتوجه به دیگران و توجه و قضاوت صحیح دربارۀ خود است ، تا انسان بتواند متناسب با نقاط قوت وضعف خود ، حرکت در مسیر پر فراز ونشیب رسیدن به  قله های رفیع وبلند کمال را  تنظیم  کرده و بخوبی  مدیریت نماید .

بنابر این انسان حتی تصور وفضای ذهن خود را نیز بایستی معطوف به خود وکمال خویشتن  نموده و از هر گونه پرداختن و ورود به حیطه دیگران بازدارد، تا بتواند تمامی انرژی وپتانسیل ذهنی و عملی اش را متوجه و مصروف مسیر کمال واصلاح خود کند.

و بدین ترتیب خودخواهی که عموماً امرناپسندی شمرده می شود ، اگر متوجه ومعطوف به خود حقیقی و راستین انسان شود ( و نه خود مجازی اش) نه تنها ناپسند نبوده ،که بسیار پسندیده و مورد تحسین نیز می باشد ، زیرا خود خواهی ناپسند چیزی جز توجه به خود مجازی نمیباشد.

و همانگونه که انسان سلیم وعاقلی که تشنه وگرسنه شده در پی رفع عطش و گرسنگی خودش بر می آید ونه دیگری ویا تاجر عاقلی که لازم است در پی کسب سود ومنفعت خودش باشد و نه دیگری  ،  به همین ترتیب انسان جویای کمال وسعادت نیز به طریق اولی بایستی  صرفاً به خویشتن و رفع موانع موجود در مسیر تکاملی خودش ( که در واقع همان رفع عیوب خودش می باشد ) بر بیاید، واین میسر نیست مگر اینکه اشتغال به قضاوت درباره خودش او را از قضاوت وتوجه به دیگران بازدارد ، همانطور که امام علی (ع) می فرماید :

 (خوشا به حال کسی که اشتغالش به عیوب خودش او را از عیبجوئی دیگران بازدارد) 

وقدرت مطلق، خداوند متعال که در قرآن می فرماید :

 (وای بر هر عیبجوی هرزه زبان)

مقالات تحلیلی . . .

      برداشت من از وادی سیزدهم ...    

پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگریست ؟ !! ...  یعنی شناور شدن قطره ای بظاهر کوچک و ناچیز در آغوش اقیانوسی لایتناهی و بیکران !

( و ترجمان این حرف حضرت حق که : یا ایتها النفس المطمئنه ! ارجعی الی ربک راضیتاً مرضیه  وادخلی فی عبادی فدخلی فی جنتی ! )

وبعبارتی هر شروع وتولدی مستلزم تحقق پایان ومرگی است ، و هر طلوع بهجت زا وشکوهمندی مستلزم وقوع غروب سیاه وغمگنانه ای است ، و چون قدرت مطلق نور آسمان ها وزمین است (که الله نور السمواات والارض و.... ) ، بنابر این همواره حاکمیت مطلق وبلامنازع نور است که بساط سیاهی ها و پلشتی ها را در هم پیچیده وبه وادی سیاه اهریمنان خواهد انداخت ، و برای رها شدن از بیراهه ی  پر از سنگلاخ  و نیز  پرتگاه مملو از تباهی  تک بعدی بودن ، و ورود به فضای فراخ وزیبای دو بعدی بودن ، لاجرم باید حیات وزندگی خود را در چارچوب  مثلث : عقل ، ایمان  و عشق  قراردهیم ، عقل ، یعنی همان چیزی که ما را نهایتاً باورمند به وجود قدرت مطلق خواهد کرد ، و ایمان  نیز ما را در عرصه عمل متکی ومستظهر وامیدوار به  حمایت  لایزال ولازوال  قدرت مطلق خواهد کرد ؛ و بالاخره عشق ما را از جلوه ها  و وسوسه های سراب گونۀ  لذائذ مجازی ، به سرچشمه های ناب وزلال دلبستگی و دلدادگی به زیبائی های حقیقی وراستین قدرت مطلق رهنمون خواهد ساخت ، و این مقدمه  وآغازی است برای  جهش به قله رفیع سه بعدی بودن !

یعنی همان  جایگاه رفیع وشکوهمندی  که افق های  زیبا  و اسرار آمیز آن  را فقط  فاتحینش می توانند به تماشا نشسته  واز  شراب های طهور چشمه ساران  دامنه های رفیع آن برخوردار شده  و سرمست  گردند .

مقالات تحلیلی . . .

" امواج "

اگر عمر انسان را 80 سال یا 30000 روز در نظر بگیریم 10000 روز در خواب، 5000 روز در کهنسالی و بچگی، می ماند 15000 روز و همه دوست دارند این مدت را خوب زندگی کنند و باید طرز فکر و زندگی خود را به نوعی برنامه ریزی کنیم که شاد باشیم و از این لحظه ها استفاده درست را بکنیم .

 جهان مملو از امواج است

هر چه در هستی است همه را موج تشکیل می دهد حتی انسانها، کوه، سنگ و ماده و در نهایت همه به موج می رسند و خواص متعددی دارند. ما همه امواجی بوده ایم که فشرده شده ایم و به انسان تبدیل شدیم، بعضی از امواج برای ما قابل رویت نیست، اما وجود دارند و درظاهر دیده نمی شوند مثل یک گرم جرم که انرژی بسیار وحشتناکی دارد و اگر این انرژی آزاد گردد باعث جوش آمدن دریایی می شود. پس همه هستی از امواج است . . .

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

 Quiting or curing addiction 

The usage of the term "quiting drugs" has became common in our society nowadays and the interesting point is that it has not reached a notable goal and it gets more interesting when they are still insisting on this false method and spending a lots of national budget on this illution without any good result.

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

خیلی اوقات انسان ها از روی کنجکاوی دست به کارهایی می زنند که تاوان سنگینی را بابت آن تجربه می پردازند. بعضی وقتها هم از روی لذت طلبی بدنبال تجربه ی لذتهای جدیدی می روند که این لذت در انتها به ذلت تبدیل می شود. گاهی  اوقات هم از روی عصبانیت و لج و لجبازی با خود و دیگران و یا حتی شرایط موجود به سراغ عملی می روند که درانتهای این دعوا , عملی می شوند !!! ادامه مطلب . . .


نگارش:مسافر حسن بابائی

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

ترک مواد یا درمان بیماری اعتیاد ؟؟!!..


واژه ی ترک اعتیاد خیلی در جامعه متداول گشته و  جالب اینکه آنطور که انتظار عموم و حتی مسئولین امر می رود , به نقطه ی روشنی نرسیده و جالبتر اینکه همچنان بر روی این روش های عموما" نادرست پافشاری می شود و بودجه های کلان استانی و ملی خرج این امر واهی می گردد و نتیجه ا ی نمی گیرند و طبق روال سیستم معیوب مدیریتی در ایران ,  همیشه  افغانی های بخت برگشته را مقصر می دانیم  که اگر افغانستان همسایه شرقی ما نبود و ترانزیت برای غربی ها از کشور ما نبود و . . . وضع ما این نبود. و وقتی کلی بودجه خرج بتون ریزی دیوارهای شرقی مرز و سگ های تربیت شده , ماشین های پیشرفته ،اسلحه های مدرن،دوربین های فوق پیشرفته، پلیس آموزش دیده ، همایش های خنده دار , فیلم ها و تصاویر منزجر کننده و  . . . شد و باز هم نتیجه ای حاصل نشد تازه می آییم تمام کاستی های مدیریتی و عدم آگاهی خود در زمینه ی اعتیاد و روش حل این مسئله را خراب می کنیم بر سر بیماران ناتوان و سرگردان اعتیاد و آنها را تنها معضل و مشکل جامعه می خوانیم و روی این نادانی شعار هم می دهیم و فریاد هم می زنیم وبعد می آییم زنداها را بیشتر می کنیم و کمپ های اجباری کار می سازیم و سالی چند بار طرح های مختلف جهت جمع آوری معتادین راه می اندازیم و هر چی آدم چشم قرمز که احتمالا" کمرش هم خمیده است و کمی هم خودش را می خاراند را به اسم معتاد و انگل جامعه جمع می کنیم و کلی هم مانور خبری می دهیم و چند گونی هم . ؟ . ؟ . می سوزانیم و بعد هم آمارهای  "کاملا دقیق و سالم" می دهیم و بیلان بودجه ی تصویب شده و حیف و میل شده را جمع و جور می کنیم و تحویل مدیران  خود می دهیم  و صبر می کنیم تا سال دیگر و بودجه ی بیشتر و  ندانم کاری های مضاعف !!!

شاید از درک پایین نگارنده این مقاله باشد که در این پروسه ی پرهزینه و بی هدف , ترک کجا قرار دارد و اصلا" معنی و مفهوم عزیزان از ترک چیست ؟؟؟ !!! ...

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

مي خواهيم بدانيم كه آيا ماهيت امواج منفي با يكديگر يكسان است اگر نه بايد با هركدام چگونه برخورد بكنيم  ؟

  

موج خشم

موج خشم و تنفر از جنس دافعه مي باشد يعني وقتي ما از دست كسي عصباني مي شويم فكر ما مدام در رابطه با آن شخص شروع به فعاليت مي كند و ما دائماً  راجع به كارهاي بدي كه آن فرد انجام داده تصوير سازي مي كنيم و بعد احساس خشم به وجود مي آيد. يعني نيروي خشم با جذب كردن ما به طرف خودش انرژي ما را مي كشد و تخليه مي كند و زماني كه تخليه شد دو اتفاق مي افتد اول اينكه سطح انرژي ما  پايين مي رود و انرژي ما كم مي شود و انرژي ساختار خشم زياد مي شود وقتي انرژي انسان كم مي شود انسان طبيعت را به صورت ديگر ميبيند زيرا  ما  همه چيز را براساس ارتعاشات خود مي توانيم دريافت نماييم اگر ارتعاشات ما زياد و فركانس ما بالا باشد خوبي ها و زيبايي ها را مي بينيم و اگر ارتعاشات ما كم وفركانس ما پايين باشد پليدي ها را ميبينيم و ديگر قادر به ديدن خوبي ها نيستيم

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

دل نوشته اي از يك مسافر خانم

سیاهی بود و سیاهی

 

( پیامی برای خانم های مصرف کننده : باور کنید مصرف الکل و قرص های اعصاب و آرام بخش تخریبش بیشتر از شیشه ، کراک ، هروئین و… می باشد . )

( ای عزیز تا قبل از این که کاری جبران ناپذیرانجام بدهی ، این پیام را بخوان ، شاید تو به اندازه من خوش شانس نباشی ، و بدان صفت گذشته در انسان صادق نیست بلکه جاریست و تو هم میتوانی همان طور که من و ... توانستیم )

 

سیاهی بود و سیاهی ، تاریکی بود و رنج ، فراموشی بود و بی خبری ، تنهایی بود و در خود گم شدگی ، نمیدانستم کجا بودم ، نمی دانستم با که بودم ، نمیدانستم کی صبح بود و کی شب ، همانطور که دنیا مرا فراموش کرده بود من هم دنیا را ، آنقدر می نوشیدم تا بتوانم به بدبختی ها و سختی هایم نیندیشم ، آنقدر نوشیدم و نوشیدم که دیگر الکل هم کم آورد و قرص های آرام بخش به آن اضافه شد ، رفتم و رفتم تا مرگ را به زنده بودن ترجیح دادم.

ستاره هستم مسافر

آنتی x مصرفی الکل و قرص های اعصاب درمان با ot

سفر اول 13 ماه و 20 روز راهنمای نازنینم سرکار خانم راد

رهایی 7 ماه و 2 روز

منبع وبلاگ خانم راد http://radlejion60.blogfa.com

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

 تمرکز بر روی مشکل و یا حل مشکل

 

هر دهه در آمريكا كتابي بنام ( اشتباهات بزرگ ) چاپ ميشود . از خاطرات رئيس سازمان ناسا آمريكا كه در اين كتاب ثبت شده به اين شرح است كه وقتي فضانوردان از جو زمين خارج ميشدند بعلت عدم وجود جاذبه قادر به نوشتن گزارش نبودند زيرا جوهر خودكار يا خودنوس بر روي كاغذ اثري نمي گذاشت . در سال 1968 رئيس سازمان ناسا تصميم گرفت اين مشكل را حل كند و از تمام شركتهاي تجاري و پژوهشي دعوت به همكاري كرد . سرانجام پس از 5/8 ماه زمان و حدود 11 ميليون دلار سرمايه گذاري يك شركت پژوهشي موفق شد قلمي را بسازد كه در تمامي شرايط جوي از قبيل زيرآب ، در فضا ، در سرماي شديد ،گرماي شديد و خلاصه در تمامي شرايط قابل استفاده باشد . زماني كه اين محصول رونمايي شد وجشني در اين خصوص گرفته شد .تلگرافي از طرف سازمان فضايي روسيه به دستشان رسيد با اين متن : كار بسيار خنده داري انجام داده ايد ما چندين سال است براي ثبت اطلاعات در فضا از مداد استفاده ميكنيم .تمام
به گفته رئيس وقت ناسا بعداز رسيدن اين تلگراف 4 ماه دفتر پژوهشي سازمان تعطيل شد .
ايشان علت شكست و اشتباه در اين مورد را تمركز بر روي مشكل معرفي كرد در صورتي كه روسها بر روي راه حل تمركز كرده بودند .

منبع : سايت گوناگون

http://www.c61.ir/Congress60-Human-Revivification-Society/Forum/newreply.php?do=postreply&t=2367

مقالات تحلیلی . . .

" سيستم انرژي انسان "


 

ما براي درك بهتر وضعت سيستم انرژي انسان  مثال استخر انرژي را بیان میکنیم كه اگر اين استخر را با يكسري ورودي و خروجي در نظر بگيريم و كار اين ورودي و خروجيها اين باشد كه آب را از استخر وارد و خارج كنند اين در ما احساس به وجود مي آورد يعني احساس را جابجايي آب درون استخر يا جابجايي انرژي تعريف مینماییم .

وقتي به پارك ميرويم اگر دقت كنيد براي سرسره بازي ابتدا بچه به بالاي پله ميرود سپس سر مي خورد و به پايين مي آيد اينجا اتفاقي كه مي افتد اين است كه مقداري انرژي كه در خودش جمع كرده را در اين سر خوردن از دست ميدهد و به اين صورت در آن بچه احساس  لذت به وجود مي آيد براي انسان هم همينطور است زماني  كه  انرژي از دست ميدهد و به دست مي آ ورد در او لذت به وجود مي آيد و اين لذت بستگي به نوع آن انرژي دارد كه ما جذب مي كنيم يا از دست مي دهيم . انرژي طيف دارد مثل رنگين كمان كه رنگهاي مختلفي در آن وجود دارد انرژي هم همانطور است ، كه . . .> ادامه مطلب !!!

" cd امواج بازدارنده و ذهن آقاي امين دژاكام "

http://radlejion60.blogfa.com/

ادامه نوشته

مقالات تحلیلی . . .

نقد خودمانی . . .



هشتمین جشنواره ی عقاب طلایی کنگره 60  (سال 90 – 89 ) موجب شد که کمی با خودمان و ساختار لژیون بیشتر و بهتر آشنا شوم.  پیشاپیش از استاد و راهنمای عزیز خودم  جناب آقای علی جلالی  که افتخار دادند, لطف کردند  و  با تیم لژیون ما  هم تیمی و هم بازی شدند  سپاسگزارم و بابت تمام کاستی ها در امر سرپرستی تیم , عذر خواهی می کنم. به تمام بچه های لژیون هم  با وجود تمام سختی ها و مسائل موجود خدا قوت  می گویم.

بالاخره بعد از کلی فراز و نشیب و بازی های متعدد, امروز جمعه 19/3/1390  با وجود قابلیت های بظاهر خوب تیم مان , از دور مسابقات حذف شدیم و پرونده ی تیم مان بسته شد . حال باید ببینیم برای دوره های بعدی به چه توانایی و رشدی می رسیم و آیا اصلا " شرکت می کنیم یا . . .  !!!

ادامه نوشته