نوجوان , بحران هویت و اعتیاد !!!


با جدا شدن از دنیای کودکی و کمتر شدن توجه اطرافیان به عنوان دلبند شیرین زبان دورانی از زندگی فرد شروع می شود که به نوجوانی تعبیر میگردد. دورانی معلق بین کودکی و بزرگسالی  که فرد احترام و توجه دیگران را طلب می کند اما از بازیهای کودکانه اش هم نمی تواند بگذرد.

http://saeeddm.persiangig.com/c60/nojavan%2001.jpeg

در گذرگاه نوجوانی هویت اشخاص شکل می گیرد و این شکل گیری باقی زندگی و شخصیت فرد را در آینده به همراه ناکامی‌ها و موفقیت‌ها تعریف میکند.در سه مرحله پیشگیری مهار و درمان اعتیاد آنچه در این مقال بیشترین سهم را داراست گزینه پیشگیری و کمک به شروع یک زندگی سالم و با نشاط برای نوجوان است . . .

 

بحران هویت در نوجوانان با تعداد روزافزون نقش‌ها، الگوها و مدلهایی که وارد جامعه ما می‌شوند مانند پدیده اینترنت، ماهواره، مجله‌ها و روزنامه‌های گوناگون شکل حادتری به خود گرفته است.

 نوجوان خود را از دریچه چشم دیگران می‌بیند و تمام مقیاس‌ها با نظر دیگران سنجیده میشود. وقتی نوجوان عملی را انجام میدهد بازتاب آن از سوی سایرین، تقبیح، نکوهش یا تشویق و تقدیر دیگران باعث نیل به خودباوری و تعالی و یا احساس حقارت و خود‌کم‌بینی می‌گردد.

در همین ارتباط  "هربرت مید" می‌گوید: ما مفهوم (( خود )) را از طریق تماس با دیگران پیدا میکنیم. ارتباطات اجتماعی، مفهوم هویت را برای ما تداعی میکند و به نظر اریکسون  فرد در نوجوانی دچار ابهام در خودشناسی است و همیشه با این سئوالها مواجه است...

من که هستم؟         از کجا آمده‌ام؟   به کجا می‌روم؟    و از همه مهمتر... در کجا قرار دارم؟

این سردر گمی در هویت شناسی باعث می شود نوجوانانی که عزت نفس کمتری دارند با مشکلاتی از قبیل اعتیاد به مواد مخدر، عقده‌های جنسی و تسلیم در برابر ترسیم آینده از جانب والدین شوند که نوع آخری به نظر خوشایندترین اتفاق برای والدین است که آنچه را آرزو داشتند خود به آن دست یابند و محقق نشد را در فرزند خویش جستجو کنند.

http://saeeddm.persiangig.com/c60/nojavan%2002.jpeg

حال نوجوانی که دنیایی از انرژی و انگیزه برای محترم واقع شدن  و کسب موفقیت را دارا است ممکن است با کوچکترین نابسامانی، کج‌روی و یا خطای اطرافیان مسیری کاملاً متفاوت را در مابقی عمر طی کند و به بزهکاری، خلاف ، اعتیاد یا به موجودی توسری‌خور و خود‌کم‌بین تبدیل شود.

وقتی روابط فردی سطحی و عشقهای بیگاه نوجوان را مورد بررسی قرار می دهیم در کمال تعجب در می یابیم پاک و مقدس و بدون انگیزه های جنسی (کاملاً برعکس بزرگسالان) به وجود آمده اما خیلی هم زود این احساس پاک فراموش و یا دستخوش تغییرات می گردد.

نادیده گرفته شدن، احساس عدم احترام در خور و حس فهمیده نشدن توسط اجتماع باعث می شود دوستی با جنس مخالفی که همین مشکلات را با خود یدک میشد تبدیل به عشقی پاک با یک هدف مشخص (مبارزه با دنیایی که ما را درک نمی کند) شده والبته پایان این پیوند محبت همراه با  قطع ارتباط با معشوق یا استنتاج او نیز مرا کشف نکرد، سرخوردگی مضاعفی را به بار می آورد که متأسفانه بسیاری از رو آوردنها به استعمال مواد مخدر و خودکشی ها از همینجا سرچشمه می گیرد.

پدیده خودکشی نوجوانان در دخترها به خاطر مسائل احساسی و روحیه ظریف ایشان بسیار بیشتر از پسران است، اما خودکشی‌های موفق در پسران آمار بالاتری دارد که البته اشاره به میزان ناچیز این عدد در مقایسه با تعداد خودکشی‌ها و مخصوصاً وسوسه اقدام به خودکشی ضروری می‌نماید. هدف از اقدام به خودکشی بیشتر جلب توجه و حتی ترحم است تا واقعاً از بین بردن خود، ترسیم فضای اتاقک سفید بیمارستان، پریشانی و سراسیمگی اطرافیان و بسیار مورد توجه بودن در آن شرایط احساس خوبی را می‌آفریند و شاید ترسیم حس ندامت معشوق از آنچه بر من رانده و رویاهایم را ویران کردن است به زیباتر شدن این احساس کمک کند. اینجاست که غالب انگیزه این اقدام نکوهیده تشکیل می دهد.

حال با توجه به شرایط و فضای موجود نوع انتخاب دوستان با ایده گریز از جامعه‌ای که مرا درک نمی‌کند ، پناه به عجوزه‌ای بنام مواد مخدر یکی از گزینه‌هایی است که گاهی مورد توجه فرد قرار می‌گیرد و فرایندی را به بار می‌آورد که با توجه به عدم آگاهی از نحوه رها شدن از این دام به متلاشی شدن زندگی و حتی مرگ در عنفوان جوانی منتهی می‌گردد.

کنگره 60 گامهای بسیار موثری را برای درمان اعتیاد برداشته و همچنان پویا به راه خود در راه درمان ادامه می‌دهد اما نیاز جامعه به اصل پیشگیری و آموزش خانواده‌ها نیاز به بسیجی همگانی‌ و توجه رسانه‌ای دارد. هنوز هم فیلمهای عجیبی که نشاندهنده عزم راسخ فرد برای ترک ، و یکه بزن شدن او پس از چند روز ترک بسیاری را به این باور فرو می‌برد که به این ترتیب میتوان خلاص شد و این هم ثمره عدم آگاهی آن نویسنده ، کارگردان یا تهیه کننده از مقوله سوء مصرف مواد است

آنچه در خانواده رخ میدهد، فاصله سنی بین فرزندان، ارتباط با خواهر، برادر، والدین، محل زندگی، محیط  مدرسه، نوع و میزان تفریحات، همگی از عواملی است که در شکل گیری هویت نوجوان تأثیر بسزایی دارد و متأسفانه فرزندان طلاق در این شکل گیری با مشکلات بیشتری دست و پنجه نرم می کنند.

ناهنجاریهای مالی چه تمکن بیش از حد و چه فقر مضاعف نیز میتواند عامل تشدید بحران هویت نام گیرد. در جامعه ما بیشترین وسیله مورد استفاده برای هدایت نوجوان به آنچه راه راست می خوانیمش، نصیحت و یا سرزنش است که  مقابله نوجوان کاملاً قابل پیش بینی است. نوجوان سرکش، نصیحت گریز و پرخاشگر امروزی که مانند همه سنین از سرزنش بیزار است اینگونه هدایت را بر نمی‌تابد.

به نظر نگارنده موفقیت و شاخص‌های موفق بودن در جوامع مختلف با توجه به عقیده‌ها، بافت‌های خانواده و اجتماع و اولویت کسب درآمد یا احترام در جامعه متفاوت است و سه عنصر آموزش، نکوهش و تنبیه در رسم و شکل‌گیری شخصیت نوجوان عوامل اصلی به شمار می‌آیند که عنصر نکوهش و تنبیه در اجتماع ما بیشترین سهم را در این تربیت دارا هستند در حالیکه باید جای خود را با عامل آموزش عوض کنند.

اینجاست که وظیفه خطیر خانواده و آموزش و پرورش نماد عینی و واقعی خود را به رخ می‌کشد. مهربانی و همدلی با نوجوان و افکارش کاری سخت اما ممکن است ، امیدواریم آمار نوجوانان سرخورده، سرگردان در خودشناسی، بزهکار، پرخاشگر ، دارای عقده‌های جنسی و مهمتر از همه نامزد اعتیاد روز به روز کمتر و در آینده جامعه‌ای پویاتر را شاهد باشیم.

نگارش : مسافر سعید دوست محمدی

منبع: وبلاگــــــ  نمایندگی افســـریه