اخبار لژیون ما . . .

امروز دوشنبه مورخ 30/8/90 لژیون برگزار شد که خلاصه ای از آن را تقدیم می کنم:


ابتدا قبولی خان داداش حسین محمدی راد را در امتحان کمک راهنمایی خدمت جناب آقای بابایی و همه بچه های لژیون تبریک می گویم و امیدوارم که حسین عزیز در راستای کمک راهنمایی موفق باشد.

پیام : حضور تمامی بچه هایی که اجازه حضور در جلسات چهار شنبه را دارند در جلسه چهارشنبه این هفته الزامی است.

پیام : شنبه هفته آینده سی دی ندانی را بدان 1 و 2 را مورد صحبت و مشارکت قرار خواهیم داد.

حسین محمدی راد : تکامل در جمع شکل می گیرد ، اگر قوانینی در لژیون اجباری می شود برای رشد خودمان است و باید این قوانین را به درستی رعایت کنیم تا به نقطه دلخواه برسیم . هر مسافری در مسیر بسته به اعتقادش حرکت می کند و اهداف برای افراد مختلف ، متفاوت است. در کنگره به علت غنی بودن و روان بودن آموزش ها تغییر در افراد به سرعت رخ می دهد که باید قدر این آموزش را دانست و در مسیر تکامل زندگی زیاده خواه بود.

برای درست کردن حس باید تزکیه و پالایش کنیم و برای خارج کردن تاریکی نیاز است که نور را وارد کنیم به عنوان مثال برای اصلاح ساختار دروغ گویی باید صداقت پیشه کنیم. برای رسیدن به یک آرامش نسبی باید از ضدارزش ها فاصله بگیریم و به سمت ارزش ها حرکت کنیم.

خلاصه ای از مشارکت ها:

برای تغییر ساختارها باید نیاز و خواست وجود داشته باشد ، سپس باید تفکر نمود ، تفکر درستی که به تعقل و سپس به تحرک ختم شود. تا زمانی که ندانیم یک ساختار غلط است نسبت به اصلاح آن اقدام نمی کنیم و این دانستن نیازمند دانایی است. صفت گذشته در انسان صادق نیست چون انسان جاری است ، به شرط حضور به موقع در جلسات و درست سفر کردن می توانیم انتظار داشته باشیم که به سمت حال بهتر تغییر کنیم. برای هر سفر اولی اولویت باید رهایی از بند اعتیاد باشد.

تا زمانی که آموزش های کنگره را نتوانیم کاربردی کنیم اتفاقی رخ نخواهد داد.

خلاصه ای از سخنان آقای بابایی :

هیتلر نیز با تفکر دنیا را به آشوب کشید هرچند یک تفکر منفی و می دانیم بدون تفکر آن چه هست رو به زوال می رود.

این هفته هفته شکرگذاری است و همین مطلب که در دستور جلسات هفتگی این موضوع آمده است اهمیت موضوع را نشان می دهد و مسلما مانند باقی دستور جلسات هدف خاصی را دنبال می کند. برای دانستن منزلت اطرافیان باید ابتدا جایگاه خود را درک کنیم آنوقت می توانیم شکرگذار باشیم ، باید بدانیم که برای تشکر از خالق باید بیاموزیم که از مخلوق تشکر کنیم.

راه رسیدن به خالق از مخلوق می گذرد.

اخبار لژیون ما . . .

معشوقه به سامان شد تاباد چنین بادا


کفرش همه ایمان شد تاباد چنین بادا




http://www.pic.iran-forum.ir/images/oykufjesya2goc71tm3r.jpg



از طرف خودم و تمامی بچه های لژیون اخذ درجه کمک راهنمائی را به حسین محمدی راد و راهنمای عزیزمان آقای حسن بابائی تبریک میگویم

Is identifying the causes of drug addiction really necessary in order to treat addiction

It seems like a misconception, in Congress 60’s opinion, that the causes of drug addiction should be known first before one can properly treat the condition, or help someone who is using drugs

o illustrate, with all due respect, the 12 step program believes that “addiction exists,” and that it can exist in a vacuum, all by itself, for no reason at all.  For example, consider an ideal child grown up in an ideal environment with definitely no family history of addiction, and guess what?  That child can change into a compulsive user, either alcoholic or drug addict.  Indeed, this can happen, and the situation cannot be justified like “well, of course the kid got messed up, because this or that happened, or whatever.”  Sometimes, addiction just happens.  It cannot be predicted, nor controlled.  Believe it or not, this is the reality.

Given, since it is realized that addiction might happen without any cause, it paves the way for the idea that the treatment for addiction is universal, regardless of various causes it might have. The old method’s concept follows like this: if we could identify the causes which we believe led to the addiction, then treating those causes might automatically lead to fix addiction.

But history has demonstrated such model to be lacking, and it did not work. Principle reasons were addressed, and addictions still remained.

That being so, thorough understanding of addiction tells us that the question is not “what caused the addiction” so that we can then go fix those causes; the real questions are “what is addiction?”, and “what does addiction cause?”

Congress 60 advises us to know “what is addiction”, “who is an addict”, and “what is the destruction”. The effect which years of drug addiction can have on a person changes and alters the individual in a profound way. Congress 60 categorizes these destruction in 3 groups: Body, Psyche, and Worldview.

The personality and psyche are altered due to the fact that the person uses drugs to come along with life, and he does it over and over again, every single day. The fact is “addiction” causes this change in psyche and personality, and not vice verse. As a result, an addict becomes isolated gradually.

Congress 60 believes that the solution is simple, and treating addiction has been this difficult so far just because of the fact that the starting point was not clear.  Once we could restore the system in the body which produces and controls bio-chemicals, and put it into proper functioning, we can simultaneously treat body and psyche problems. As a matter of fact, this method of treatment calls for proper time (11 months on average), proper medicine (which can satisfy the needs of the body), and proper alternation of one’s worldview.

One can overcome addiction and find recovery when he can start to get education, grow, and lean toward more productive choices in his life.  When an individual pushes himself to improve his overall health in numerous areas of his life, this strengthens his recovery.

Moreover, another requisite for recovery is setting goals and meeting them, and consequently, creating own self esteem through merit.  The fact here is that seeking causes of addiction is useless, for an addict is going to be a whole new person living a new life. What each members of Congress 60 are doing is like building a new life! When one constantly upgrades his knowledge on addiction, his self, life, rules of the game, worldview, and utilizes his knowledge in everyday life, his recovery will get better and better.


Written by: Traveler Keyhan

مشارکت های مکتوب . . .

جهانبینی و رانندگی

 

 این روزها ، کمتر جلسه ای در کنگره دیده می شود که هنگام برگزاری ، یاداشتی در مورد پارک ماشین ها به نگهبان داده نشود . تقریباً در تمامی نمایندگی های کنگره 60 ، مشکلی به نام جای پارک وجود دارد . با وجود اینکه در اکثر جلسات ، به صورت مداوم ، توسط مرزبانان در این خصوص پیام داده می شود ، باز هم از گوشه و کنار می بینیم و می شنویم که فلان ماشین جای نامناسبی پارک کرده  و برای همسایگان ایجاد مزاحمت نموده است .

به همین بهانه ، سعی شده است در این مطلب ، ارتباط رانندگی با جهانبینی مورد بررسی قرار گیرد  .

  آشنایی نزدیک اینجانب با مقوله رانندگی خودروهای سبک و سنگین که از دوران نوجوانی آغاز شد و به اخذ گواهینامه پایه یکم در سال 1375 انجامید  نیز ، دلیل و بهانه ای شد تا در این مورد چند صفحه ای مطلب بنویسم که امیدوارم مورد پسند خوانندگان محترم قرار گیرد .

امروزه ، بیشتر مردم ، ساعات زیادی از وقت روزانه خود را در حال رانندگی و پشت فرمان اتومبیل می گذرانند . ساعاتی که شاید بعد از خواب شبانه ، بیشترین زمان شبانه روزی ما را به خود اختصاص دهد ، زمانی بیش از کارهایی مثل : غذا خوردن ، مطالعه ، ورزش ، تلویزیون ، اینترنت و غیره .
گفته می شود ، خواب دیدن ، گواه صادق درون هر انسانی است و ما در هنگام خواب دیدن ، شخصیت و خواسته های خود را بدون نقاب ، به نمایش می گذاریم . شاید بتوان گفت رانندگی نیز گواه صادقی است از آنچه که در درون ما می گذرد و به نوعی ، جهانبینی ما را به نمایش می گذارد .
شباهت های بسیاری ، بین رانندگی اتومبیل و رانندگی جسم وجود دارد و ارتباط تنگاتنگی بین این دو برقرار است.


می دانیم که انسان از دو بخش صور آشکار و صور پنهان تشکیل شده است . صور آشکار ، بدون در نظر گرفتن اعمال حیاتی و ناخودآگاهی که سیستم عصبی خودمختار آن ها را کنترل می کند ، ما بقی ، اختیاری از خود ندارند و رانندگی و هدایت آن به عهده صور پنهان می باشد . فرامینی که ما به زبان ، دست ها ، پاها ، چشم ها و گوش ها می دهیم  ،  بخشی از رانندگی و فرماندهی ما بر این دستگاه  عظیم را نشان می دهد .
رابطه صور پنهان نسبت به صور آشکار ، حکایت راننده و اتومبیل است . اتومبیل نیز هنگام حرکت ، به جز دستگاه هایی که به صورت خودکار ، کار خود را انجام می دهند ، ما بقی ، در اختیار راننده است .

انسان هایی که در هنگام رانندگی ، اصول و قوانین را رعایت نمی کنند و به حقوق دیگران احترام نمی گذارند و رانندگیشان موجبات آزار دیگران را فراهم می کند ، انسان هایی هستند که در رفتارهای دستگاه عظیم جسمانی خود نیز تقریباً به همین صورت عمل می کنند و رانندگانی که در هنگام رانندگی ، به حقوق دیگران ، اصول و قوانین احترام می گذارند ، در رفتارهای خود  نیز اغلب  تابع همین قوانین هستند .

برای بعضی از رانندگان ، رانندگی ، به مفهوم به هم ریختن اعصاب ، عصبانیت ، زدوخورد  ، داد و فریاد ، خستگی و از دست دادن انرژی است .

آشنایی با اصول رانندگی صحیح و سالم و رعایت قوانین آن ، می تواند نقش بسیار مهمی در حفظ انرژی و آرامش روزانه ما داشته باشد ، مضافاً بر اینکه از حوادث رانندگی جلوگیری نموده و باعث می شود نه تنها از رانندگی تصویر بدی نداشته باشیم ، بلکه از آن لذت ببریم .

اعضای کنگره 60 ، که از آموزش های جهانبینی بهره مندند ، قدر مسلم  ، بایستی رانندگی درستی داشته و جهانبینی آن ها  در رانندگی  نیز به وضوح قابل تشخیص و تمایز باشد .

ادامه نوشته

مناسبتها . . .

" چهاردهمین سالگرد بنیان کنگره 60 "


برای دیدن سایز بزرگ روی عکس کلیک کنید

نام:  استاد معین - Copy (2).jpg
مشاهده: 0
حجم:  1.78 مگابایت



روز شنبه مورخ 90/8/28 ساعت 17:00 با حضور جناب آقای مهندس دژاکام




بنیان گذار جمعیت احیاء انسانی کنگره 60 ، دیدبانان محترم کنگره 60 و اعضاء کنگره 60




آدرس : خیابان آزادی - خیابان استاد معین ( انتهای خیابان ) نبش خیابان شهید دستغیب - نبش شمالی ساختمان خانه مشق شهرداری منطقه 9





" کنگره مرزبانان نمایندگی استاد معین "

داستانک . . .

“ملاقات ما انسان ها با خدا”


ظهر یک روز سرد زمستانی، وقتی امیلی به خانه برگشت، پشت در پاکت نامه ای را دید که نه تمبری داشت و نه مهر اداره پست روی آن بود. فقط نام و آدرسش روی پاکت نوشته شده بود. او با تعجب پاکت را

باز کرد و نامه ی داخل آن را خواند:

« امیلی عزیز،

عصر امروز به خانه تو می آیم تا تو را ملاقات کنم.

با عشق، خدا»



امیلی همان طور که با دست های لرزان نامه را روی میز می گذاشت، با خود فکر کرد که چرا خدا می خواهد او را ملاقات کند؟ او که آدم مهمی نبود. در همین فکرها بود که ناگهان کابینت خالی آشپزخانه را به یاد آورد و با خود گفت: « من، که چیزی برای پذیرایی ندارم! » پس نگاهی به کیف پولش انداخت. او فقط ۵ دلار و ۴۰ سنت داشت. با این حال به سمت فروشگاه رفت و یک قرص نان فرانسوی و دو بطری شیر خرید. وقتی از فروشگاه بیرون آمد، برف به شدت در حال بارش بود و او عجله داشت تا زود به خانه برسد و عصرانه را حاضر کند. در راه برگشت، زن و مرد فقیری را دید که از سرما می لرزیدند. مرد فقیر به امیلی گفت: « خانم، ما خانه و پولی نداریم. بسیار سردمان است و گرسنه هستیم. آیا امکان دارد به ما کمکی کنید؟ »

امیلی جواب داد:آ« متاسفم، من دیگر پولی ندارم و این نان ها را هم برای مهمانم خریده ام. »

مرد گفت:آ« بسیار خوب خانم، متشکرم» و بعد دستش را روی شانه همسرش گذاشت و به حرکت ادامه دادند.

همان طور که مرد و زن فقیر در حال دور شدن بودند، امیلی درد شدیدی را در قلبش احساس کرد. به سرعت دنبال آنها دوید: آ« آقا، خانم، خواهش می کنم صبر کنید. » وقتی امیلی به زن و مرد فقیر رسید، سبد غذا را به آنها داد و بعد کتش را درآورد و روی شانه های زن انداخت.

مرد از او تشکر کرد و برایش دعا کرد. وقتی امیلی به خانه رسید، یک لحظه ناراحت شد چون خدا می خواست به ملاقاتش بیاید و او دیگر چیزی برای پذیرایی از خدا نداشت. همان طور که در را باز می کرد، پاکت نامه دیگری را روی زمین دید. نامه را برداشت و باز کرد:

امیلی عزیز،
از پذیرایی خوب و کت زیبایت متشکرم
با عشق، خدا . . .

اخبار لژیون ما ....

جلسه لژیون امروز مورخ 23/8/90 با استادی جناب آقای بابایی با دستور جلسه برداشت من از عید غدیر بر گزار شد ...


خلاصه ای از سخنان استاد:

با تفکر ساختن ساختارها آغاز می شود و برای ساختن ساختارها نباید زور بزنیم ، در کنگره آموخته ایم که اگر فرشته وارد شود شیطان بیرون خواهد رفت ، به جای اینکه زور بزنیم تا از ساختارهای منفی فرار کنیم باید با تفکر مثبت ساختارهای درست ایجاد کنیم ؛ به عنوان مثال اگر آدم بی نظمی هستم به جای تمرکز بر روی درست کردن بی نظمی باید سعی کنم تا به زندگی خود نظم ببخشم.

آینده از همین الان شروع شده است اگر الان درست حرکت کنیم ، فردا حال خوبی خواهیم داشت ، به جای غرق شدن در گذشته ها و به یدک کشیدن آن باید نیم نگاهی به گذشته داشته باشیم تا از آن درس بگیریم . در کنگره آموخته ایم که اشتباهات گذشته ناشی از عدم آگاهی بوده است پس باید دانایی خود را بالا ببریم ، آینده نگری بسیار خوب است اما نباید از لحظه حال غافل شویم. هنگامی که سفر می کنیم باید بدانیم که جاده بخشی از سفر است و باید از آن لذت ببریم ، در سفر اول نیز همین طور است باید دانایی خود درباره فرآیندهای درون را بالا ببریم تا از دوباره زنده شدن شهر وجودی خود لذت ببریم.

در ۀزیون دست به دست هم داده و به جلو حرکت می کنیم ، نقاط ضعف یکدیگر را پوشش می دهیم و نقاط قوت هم را تقویت می کنیم ، رفاقت نداریم ولی با هم حس شدن پیوند محبت برقرار می کنیم نباید نقش لژیون در درمان را دست کم بگیریم ، بدانیم که قرار نیست تمامی آدم ها هم حس من باشند و باید نقطه تحمل خود را بالا ببریم ، باید این مسئله را بیاموزیم و در لژیون بازیگر باشیم.

هنگامی که در آرامش هستیم و حال خوبی داریم باید با مطالعه و گوش کردن سی دی ها به آموزش بپردازیم ، هنگامی که عصبانی ، هیجان زده و .. هستیم هنگام تجربه رسیده است باید با به کار بستن آموزش ها خود را کنترل کنیم.

عید غدیر ، عید محبت ، پیوند و برادری است ، عید غدیر یک پیمان بوده مانند تمامی پیمان هایی که ما در زندگی می بندیم ، این پیمان شکسته شد مانند تمامی پیمان هایی که ما می شکنیم ، چرا؟ تا کی می خواهم با خود عهد ببندم و زیر پا بگذارم؟ تا کی می خواهم تصمیم بگیرم از فردا عمل ارزشی انجام دهم و فراموش کنم؟      هیچ تضمینی وجود ندارد فرصتی که امروز در اختیار من قرار گرفته فردا هم نصیب ام شود

اخبار لژیون ما . . .

لژیون امروز شنبه مورخ 21/8/90 با دستور جلسه ندانی را بدان 1 با استادی جناب آقای حسن بابائی برگزار شد که خلاصه ای از آن را تقدیم می کنم(حاضرین 26 نفر و سفر دومی ها 6 نفر)




خلاصه ای از مشارکت ها :

اولویت کار در کنگره 60 درمان اعتیاد است که شامل کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر سفر و وادی ها است باقی مسائل در درجه دوم اهمیت قرار دارند. شخصی که وارد کنگره 60 می شود باید بداند که به دنبال چه چیزی است . پیدا شدن همه چیز!

در وادی اول اشاره به پیدا کردن خود دارد ، شخص مصرف کننده اختیار خود را از کف داده است و خود را گم کرده است که برای پیدا کردن خود باید تفکر کند.

برای اینکه بتوانیم از آموزه های کنگره استفاده کنیم باید ظرف خود را خالی کنیم و یا به عبارتی بدانیم که در مقوله اعتیاد و درمان آن هیچ نمی دانیم. ساختار زندگی از قانون نقاشی استفاده می کند ، نه از قانون عکاسی به عبارتی برای ساختن ساختارها و تغییر و رسیده به درمان همه چیز ذره ذره و به تدریج اتفاق می افتد ، تکامل یک امر تدریجی است.

سکون عینا مانند سقوط است باید حرکت کنیم مانند دوچرخه سواری که تا زمانی که رکاب می زند جلو می رود اما اگر رکاب نزند زمین می خورد.برای حل کردن هر مشکل و یا مسئله ای نیاز به داشتن علم در آن زمینه داریم که در مورد درمان اعتیاد نیز به همین گونه است ، وقتی شخصی فکر می کند که می داند یک حصار نامرئی از منیت پیرامون خود می سازد و خود را به روی آموزش ها می بندد ، باید ندانی را بدانیم تا بدانی را بدانیم.

خلا صه ای از سخنان استاد :

باید به مسائل پیرامون خود با دقت بیشتری نگاه کنیم ، نباید درگیر حاشیه ها بشویم. اول ندانی را بدان اشاره به این دارد که به چه چیزهایی باید توجه کنیم و به چه چیزهایی نباید توجه کنیم، آیا من در مورد اعتیاد چیزی می دانم ؟ باید تکلیف خود را روشن کنیم که در کنگره به دنبال چه چیزی هستیم اگر کنگره را قبول داریم و به دنبال درمان هستیم باید کاملا گوش به فرمان راهنما باشیم. باید ابتدا بدانیم که هیچ چیزی درباره درمان اعتیاد نمی دانیم ، در این سی دی می توانیم بیاموزیم که چطور طرح پرسش کنیم و چه مطالبی مورد نیاز ما است و حاشیه ها کدام هستند.

نوشتن برداشت های خود از وادی ها و طرح پرسش و تلاش و تفکر برای یافتن پاسخ به این پرسش ها ما را در هر چه بهتر فهمیدن وادی ها کمک می کنند.

http://www.c61.ir/Congress60-Human-Revivification-Society/Forum/showthread.php?1866-%D8%A7%D8%AE%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D9%84%DA%98%DB%8C%D9%88%D9%86-%D9%87%D8%A7&p=28512#post28512

مقالات تحلیلی . . .

" گروه درمانی در کنگره 60 با عنوان لژیون "

گروه درمانی یکی از اولویت های لازم برای درمان بسیاری از بیماری ها از جمله بیماری سوء مصرف مواد ( اعتیاد ) می باشد و بیمار می بایست برای بهبود حال خود و همچنین طی کردن کامل طول درمان خود از این کارگاه های آموزشی استفاده کند.


نگارش:آقای حسن بابائی

منبع:کنگره60

ادامه نوشته

داستانک...

فرق نگاه ....

2911278950669141761_688.jpg

 

روزی مرد کوری روی پله های ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پا یش قرار داده بود ، روی تابلو خوانده می شد : من کور هستم لطفاً کمک کنید روز نامه نگار خلاقی از کنار او می گذشت نگاهی به او انداخت ، فقط چند سکه در داخل کلاه بود . او نیز چند سکه داخل کلاه انداخت و بدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد تابلوی او را بر داشت آ ن را  برگرداند واعلان دیگری روی آن نوشت و تابلو را کنار پای او گذاشت و آنجا را ترک کرد .

عصر آنروز روزنامه نگار به آن محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه واسکناس شده است . مرد کور از صدای قدمهای او ، خبرنگار را شناخت وخواست اگر او همان کسی است که آن تابلو را نوشته ، بگوید که بر روی آن چه نوشته است ؟ روزنامه نگار جواب داد : چیز خاص و مهمی نبود ، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و لبخندی زد و به راه خود ادامه داد .

مرد کور هیچ وقت ندانست چه نوشته است ولی روی تابلوی او خوانده می شد :

امروز بهار است , ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!

وقتی کارتان را نمی توانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید , خواهید دید بهترینها ممکن خواهد شد , باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی است , حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل , فکر , هوش , و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است .... لبخند بزنید !

اخبار حوزه اعتیاد...

اطلاعات علمی پزشكان حوزه درمان اعتیاد باید به روز باشد




به گزارش روز شنبه روابط عمومی ستاد مبارزه با مواد مخدر، ' سعید صفاتیان' با بیان اینكه جای خالی آموزش به پزشكان حوزه درمان اعتیاد كاملا محسوس است، افزود: متاسفانه آموزش پزشكان این حوزه تنها به یك دوره 14 روزه آموزشی درمان نگهدارنده با متادون خلاصه می‌شود در حالیكه همزمان با ورود مواد مخدر جدید، باید آموزش‌های جدیدی به آنان ارائه شود.

وی اظهار داشت : كشورهایی موفق هستند كه آموزش‌‌های آنها در هر زمینه‌ای به روز باشد ولی هنوز برخی سازمان‌ها به ضرورت آموزش در حوزه درمان اعتیاد پی نبرده‌اند.

صفاتیان گفت: سازمان‌های مردم‌ نهاد حوزه درمان نیز باید علم و دانش كافی نسبت به مواد مخدر جدید و راهكارهای درمانی آنها داشته باشند، در غیر اینصورت اطلاعات علمی به آنها داده نمی‌شود و باید خودشان را منطبق بر استانداردهای موجود كنند.

وی ادامه داد: وزارت بهداشت باید مسوولیت‌پذیرتر باشد و آموزش های لازم را هر چه سریعتر به پزشكان حوزه درمان اعتیاد ارایه كند.


منبع:ایرنا


اخبار لژیون ما . . .

جلسه لژیون امروز دوشنبه مورخ 16/8/90 با استادی آقای بابایی برگزار شد که خلاصه ای از آن را تقدیم می کنم (حاضرین 17 نفر و سفر دومی ها 7 نفر):



عرف از ریشه شناختن است ، تا زمانی که از خود شناخت پیدا نکنیم هیچ چیزی تغییر پیدا نمی کند ، حج رفتن نیز باید از روی شناخت و معرفت باشد ، حج رفتن یعنی انجام کاری که خداوند فرموده همراه با دانایی ، می توان نظم را در حج آموخت و مراسم حج یک اشل کوچک از روز قیامت است که باید به خاطر سپرده شود.

در گذشته های دور مردم قادر به دیدن ابلیس بودند که با حرکت بشر به سمت قهقرا بسیاری از توانایی های انسان به فراموشی سپرده شد و امروزه تنها می توان القا های شیطان را متوجه شد. خداوند به خاطر آفرینش نفس مطمئنه به خود آفرین گفت که این جایگاه واقعی انسان است که باید آنرا کسب کرد. حضرت ابراهیم کاملا تسلیم خداوند بود که فرمان خداوند را به جا آورد به همین دلیل است که مقام تسلیم از رضا بالاتر است . در مقام تسلیم باید به مقامی برسیم که اسماعیل خود را قربانی کنیم و کسی که در ، درگیری های نفس اماره خود مانده نمی تواند به نفس مطمئنه برسد ، چه رسد به مقام بالای تسلیم.

هنگامی که در سفر اول حماقت انجام می دهیم و ایرادها و تخریب های آن را می بینیم و باز انجام می دهیم یعنی در حقیقت ندیده ایم که در قرآن بسیار به بینایان نابینا تعبیر شده است. هر چیزی که بدون تفکر ساخته شده باشد رو به زوال است حالا این هرچیز می تواند یک جایگاه و یا هرچیز دیگر باشد ، فرصت ها مانند ابر می گذرند ، چیزی را که منتظریم فردا درست کنیم باز هم منتظر خواهیم ماند ، آینده از همین الان شروع شده است.

هیچ تضمینی وجود ندارد که فردا نیز این صندلی کنگره متعلق به ما باشد . برای اجرای مثلث کنگره ابتدا باید معرفت را بالا ببریم تا بتوانیم عمل سالم را به اجرا درآوریم تا عدالت در مورد ما به وقوع بپیوندد. باید از حال خرابی های یکدیگر درس بگیریم و از حال قشنگی ها الگو بگیریم ، ولی تقلید نکنیم.

اخبار لژیون ما . . .

لژیون امروز شنبه مورخ 13/8/90 با دستور جلسه کابوس با استادی جناب آقای بابایی برگزار شد که خلاصه ای از آن را تقدیم می کنم:(حاضرین 21 نفر و سفر دومی ها 7 نفر)

خلاصه ای از مشارکت ها:

در دوران مصرف به علت از دست دادن اختیار و تخریب لایه اوزون دور انسان موجودی از جنس دیگر عنان کنترل انسان را بدست می گیرد و انسان را از مقام فرماندهی شهر وجودی خلع می کند و به دلیل تخریب هاله محافظ انسان و ورود همین موجودات کابوس دیدن در دوران سفر اول امری طبیعی است ، مصرف قرص برای فرار از کابوس حکم پاک کردن صورت مسئله را دارد و مانند این است که خانه را تمیز کرده ولی زباله ها را زیر فرش ریخته باشیم.

نه تنها ماده مخدر به میزان کمتر و بیشتر بلکه انجام دادن ضدارزش ها نیز بر روی هاله انسان تخریب ایجاد می کند. توجه داشته باشیم که خیلی از مسائل با چشم قابل دیدن نیست که این دلیل بر نبود آن ها نیست مانند اکسیژن ، اشعه مادون قرمز ، گازهای گل خانه ای و ... ، پس ندیدن نیروهای مثبت و منفی و یا موجوداتی که از جنس دیگر هستند دلیل بر نبودن آن ها نیست.

خلاصه ای از سخنان استاد :

هاله یا سپر دفاعی حول تمامی موجودات است و در مورد انسان با قرار گرفتن در مسیر ارزش ها این هاله قوی تر و پر دامنه تر می شود و با انجام ضدارزش ها عکس این مطلب رخ می دهد. مصرف مواد مخدر به شدت بر روی این لایه محافظ تخریب ایجاد می کند و مانند این است که در خانه هستیم ولی درب منزل باز است و هرکس می تواند وارد شود و برای اینکار نیازی به اجازه صاحب خانه ندارد.

تنها راه برای ترمیم این سپر مدافع قرار گرفتن روی پله ها به درستی و تزکیه و پالایش است چراکه همانطور که اشاره شد با انجام ارزش ها این لایه قوی و قوی تر می شود. خیلی از مسائل با چشم قابل دیدن نیست و این دلیل بر عدم وجود آن ها نمی شود مثلا قبل از شیرین کردن چای هم شکر را می بینیم و هم چای اما بعد از حل شدن شکر در چای ، دیگر شکر قابل رویت نیست اما می دانیم که چای شیرین است در مورد باور داشتن به نیروهای مثبت و منفی نیز همینگونه است و برای باور داشتن نیاز به دانایی است.

مثالی دیگر در مورد سپر دفاعی این است که مثلا هوا سرد است و برای گرم نگاه داشتن خود کاپشن پوشیده ایم هرچند این کاپشن به علت تخریب های به وجود آمده پاره شده و سرما به ما نفوذ می کند که باید ترمیم بشود.

به یاد داشته باشیم که نیروهای مثبت و منفی از دانایی و یا عدم دانایی ما استفاده می کنند و ما را یک کانال انرژی قرار می دهند.

دلنوشته ها ی بچه های لژیون ما . . .

حاضران غایب و غایبان کامل . . .



گروه درمانی یکی از اولویت های لازم برای درمان بسیاری از بیماری ها از جمله  بیماری سوء مصرف مواد ( اعتیاد ) می باشد و بیمار می بایست برای بهبود حال خود و همچنین طی کردن کامل طول درمان خود از این کارگاه های آموزشی استفاده کند. 
از طرفی خانواده های بیماران نیز برای فراگیری آموزش های لازم جهت برخورد با بیماران و شناخت خود بیماری نیاز به شرکت  در کارگاه های آموزشی مخصوص به خود  می باشند. چرا که در سطح عموم جامعه و حتی بخشی از نخبگان نیز اطلاعات در مورد اعتیاد بسیار کم و اغلب نادرست می باشد که سند آن هم آمار عجیب رشد اعتیاد در جامعه و روش های نادرست برخورد با آن می باشد . . .


ادامه نوشته

تازه های اعتیاد . . .

پیش فرض

UNODC: No red line in drug fight in the Islamic Republic of Iran





He said very fruitful programs have been implemented in the domains of control of drugs, AIDS and organized crimes since the inauguration of the UNODC office in Iran in 1999.


Over the recent years, we have managed to embark on the very constructive and fruitful cooperation with the Iranian officials and met the International standards in our projects, he said.


Commenting on the methodologies to treat drug addicts, he said one of the very positive methods in drug treatment is the use of Methadone in curing addicts.

He went on to say that some 200 thousand people are participating in the Methadone treatment program in Iran
.
UNODC representative in the Islamic Republic of Iran Antonio De Leo said there is no red line in the fight against the illicit drugs in Iran.

آشنایی بیشتر با کنگره 60 . . .



روز یکشنبه مورخ 90/8/15 ساعت 17:00 با حضور جناب آقای مهندس دژاکام
بنیان گذار جمعیت احیاء انسانی کنگره 60 ، دیدبانان محترم کنگره 60 ، اعضاء کنگره 60 ، معاونت فرهنگی و اجتماعی شهرداری منطقه 9 تهران و صدا وسیما برگزار میگردد .




بدینوسیله از کلیه مسافران و همسفران جمعیت احیاء انسانی کنگره 60 دعوت به عمل می آید که در مورخه فوق حضور به هم رسانند .


آدرس : خیابان آزادی - خیابان استاد معین ( انتهای خیابان ) نبش خیابان شهید دستغیب - نبش شمالی ساختمان خانه مشق شهرداری منطقه 9



" کنگره مرزبانان نمایندگی استاد معین "

اخبار لژیون ما . . .

جلسه پارک امروز 3شنبه مورخ 10/8/90 با دستور جلسه کتاب 60 درجه برگزار شد که خلاصه ای از سخنان مطرح شده را تقدیم می نمایم....

 

خلاصه سخنان استاد :

هر مسئله ای که در ذهن ما نقش میبندد در دنیای بیرون خلق می شود تنها باید تلاش کنیم و در جهت آن قدم برداریم تا به آن برسیم . در زندگی به علت محدود بودن دید ما و اینکه از مسائل پشت پرده خبر نداریم متوجه آموزش هایی که می گیریم نیستیم و به همین دلیل شکرگزار نیستیم .

اگر یاد بگیریم که چطور بندگی خداوند را به جای آوریم از تمامی بندهای دیگر آزاد می شویم و به پادشاهی روی زمین می رسیم . مسائلی که امروز با آن ها درگیر هستیم مانند چک های برگشتی است که در گذشته کشیده ایم و اکنون زمان آن رسیده است که آن را تصویه کنیم .

هیچ اتفاقی بصورت تصادفی در خلقت نمی افتد و همه چیز در این دنیا حکمتی دارد که طبق آن اتفاق می افتد .

تعداد حاضرین : ۱۳ نفر

سفر دومی ها : ۳ نفر

تازه های اعتیاد . . .


Educationminister: drug abuse prevention materials should enshrined in school booke



Minister of Education Hamidreza Hajibabaei said the materials on the illicit drug abuse should be enshrined in the school books.




Speaking on the margins of the 18th press exhibition in Tehran, Hajibabaei said the drug abuse prevention should be scientifically discussed in the schools as unscientific debates could have an adverse effect and push the youth toward drug addiction.

The teachers and school officials would also do their utmost to promote the youth awareness on the negative effects of drug consumption.
Earlier in the press, the deputy minister said teaching students about drug abuse prevention is a duty of education ministry.
He noted that the students should be able to say no to the high risk behaviors and this is the best topic in the drug abuse prevention literature.

http://www.c61.ir/Congress60-Human-Revivification-Society/Forum/showthread.php?1862-News-!!!&p=28009#post28009

اخبار لژیون ما . . .

جلسه لژیون مورخ 9/9/90 با استادی آقای بابائی برگزار شد که خلاصه ای از آن را تقدیم می کنم (حاضرین : 20 نفر ، سفر دومی ها : 4 نفر) :

خلاصه ای از مشارکت ها:

نیروهای منفی و ضدارزش ها مانند یک سنگ با وزن معین هستند که برای غلبه بر آن ها من باید قوی شوم و اینطور نیست که آن ها ضعیف شوند و این قدرت یافتن برای غلبه تنها با بالا بردن دانایی ممکن است.

باید یاد بگیریم که برای صداقت داشتن ابتدا باید با خودم صادق باشم و اولین قدم برای این مهم در سفر قرار گرفتن درست روی پله طبق دستور راهنما است ، باید بدانیم که نتیجه رفتار و اعمال ما به خود ما باز می گردد حال چطور می توانم توقع داشته باشم که دیگران با من صادق باشند در حالی که من خود صادق نیستم؟!.

خلاصه ای از سخنان استاد :

باید با کسب دانایی خود را بیشتر کنیم تا بتوانیم از ضدارزش ها فاصله بگیریم و در مسیر ارزش ها قرار بگیریم. صداقت به این معنا نیست که در هر زمان و هر مکان کل حقیقت را بازگو کنیم و هنگامی که صحبت از تفاوت میان صداقت و حماقت می شود به این معنا نیست که جایی که مصلحت ما در کار بود می توانیم دروغ بگوییم. مسئله دروغ مصلحت آمیز از حقه های نفس است که صحیح نیست.

انسانی که صداقت داشته باشد در برقراری پیوند محبت با دیگران موفق خواهد بود و معمولا صدق و دوستی با هم می آیند ، در کلام الله نیز به صداقت توصیه شده و از دروغ نفی شده است. انسانی که صادق نیست تک تک مسائل مثلث جهالت (ترس ، منیت ، ناامیدی) را دارد چراکه دروغ شدیداً ساختارهای آدمی را مختل می کند.

اگر دانایی ما به حدی برسد که یک ضدارزش را متوجه بشویم دیگر آن ضدارزش را انجام نخواهیم داد ، در حقیقت انجام ضدارزش ریشه در جهالت آدمی دارد.

به یاد داشته باشیم که نمی توانیم به کسی دروغ بگوئیم ، مگر آن که ابتدا به خود دروغ بگوییم.

کتابخانه لژیون ما . . .

  ویژه کمک راهنمایان برای ارائه آغاز نامه


کتاب مفید و کاربردی مستند سازی

( شیوه ارائه مطالب علمی و فنی )





مشخصات کتاب
تعداد صفحه: 104

نشر: علوم رایانه (14 آبان، 1387)


شابک: 978-964-6864-80-1


تالیف: جواد وحیدی و محمد روحانی

چاپ: پنجم

قطع کتاب: وزیری


وزن: 300 گرم

قیمت پشت جلد: 25000 ریال



مقدمه: فرض کنید اطلاعات خاصی دارید و می خواهید آن را به دیگران منتقل نمائید, این اطلاعات ممکن است نتایج جدید یکسری تحقیقات علمی باشد و یا اینکه بازنگری تحقیقات قبلی از زاویه ای دیگر باشد. برای آن که این اطلاعات علمی را به صورت صحیح و با کیفیت بالا ارائه دهید , لازم است با تکنیک های ارائه و آموزش مطالب آشنا شوید. در این کتاب قصد داریم . . .


امیدوارم عزیزان از مطالعه این کتاب زیبا و کاربردی هم بهره مند شوند



اخبار لژیون ما .....

جلسه لژیون امروز مورخ 90/8/7 با استادی آقای حسن بابایی برگزار شد که خلاصه ای از آن را تقدیم حضورتان می کنم ...

 

خلاصه سخنان استاد :

آموزش ها در کنگره مانند کلید میمونه که می توان با کاربردی کردن آن در مسیر ارزش ها مانند کلیدی که قفل را باز می کند مشکلات را با توجه به این آموزه ها حل کرد ولی اگر از این آموزش درست استفاده نکنم مثل این میماند که یکی از دندهای کلید را از بین ببرم و دیگر آن کلید قفلی را باز نمی کند .

من زمانی می توانم بهترین نتیجه را در کنگره بگیرم که همان اندازه که قبلاً در زمان مصرف به دنبال تهیه ی مواد می رفتم به همان اندازه هم به دنبال آموزش و یادگیری باشم و به قول معروف با سر خود نه بلکه با سر راهنمای خود حرکت کنم و تمام آیتم هایی که به من گفته می شود اعم از به موقع سر جلسات حاضر شدن ، نظم داشتن در آمدن و رفتن به کنگره و همچنین استفاده از اپیوم مصرفی و خواندن نشریات و گوش کردن سی دی های موجود به نحو احسن گوش فرا بدهم .

شخصی پیش عالمی رفت و گفت می خواهم معرفت و حقیقت را یاد بگیرم ، عالم سر آن شخص را زیر آب می کند و تا وقتی که شخص از روی زنده ماندن دست و پا می زد سرش را بالا آورد و به وی میگوید وقتی که برای درک این معرفت و حقیقتی که گفتی به اندازه زنده ماندن احتیاج داشتی بیا و اینها را یاد بگیر ، در گنگره هم برای آموزش گرفتن همین طور می باشد .

جلسات در کنگره مثل یک میز سروسرویس می باشد که همه نوع غذایی بر روی آن آماده است و هر شخص که به موقع و سر وقت به این جلسه می آید غذاهای زیادی را می تواند انتخاب کند و لی کسانی که به موقع سر جلسات حاضر نمی شوند باید از غذاهای باقی مانده یا اصطلاحاً دست خورده استفاده کند . همه ی این مثال ها دندونه های کلید است که شاید در ظاهر مهم نباشد و یا دیده نشود ولی در کل و برای باز کردن قفل مورد نظر بسیار مهم است .

و در نهایت با رعایت همین آیتم هایی که شاید به چشم ما کوچک باشد و حتی دیده نشود حال خوب و انرژی مثبت می گیرم و اگر رعایت نکنم انرژی منفی و حال بد به ما دست می دهد که در هر صورت سود و ضررش برای خود ما است .

 در ضمن سی دی هفته آینده (کابوس) از جناب مهندس دژاکام می باشد ...

تعداد حاضرین : ۱۶ نفر

سفر دومی ها : ۳ نفر

 

آشنایی بیشتر با کنگره 60 . . .

به نام خدا

چهاردهمین جلسه از دورۀ چهل و سوم کارگاه های آموزشی خصوصی کنگرۀ 60 ویژۀ آقایان مسافر روزهای پنجشنبه شعبۀ آکادمی با دستور جلسۀ "از فرمانبرداری تا فرماندهی" با استادی آقا سروش و نگهبانی آقا بابک و دبیری آقا فرید امروز رأس ساعت 17 شروع به کار نمود.

خلاصه سخنان استاد:

من حرف دلم را میزنم و دوست دارم تجربیات خودم را در اختیار بگذارم

روزی که آمدم کنگره اوضاع من خیلی بد بود و اختیارم توسط مواد از من صلب شده بود یعنی جسم و روان و جهان بینی من از بین رفته بود.

روزی من مواد مصرف میکردم و فرماندهی من در دست مواد بود، می شود روزی من خودم فرمانده خودم باشم؟ خیلی راهها را امتحان کردم و نشد چون اختیار من در دست مواد و ضدارزشها بود. ولی من آمدم کنگره و حرکت کردم ساختارهای ضدارزش خود را تغییر دادم به سمت ارزشها. در کنگره خدمت و حضور و نظم خیلی به من کمک کرد.مهمترین اصل درمان در کنگره حرکت، خدمت و اجرا کردن کارهایی که در کنگره به ما گفته می شود است. هر کسی که هر جایی هست در کنگره عین عدالت است.

درمان اعتیاد

باز هم می گویم خدمت چیزی است که نظم، حضور و ... را داخل خودش دارد. خواست خدمت خیلی مهم است همه اینها دانایی مارا افزایش میدهد و نسبت به دانایی ما جایگاه های ما در خدمت تغییر می کند.


منبع:وبلاگ نمایندگی آکادمی

داستانک . . .

عاقبت طمع داشتن و خيانت كردن

اس ام اس بی وفایی در عشق



در روزگاران قديم ،سه راهزن با يكديگر دوست بودند .آنان مدتها به اتفاق هم به دزدي و راهزني مي پرداختند و آنچه را كه به دست مي آوردند .سه قسمت مي كردند .اين سه رفيق هميشه در تصورات خود ،سعي مي كردند ديگري را از ميدان به در كند و سهم بيشتري از آنچه را كه به دست آورده اند .براي خود بردارند غافل از اينكه ديگري هم در مورد آنان همين تصميم را دارد . روزي از روزها كه دور هم تشسته بودند و استراحت مي كردند يكي از راهزنان به دو نفر ديگر گفت : در اين نزديكيها يك مكان متروكه است كه گمان ميرود گنجي در آنجا پنهان باشد بهتر است سعي خودمان را بكنيم تا شايد هر سه به نوايي برسيم . هم دستانش پذيرفتند و هرسه به جست و جو پرداختند يك روز كامل به دنبال گنج همه جاي آن مكان مخروبه را زيرورو كردند تا اين كه صندوقچه اي پر از گنج پيدا كردند و قرار شد بين خود تقسيم كنند .شخصي كه پيشنهاد پيدا كردن گنج را داده بود ديگ طمعش به جوش آمد و از اينكه چرا خودش به تنهايي آنرا پيدا نكرده و صاحب نشده ناراحت بود با خود فكري كرد و سپس رو به دو نفر ديگر كرد و گفت : قبل از اينكه به تقسيم گنج بپردازيم بهتر است كمي استراحت كنيم و غذايي بخوريم .آن دو هم قبول كردند راهزن طماع به راه افتاد و براي تهيه غذا به شهر رفت وقتي غذا را تهيه كرد به يك عطاري رفت و مقداري سم خريد و آن را درون غذا ريخت تا آن دو نفر با خوردن اين غذا جان خود را ازدست بدهند و گنج هاي صندوقچه به او برسد . دو شريك ديگر نيز با هم دست به يكي كردند و تصميم گرفتند در گوشه اي كمين كنند و شخص سوم را به قتل رسانند و گنج ها را بين خود تقسيم كنند .وقتي مرد سوم غذا به دست آمد آن دو شريك به او حمله كردند و با شمشير جانش را گرفتند و با خوشحالي غذايي را كه او خريده بود را خوردند و به دليل وجود سم در غذا هر دو به سرعت جان دادند و اين بود كه سه شرسك طماع و خيانت كار به عاقبت شومي دچار شدند و گنج به هيچ كدام از آنان نرسيد .

برداشت هايي از اين داستان :

1: وقتي افراد براي كارهاي ناشايستي از قبيل دزدي ، دروغگويي،اعتياد، يا خيلي از كارهاي بد ديگر هم پيمان مي شوند به دليل اينكه ريشه ي دوستي و هم بستگي شان خراب است هيچ وقت پيمان هايشان پايدار نخواهد بود .

2: هر كس در پي ضربه زدن به ديگري باشد ، خودش هم حتما گرفتار خواهد شد .

3: حرص و طمع اين دنيا ،دوزخ هميشگي آن دنيا را براي صاحبش به ارمغان مي آورد . 


منبع:وبلاگ لژیون آقای داوود عرب

http://arab-lejion60.blogfa.com/

اخبار لژیون ما .....

جلسه پارک امروز مورخ 3/8/90 با دستور جلسه کتاب 60 درجه برگزار شد که خلاصه ای از سخنان مطرح شده را تقدیم می نمایم....

 

 

خلاصه سخنان استاد :

حس اولین نیروی بکارگیری قوه عقل است و حس مانند خداوند است در هستی و نیستی جاری است و همانند خود را جذب می نماید .

توکل زمانی است که من حرکت کنم و باقی مسائل را به خداوند بسپارم و اینگونه نیست که بدون حرکت اتفاقی بیافتد ، در کنگره نیز همینطور است باید در مسیر حرکت کنم تا ابزار کنگره در اختیار من قرار بگیرد .

در کل هستی به جز آدمی زاد هیچ موجود و نباتی نیست که خارج از نظم باشد .

نفس با روح متفاوت است ، نفس در ظاهر و باطن تعیین موجودیت می کند و روح بخش خدا گونه ی انسان است . حضرت علی (ع) می فرمایند : زیبایی به سیرت انسان است نه به صورت .

شخص اگر می توانست پشت پرده حماقت را ببیند که چه ساختارهایی می سازد و همچنین چه ساختارهای مثبتی را نابود می کند اصلاً دست به همچین کاری نمی زد این کار مانند این است که در اوج گرسنگی یک غذایی که فاسد شده را مصرف نمی کنیم حتی اگر به مرگ ما منجر شود . کسی که اعتیاد را تجربه کرده است جسم و روان و جهان بینی خود را درگیر کرده است و اگر با اعتیاد از این وارد جهان دیگر شود با خود این ساختار را انتقال می دهد و گریبان شخص را می گیرد .

حاضرین : 11 نفر

سفر دومی ها : 3 نفر

نگارش : احسان رنجبر

 

اخبار لژیون ما . . .

لژیون امروز مورخ 2/8/90 با استادی آقای بابایی برگزار شد که خلاصه ای از آن را تقدیم می کنم (حاضرین 18 نفر ، سفر دومی ها 4 نفر).

 

خلاصه ای از سخنان استاد :

در مدت زمان سفر دغدغه های زیادی در مسائل زندگی و مالی به سراغ مسافر می آیند ، وقتی شخصی بیمار می شود و دکتر برای مدتی استراحت در منزل می دهد در زمان استراحت در منزل دغدغه ها به سراغ شخص می آیند اما آیا او به سراغ حل کردن آن ها می رود و یا در منزل استراحت می کند ؟! دوران درمان در کنگره 60 نیز به همین صورت است باید ابتدا به فکر درمان خود باشیم.

بیماری اعتیاد بیماری است که جسم ، روان و جهان بینی ما را مختل کرده است که این از سرطان نیز به مراتب بدتر است حال با وجود چنین بیماری چطور می توان کار کرد ؟! یا درست کار کرد ؟! حتی اگر مسافر طبق دستور راهنما به کارکردن بپردازد باید بداند که اولویت اول وی درمان است.

باید به این مسئله ایمان داشته باشیم که راهنما به مشکلات و دغدغه های روزمره زندگی ما آشنا است ، باید قناعت کردن را بیاموزیم ؛ نه به معنای با گدایی زندگی کردن بلکه به معنای درست خرج کردن.

انسان اشتباه می کند و این یک امر طبیعی است و باید تاوان آن را خود پس بدهد ولی اگر بدانیم و باز اشتباه کنیم تاوانی به مراتب سخت تر در انتظارمان خواهد بود ، نباید از خطا کردن بترسیم ، باید از اشتباهاتمان درس بگیریم. در کنگره 60 آموخته ایم که با تفکر درست حرکت کنیم که این احتمال وقوع خطا را کاهش خواهد داد. زمانی که اشتباهی مرتکب شدیم باید به دنبال پیدا کردن علت باشیم که با اینکار 50 درصد راه را رفته ایم و حال باید حرکت کنیم تا یاد بگیریم که دیگر آن اشتباه را تکرار نکنیم.

باید مطیع امر راهنما باشیم تا بتوانیم اعتیاد خود را درمان کنیم اما بدانیم که راهنما تنها یک انگشت اشاره است و راه را باید خودمان بپیماییم. یکی از مسائلی که باعث می شود فرمانبردار نباشیم منیت و تکبر است و این منیت ریشه در عدم آگاهی دارد که با نظم و حضور به موقع در جلسات می توانیم نسبت به رفع آن اقدام کنیم.

پیام : تنها راه خروج از تاریکیها فرمانبرداری است تا بتوانیم بر نفس خود غلبه کرده و قدم در صراط مستقیم بگذاریم.

مقالات تحلیلی . . .

امـا بـایــد به چـه چیـزهایی فکــر کنیم ؟

 

احتمالا خــداوند برای بـوجـود آوردن جهان تفکــر نمود ؛ ما فکر میکنیم ، خدا خلق میکند .ما نسبت به هر چیزی که فکر میکنیم قبلا خلق شده است و برای اینکه هر چیزی را خلق کنیم باید آنرا در ذهن خود بوجود آوریم .در جهان فیزیک فکر تنها بدرد نمی خـورد .اگـریک مهندس طراح ، طرح خود را نتواند به اجرا درآورد به درد نمی خورد اما در زمینه مسأله اعتیاد این نکته که ما سالها بفکر ترک اعتیاد بودیم و چون نمی توانستیم آنرا به مرحله عمل در آوریم کارساز نبود .

امـا بـایــد به چـه چیـزهایی فکــر کنیم ؟

اولین قــدم اینست که ما اعتیاد خود را بپـذیریم و از همین نقطه است که درمان شروع میشود .وقتی فکر را شروع میکنیم میتــوانیم ساختار پاکی را به حـرکت در بیـاوریم و آن چیزی کـه از فکر مهمتر است الهام و القاء است و اگر انسان از هر سمت ؛ چه مثبت و چه منفی الهـام بگیـرد از همان سمت القـاء میشود .

همان ابتدای کـار ما بایــد سمت و سوی حرکت خودمان را معلوم کنیم ؛ مانند اینکه من میخواهم به سمت شمال حرکت کنم امــا رو به سمت جنوب ایستـاده ام . کسی کـه در کنگــره سمت و سوی خودش را معلوم نمیکند بیشتر از کسان دیگر زجر میکشد .اما کسی که سمت و سوی خودش را معلوم می کنـد ماننـد کسی است که در جریان رودخانـه شنـا میکنـد و براحتی حرکت میکند و به درمان میرسد .اگـر کسی قصد خوردن گلابی را دارد باید برای تهیه گلابی حرکت کند و آنرا تهیه نماید و در آخر آنرا مصرف نماید امـا فکر به تنهایی بدرد نمیخورد .در جهان همه چیز بر مبنای تدریج میباشد ، از خلقت جهان تا خوب شـدن و بـد شـدن و بـوجـود آمـدن انسان همه براساس تدریج میباشد .درمان اعتیاد هم تدریجی میباشد و تنها با گذر زمان و شناخت انسان و مـواد مخـدر است کـه میتوان به این مهم دست یافت .

خلاصه سخنان آقای علی اشکذری


منبع:وبلاگ آکادمی