دلنوشته ها ی بچه های لژیون ما . . .
اهمیت حضور درجلسات و تاثیر آن دردرمان اعتياد.
پس از حمد و سپاس از خداوند منان که مرا با کنگره 60 آشنا نمود تا راه سلامت و سعادت را یافته و درمسیر آن قرار گیرم در مورد موضوع فوق آنچه فهمیده ام بشرح ذیل مکتوب مینمایم
بیاد دارم اولین روز ورودم به کنگره را ،که در مشاوره تاکید کردند ، برای رهایی از چنگال اعتیاد باید سه مولفه خواست قوی . گوش بفرمان بودن وحضور بموقع در جلسات را بر هر چیز دیگری مقدم دارم.
با صداقت بگویم . میخواستم رها شوم اما ترس از خماری باعث تضعیف خواسته ام می شد . گوش بفرمان بودن از زمانی درمن شکل گرفته بود که حکومت شهر وجودم بدست نفس اماره اقتاده بود .اما بنظرم مهمترین بخش حضور بموقع در جلسات بود چرا که دو مولفه دیگررا تحت الشعاع قرار داده بود .هرچه در جلسات بیشتر شرکت میکردم ترس از خماری کمرنگتر وخواسته ام قویتر میشد . درجلسات بود که یاد میگرفتم باید فرمانبردار باشم تا بتوانم فرماندهی را بیاموزم و حکومت کردن بر جسم و روانم را یاد بگیرم .
یکی از مهمترین عواملی که باعث رفتن در ظلمت سیاهی میشود جهل ونا آگاهی انسان است . من میدیدم که درهر جلسله ای که شرکت میکنم متوجه میشوم که تا کنون هیچ یاد نگرفته ام وتازه اول راه قرار گرفته ام.
همیشه فکر میکردم چون تحصیلات دانشگاهی دارم نیاز به آموزش زیادی نخواهم داشت پس اگر در جلسات شرکت نکنم یا کمتر شرکت کنم مشكلی پیش نمی آید اما در جلسات بود که دیدم آنچه تاکنون من آموخته ام در زندگی ام کاربردی نداشته حتی در محیط کارم آنطور که باید کارایی ندارد.
من تازه فهمیده ام که علم چیزی نیست که در تنهایی وبا مطالعه چند کتاب بدست بیاید مطالعه خیلی خوب است اما انتقال علم ویا یاد گیری در جمع اتفاق میافتد .باید استادی باشد .مربی باشد، تا علم خود را به من انتقال دهد فهمیدم تکامل انسان در جمع شکل میگیرد چرا که انسان موجودی اجتماعی است و همه انسانها به همدیگر نیازمند هستند.
درجلسات بود که من فهمیدم علم توام با تجربه کاربردی تر است . علم کنگره علمیست در جهت انسان شدن وانسانی زندگی کردن . علمی است که کلمه به کلمه اش تجربه شده علمی است که در هیچ مکتب و مدرسه و دانشگاهی تدریس نمیشود. علمیست که فقط باید در جلسات کنگره بدست آورد.
در جلسات کنگره یاد گرفتم برای درمان باید سه مولفه جسم. روان وجهانبینی ام را درمان کنم . اینجا بود که فهمیدم جسمی دارم بیمار که روانم را بهم ریخته و از جهانبینی اصلا خبری نیست تنها درک وبرداشت من از جهان ومحیط اطرافم مرفین بودوبس.
هرپیامی که در جلسات خوانده میشود یک راهکار است یک هشدار است که غفلت نکنم.
هر مشارکت تجربه ایست گرانبها که مشارکت کننده آنرا بسیار گران خریده بقیمت یک عمر فرو رقتن تا قعر ظلمت و بسیار ارزان در اختیار من قرار میدهد بقیمت حضور بموقع در جلسات.
در جلسات بود که با اشخاصی آشنا شدم که همدرد خودم بودند وهرکداممان برا رهایی از باطلاق اعتیاد به هر چیزی وهر کسی متوصل شده اما بیشتر وبیشتر فرو میرفتیم اما نا امید نشدیم تا با کمک خداوند تونستیم کنگره 60 را پیدا کنیم وعده ای از ما که زودتر رسیده بودند خدا را شکر رها شده اند و من هم که کمی دیر رسیده ام در حال تلاش برای رها شدنم وامید وارم دیگرانی که هنوز در تلاش برای رهایی هستند بتوانند کنگره 60 را پیدا کنند تا در راه سلامت وسعادت قدم گذارند
چیزی که باعث تعجبم میشد این بود که : هر زمان برای شرکت در جلسات می رفتم میدیدم ،راهنمايم . مرزبانان وبچه های قدیمی زود تر از من حضور یافته اند. آنها که رها شده اند .چرا اینقدر مشتاقند ؟ حقوقی هم که دریافت نمیکنند؟
بعد از مدتی تازه فهمیدم که جواب سوالم و خیلی سوالات دیگر تنها وتنها در جلسات کنگره پیدا میشود هرچه طالب آموزش باشی بیشتر به شرکت در جلسات اهمیت میدهی.
خداوندا بانی ودست اندر کاران کنگره 60 را که تو خود انتخاب نموده ای در پناه کرمت محفوظ و موفق بدار .
آمین يارب العالمين
مسافر: ابراهیم
تخریب: بیش از 30 سال
آنتی ایکس مصرفی: شیره .تریاک،شيشه
مدت سفر: 8 ماه
منبع:نظم - خدمت - محبت
این وبلاگ بعنوان اولین وبلاگ گروهی کنگره60 از طرف بچه های لژیون آقای حسن بابائی راه اندازی شده و قصد دارد در زمینه " آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد " حرف های تازه ای رو برای تمام عزیزانی که به نوعی درگیر اعتیاد هستند بزند. ما دانستیم که توانستیم، شما نیز بدانید که می توانید