" امواج "

اگر عمر انسان را 80 سال یا 30000 روز در نظر بگیریم 10000 روز در خواب، 5000 روز در کهنسالی و بچگی، می ماند 15000 روز و همه دوست دارند این مدت را خوب زندگی کنند و باید طرز فکر و زندگی خود را به نوعی برنامه ریزی کنیم که شاد باشیم و از این لحظه ها استفاده درست را بکنیم .

 جهان مملو از امواج است

هر چه در هستی است همه را موج تشکیل می دهد حتی انسانها، کوه، سنگ و ماده و در نهایت همه به موج می رسند و خواص متعددی دارند. ما همه امواجی بوده ایم که فشرده شده ایم و به انسان تبدیل شدیم، بعضی از امواج برای ما قابل رویت نیست، اما وجود دارند و درظاهر دیده نمی شوند مثل یک گرم جرم که انرژی بسیار وحشتناکی دارد و اگر این انرژی آزاد گردد باعث جوش آمدن دریایی می شود. پس همه هستی از امواج است.

ما دو نوع موج داریم، موج های کوتاه با طول کم و امواج سنگین و خطرناک با طول موج هایی که حتی تا ارتفاع 10 متر می رسند و در بعضی از مناطق ایجاد سونامی می کنند. پس هر جا دریا هست موج هم هست و ما می توانیم دریا را سمبلی از زندگی خود قرار بدهیم. در زندگی، بعضی از این مشکلات یا امواج کوچک وبعضی ها آن قدر بزرگ و خطرناک می شود که کنترل آن ها سخت می شود. پس هیچ وقت نمی شود از این امواج درامان بود، حتی آرام ترین زندگی ها بعضی وقتها دچار مشکلات عدیده و بزرگی می شود مثل رفتن به زندان یا طلاق و جدایی و آوارگی فرزندان یا مرگ عزیزان. ولی مهم برخورد با این امواج در این جهان هستی می باشد. ما همه مانند برگی روی این امواج در حرکتیم و هیچ دریایی را نمی توان یافت که همیشه آرام باشد و هزاران مشکل در کمین ما مثل سرطان یا زلزله، آتش سوزی و ... است .

بین این دو موج، سکوتی کم عمق وجود دارد ممکن است توقف باشد اما کوتاه است و همه ما متحرک هستیم و روی این موج سواریم و بعضی مواقع با خشم به زیر می رویم و بعضی از مواقع مثل پر بر روی آب قرار می  گیریم حال ممکن است عده ای بگویند که ما زندگی را به شکلی برنامه ریزی می کنیم که هیچ وقت امواج سنگین ما را به زیر نبرند. ولی نظام خلقت همیشه بر وفق مراد ما نیست. مثل یکی از ثروتمندرین انسان ها که وقتی پسرش تصادف کرده و در بیمارستان بستری شده بود، پدرش به دکترها می گفت من نصف ثروتم را می دهم تا پسرم به زندگی برگردد، اما دکتر ها می گفتند دیگر از دست ما کاری بر نمی آید. حتی اگر تمام ثروتت را بدهی نمی توانیم برایش کاری کنیم.

پس گاهی اوقات از بالا به پایین کشیده می شوی، این امواج بالا و پائین بودنش دست ما نیست ولی نباید فکر بکنیم همیشه به این شکل است و دست از تلاش بکشیم، ما باید تعلیم بگیریم که وقتی روی موج سوار هستیم هر لحظه چگونه آن را کنترل کنیم و این نیاز به تجربه و تعلیم دارد و ما نمی توانیم فقط با خواندن کتاب، موج سوار خوبی باشیم باید تمرین کنیم، باید مربی یا استاد داشته باشیم، تجربه کنیم و آموزش کافی بگیریم، باید آن قدر موج سواری کنیم و بی افتیم تا موج سوار خوبی شویم. انسان هیچ چیز نیست جز سعی و تلاش( لیس الاانسان ما سخی) پس الزاما باید وارد عمل شویم و لحظه ها را با عزم و اراده راسخ و صبر طی کنیم.

مثلأ افرادی که در سفر اول با مصرف موادی مثل کرک، شیشه، تریاک یا غیره هستند، دچار امواج سهمگینی شده اند و با برنامه ریزی و ورود به کنگره و تیپر مواد و گوش دادن به صحبتهای راهنما مثل پر، روی امواج قرار می گیرند، این موضوع فقط در مورد اعتیاد نیست. بلکه در سایر موارد زندگی نیز ما باید از همین تکنیک استفاده کنیم. در آن موقع می توانیم به خداوند بگوئیم که آماده و حاضر به انجام آنچه تو می خواهی هستیم.             

منبع : وبلاگ خانم راد http://radlejion60.blogfa.com