مقالات تحلیلی . . .
درمان اعتیاد و گروه درمانی

چه خوب میشد اگر همۀ ما قبل از اینکه بخواهیم مسئله ای را حل کنیم، اول اصل
مسئله را کمی کاوش کنیم، شاید خوب متوجه مسئله نشده باشیم، سالها فهم
مسئلۀ درمان اعتیاد که تبدیل به ترک اعتیاد شده بود در هاله ای از ابهام و
درک درست مطالب بود تا اینکه به شکرانه از خداوند توسط مهندس دژاکام مسئلۀ
بیماری و درمان اعتیاد برای همگان قابل فهم و در دسترس قرار گرفت.
اما می خواهم در مورد گروه و درمان اعتیاد
توسط گروه درمانی در کنگرۀ 60 کمی توضیح بدهم، شاید اگر از منظر علوم
اجتماعی بخواهیم مفهومی از گروه داشته باشیم، باید بگوییم وقتی تعداد افراد
بیش از یکنفر در کنار هم قرار گیرند و هدف مشترکی را دنبال نمایند می توان
به آنها گروه اطلاق گردد که البته الزامأ هر گروهی نمی تواند اهداف مثبت و
بقولی حرکت در جهت ارزشهای اجتماعی داشته باشد لذا می توان در این خصوص از
گروههای تبهکاری که هدفهایی را در جهت خلاف ارزشهای جامعه دنبال می کنند
نام برد.
شخصأ براین باورم که در مقولۀ وابستگی شخصی به مواد مخدر و ورود شخص به
دنیای مصرف مواد مخدر، کسی نباشد که عنوان کند من برای اولین بار خودم به
تنهایی مواد مخدر مصرف کردم و خود آموزگار خود بودم، در این مقوله حتمأ می
بایست کسی که قبلأ مواد مخدر مصرف کرده در کنار شخص تازه وارد قرار گیرد و
قوانین این بازی خطرناک را به او یاد دهد، چراکه برای انجام اعمال خلاف و
ضد ارزش نیز می بایست قوانین آن را آموخت وگرنه نمی توان در آن امر موفق
شد، به یاد داشته باشیم که شروع مصرف مواد در گروه انجام می گیرد و ادامه
خواهد داشت تا اینکه در اغلب موارد شخص در مرحله ای قرار می گیرد که دیگر
به شکل انفرادی اقدام به مصرف مواد مخدر می کند و این انزوای اوست که خود
را در مرحله ای بسیار خطرناک از دوران مصرف مواد مخدر قرار می دهد تا اینکه
شخص مصرف کننده پس از واقف شدن به اعتیاد خود و تسلیم در مقابل قدرت
اهریمن اعتیاد، وا می ماند.
خوشا به حال کسانی که در این مرحله دلشان برای روزهای گذشته و زندگیشان تنگ
شده و اقدام به خروج از این گنداب می نمایند و آفرین بر کسانی که به
بهترین راه برای نجات فکر می کنند نه کوتاهترین راه، چراکه همیشه بهترین
راه کوتاهترین راه نیست.
چطور می توان قبول کرد کسی که سالها درگیر مصرف مواد مخدر بوده می بایست
ظرف چند روز اعتیاد را ترک کند، اگر چنین است به همین سادگی می توان به همه
گفت که مواد مخدر مصرف کنید و هر زمان که خواستید دیگر مصرف نکنید!!!
کمی دور و برتان را نگاه کنید می بینید که نوشته های بسیار زیادی در خیابان
هست که روی آنها نوشته ترک اعتیاد در چند روز ! ! ! آیا قبول آن عاقلانه
است؟؟؟
اگر قبول کنیم که اعتیاد بیماری است پس باید درمان شود و اگر تعریفی از
درمان بخواهیم، فرآیند زمان اصلی ترین پارامتر در درمان همۀ بیماریهای
موجود در دنیای ماست، شما طور دیگری تصور می کنید؟
حال برگردیم به موضوع گروه افرادی که برای درمان اعتیاد خود به کنگرۀ 60
وارد می شوند و می فهمند که درمان در گروه حاصل می شود و خارج از آن امری
بسیار دشوار و شاید نزدیک به محال باشد.
همۀ مصرف کننده ها مواد مصرفی تجویز شده را به تدریج و به آهستگی کاهش
خواهند داد، درست خلاف جهتی که روزی این مصرف کننده به تدریج و به آهستگی
مواد مصرفی خود را افزایش می داده است، شاید بتوان گفت روش DST در حقیقت
بدلی است که به مواد مخدر خواهیم زد، اما وقتی که مصرف مواد شروع شد همه در
جمع دوستان بودند و می گفتند و می خندیدند، روزهای طلایی دوران شروع مصرف،
هیچ کدام به تنهایی مصرف نمی کردند و لذت مصرف مواد مخدر را در جمع می
دانستند اما برای رهایی از دام اهریمن اعتیاد نیز بایست در جمع کار را آغاز
کرد، با این تفاوت که دیگر استادان این جمع، استادان لایقی هستند که می
دانند که چه می کنند و هدفشان ارزشمند و قابل رویت است، حال آنکه در جمع
گذشته مربیان حتی خودشان نمی دانستند که به کجا می روند و الزامأ هیچ
اصراری به ارزشهای اخلاقی در آن محفلها نبود، شاید هم اصلأ لازم نبود که
کسی به فکر کسی دیگر باشد و صحبتها و حرفهای آن روزهای شروع مصرف مواد مخدر
به حرفهایی کم ارزش، بی محتوا، زوال پذیر و بی جان خلاصه می گشت، حتی می
توان به جرعت گفت که جملۀ حرفهای پا منقلی را خود مصرف کننده ها ساخته اند و
این خود نمادی بود بر بی اثر بودن جمع دوستان در جهت ارزشهای اخلاقی و
انسانی گروه . . .
حال آنکه در گروه درمانی و درمان اعتیاد در کنگرۀ 60 دوباره بدل این حرکت
نواخته خواهد شد و مصرف کنندگان دیروز با نام جدید مسافر کنار هم قرار
خواهند گرفت، بسیار محکم و با برنامۀ مشخص و با موضوعاتی مشخص، جهت دار و
کنترل شده و با استادی راهنمایانی ارزشمند و کار بلد، آنها که خود روزی
درگیر اعتیاد بودند و به روش درمان تدریجی به درمان قطعی اعتیاد نائل گشته
اند و با دیدن آموزشهای خاص و البته آزمونهای متعدد، در جایگاه مربی و
استاد قرار گرفته اند، آیا می توان این استاد و معلم را با استادان گذشته
مقایسه کرد؟ دیگر آن مصرف کنندگان دیروز دریافته اند که رمز موفقیت آنها در
کنار هم بودن است، آنها در زندگی خصوصی یکدیگر هرگز اجازۀ ورود نخواهند
داشت و ارتباط آنها فقط مخصوص به ساعات ورود آنها به لژیون های خود در
کنگره است.
قطعأ اهمیت موضوع بسیار است که درمان اعتیاد در گروه به مراتب با ارزشتر و
محکمتر و کاملتر خواهد بود، همۀ افراد از تجربیات خود و آموزه های کنگره و
راهنمایان خود سود خواهند برد و در ضمن به آهستگی رفتارهای ارزشمند و
اخلاقی را جایگزین رفتارهای گذشته خواهند کرد، آنها دیگر باور دارند که
تأثیر پذیری در جمع بسیار راحتتر و لذت بخش تر خواهد بود و در جمع و گروه
می توان به تکامل رسید و رشد کرد، می توان جبران گذشته را کرد و از تجربۀ
دیگران بهترین سود را برد، می توان در جایگاهی قرار گرفت که پس از اینکه به
کمک جمع و گروه به درمان رسید، خود کمکی برای دیگران باشد و از لذت رهایی
دیگران لذت ببرد.
در آخر به تعبیر من گروه یعنی استفادۀ بهینه از تواناییهای همه در جهت
رسیدن به هدفی مشترک و این کار روحی را می طلبد که پایبند ارزشهای انسانی
باشد، به راستی مگر ارزشهای انسانی چیست که انقدر همه به دنبال آن هستند؟؟؟
می خواهید بدانید ؟ . . . کمی به کنگرۀ 60 نزدیک شوید.
نگارش- علی صداقت
این وبلاگ بعنوان اولین وبلاگ گروهی کنگره60 از طرف بچه های لژیون آقای حسن بابائی راه اندازی شده و قصد دارد در زمینه " آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد " حرف های تازه ای رو برای تمام عزیزانی که به نوعی درگیر اعتیاد هستند بزند. ما دانستیم که توانستیم، شما نیز بدانید که می توانید