محبت

محبت صوری نیست ، محبت به حرف و سخن نیست ، محبت دامنه وسیع بی انتهاست . اگر باشد حقیقت است و دیدن حقیقت چشم ودل می خواهد ، پایه و ریشه محبت دانایی است و معرفت یعنی اگر این دانایی و معرفت نباشد ما نمی توانیم وارد وادی محبت شویم . سهروردی بزرگ می گوید : اگر انسانی شناخت و درک و آگاهی در یک موضوع مثبت داشته باشد به آرامی معرفت در جهت خیر محض ادامه پیدا می کند ولی اگر در جهت منفی باشد معرفت در جهت شر محض ادامه پیدا می کند ، اگر معرفت در جهت خیر محض و انسانی و در جهت بیداری ، آگاهی و دانایی به آن دست پیدا کند وارد مرحله محبت می شود .


محبت بین دونفر چگونه پدیدار می شود ؟ هر گاه بین دو نفر هیچ سری وجود نداشته باشد آن موقع معرفت به وجود می آید . پس انسانهایی که همه چیز را از هم پنهان می کنند آن ها خیلی کم می توانند وارد مرحله محبت شوند . ما اگر محبت را از انسان بگیریم در انتهای آن چه باقی می ماند ؟ هیچ چیز برای ادامه حیات باقی نمی ماند . کسانی که پیوند محبت بینشان بسته باشد حتی در حلقه های بعدی هم به هم می پیوندند . یک سری محبت ها قراردادی هستند که پیرو آن قرارداد نمی توانند ایجاد محبت کنند و ایجاد مسئولیت به وجود می آید مثل پدری ، مادری ، همسری ، فرزندی . محبت است که ما را انتخاب می کند ما محبت را انتخاب نمی کنیم . این دروغ است که ما را انتخاب می کند ما دروغ را انتخاب نمی کنیم . ما بر اساس عملکردهایی که داشتیم وفعل هایی که انجام دادیم مجبور بودیم که دروغ بگوییم با مصرف مواد که یک عملکرد غلط است مجبور بودیم به دیگران دروغ بگوییم پس عملکرد ما اشتباه بود که ناگزیر به دروغ گفتن بودیم و به این دلیل دروغ انسان را انتخاب می کند . قلب انسان مثل زمینی است که پر از آشغال و پلاستیک و شیشه خورده باشد آنجا جایی برای محبت نیست و هر کسی زباله یا آشغال داشته باشد می ریزد ولی اگر جایی که گلستان باشد جایی برای آشغال وجود ندارد و عشق و محبت در آن جایی می گیرد . در حقیقت آن اعمال و رفتار ماست که تعیین می کند که وجودمان پر از کینه و نفرت و حسادت باشد یا پر از محبت و عشق ، پس اگر بخواهیم آن ویژگی ها را داشته باشیم باید درون خود تزکیه و پالایش را انجام بدهیم . اگر بخواهیم راستگو باشیم باید یک سری فعل ها را انجام بدهیم و یک سری اعمال را انجام بدهیم آن موقع دیگر کم کم دروغ از بین می رود . پس نمی توانیم از فردا آدم راستگو باشیم چون یک پرونده ای داریم که می دانیم چه کارهایی کرده ایم و آرام ، آرام می توانیم با تزکیه این پرونده را پاک کنیم . کسی پیش بزرگی رفت و گفت : می خواهم خدا را ببینم ، گفت : برو کنار ، آن شخص گفت : من می خواهم خدا را ببینم شما می گویی برو کنار گفت : تا از خویش نگذری نمی توانی به جام سرخ کام محبت نزدیک شوی . وقتی نمی توانی از یک موضوع کوچک بگذری چطوری می توانی وارد وادی محبت شوی . اگر بخواهد محبت شروع شود خودش  به خودری خود آغاز می گردد و در وجود هر کسی ریشه می دواند . یعنی هر کسی باید آن تزکیه و پالایش را انجام دهد وقتی انجام گرفت آن محبت پدیدار می شود و باید صبر و حوصله داشته باشیم .


برگرفته از :

" وب لژيون خانم راد شعبه آكادمي "

" راهنماي درمان اعتياد ويژه خانمهاي مصرف كننده مواد مخدر "