مقالات تحلیلی . . .
و با بی تدبیری میخواهد از آن رها شود

یکی از بزرگترین مشکلات افراد در روش زندگی، نوع تفکریست که برای رسیدن به خواسته ها و آرزوهایشان دارند؛ همه ما انسانها از بدو تولد نیازها و خواسته هایی برای انجام زندگی داریم و اغلب این خواسته ها برای رسیدن به یک آرامش نسبی است، اما متاسفانه گاه برای انجام این مهم دچار مشکلات میشویم و در ادامه این مشکلات برایمان مانند سدی میشود که توان مقابله با آن را نداریم، وقتی در درون ما خواسته ای به وجود می آید نا خودآگاه به آن فکر میکنیم و با کمک ارتباط داده هایی که در دست داریم شروع به حرکت در آن مورد، میکنیم پس میتوان گفت تفکر اولین نقطه آغاز برای رسیدن به یک خواسته است و تفکرات ما اغلب ناشی از وجود یک یا چند خواسته در درون ماست که در یک لحظه و یا بر اساس یک سری اتفاقات درونی و یا بیرونی شکل گرفته است.
در یکی از نوشتارهای اساسی و پایه ای کنگره 60 با عنوان ((با تفکر ساختارها آغاز می گردد، بدون تفکر آنچه هست رو به زوال میرود)) به خوبی و به شکلی ساده و روان به نوع نگرش و تفکر یک شخص اشاره گردیده، اگر چه در این وادی مضمون اعتیاد است اما همه افراد میتوانند آنرا برای حل مسایل مهم زندگی وام بگیرند.
در ابتدای این وادی بسیار زیبا در مورد آغاز خلق شدن و پدید آمدن موضوعات صحبت شده که تنها یک فکر و اندیشه میتواند آغاز یک خلق باشد و آنچه بدون تفکر باشد یا اصلاً به وجود نخواهد آمد یا اگر هم بوجود آید به راحتی نابود خواهد شد.
اما اعتیاد به مواد مخدر همان زوال و نابودی بوده و هست، که افراد مصرف کننده مواد مخدر را شدیداً درگیر نموده است؛ اغلب افراد مصرف کننده بر اثر نا آگاهی به این سمت کشیده شده اند و امروز عده ای از آنها که درخواست کمک برای رهایی از دست این غول بی شاخ و دم را دارند، میخواهند تفکر کنند، اما چگونه؟ شاید سالهاست به این موضوع فکر میکنند شاید هم بارها اقدام به ترک نموده اند اما متاسفانه به اعتیاد بازگشته اند.
در واقع اصل خواسته این افراد برای رهایی از مواد مخدر صحیح است اما نکته در اینجاست که برای تفکر در این موضوع باید همه جوانب را در نظر گرفت، در واقع تفکر مانند یک معادله است و طبق یکی دیگر از تعاریف و نوشتارها ی کنگره 60 ((تفکر : حرکتی است از یک مجهول به یک معلوم یا از یک مبداء معلوم به یک مقصد معلوم))بنابراین برای حل معادلات تفکری خود باید نقطه آغاز و جایی را که در آن هستیم به خوبی بشناسیم نه اینکه تنها به نتیجه و رسیدن به هدف و مقصود نگاه کنیم، این در تمام معادلات تفکری زندگی فردی و اجتماعی افراد صادق است چه رسد به مقوله مهمی به نام اعتیاد؛ اما در تفکر و حرکت آن افرادی که میخواهند از مواد مخدر خلاص شوند مجهول و نقطه آغاز کجا بوده و هست؟ چرا در ترکهای مختلف باینکه بعد از چند روزی که به ضرب و زور مواد مصرف نکرده اند از لحاظ جسمی و روانی حالشان بسیار بد بوده؟ یعنی اراده نداشته اند یا ترک عادت موجب مرض بوده؟
نخیر، مبداء درمان اعتیاد بخوبی مشخص نبوده است، اینکه مواد مخدر شاید در ابتدا لذت بخش بوده درست است اما در ادامه بر اثر مصرف همین مواد چه اتفاقی در سیستم بیوشیمی فرد رخ داده است که تحمل یک لحظه بدون مواد بودن را ندارد، نه جانا، به اراده ربطی ندارد به سیستم های تولیدی مواد شبه مورفینی بدن ربط دارد که از تعادل خارج شده و مثال چشمه ای است که دیگر خود نمی جوشد و باید با سطل در آن آب ریخت اگر نه ماهی های درون آن به زودی خواهند مُرد !!! بله توجه به اهمیت مجهول و مبداء حرکت بسیار مهم است زیرا اگر کسی مجهول را بشناسد راه بزودی برای او نمایان خواهد شد یا اینکه به دنبال استاد و یا راهنمایی برای عبور از این بحران میگردد، البته اگر خود بخواهد. و این همان نگاه واقع بینانه به اعتیاد است که در نهایت منجر به طرح نقشه دقیق و حساب شده ای خواهد شد که در این وادی مطرح گردیده و رو به عقب هم نیست.
بنابراین همانطور که مطرح شد در تمام مراحل زندگی انسان باید تفکر صحیح را آغاز حرکتهای خود نماید و تمام جوانب امر را در نظر بگیرد تا اینکه پشیمانی و تکرار شکل نگیرد.
این وبلاگ بعنوان اولین وبلاگ گروهی کنگره60 از طرف بچه های لژیون آقای حسن بابائی راه اندازی شده و قصد دارد در زمینه " آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد " حرف های تازه ای رو برای تمام عزیزانی که به نوعی درگیر اعتیاد هستند بزند. ما دانستیم که توانستیم، شما نیز بدانید که می توانید