مشارکت های مکتوب . . .

" کابوس های شبانه "

کابوس دیدن‌های شبانه بیشتر در زمان مصرف مواد مخدر و در سفر اولی‌ها اتفاق می‌افتد اما در سفر دومی‌ها به ندرت دیده می‌شود.



شخص ممکن است بتواند با خوردن قرص‌های آرام‌بخش بخوابد و کمی احساس آرامش کند اما مانند جارو کردن خانه است یعنی مثل کسی است که خانه‌اش را جارو می‌کند و در پایان تمام آشغال‌ها را به زیر فرش می‌راند و فرش را روی آن می‌اندازد و زباله‌ها به خودی خود از بین نمی روند.

در سفر دومی‌ها کابوس می‌تواند معنای خاصی هم داشته باشد و ممکن است این خواب‌ها برای یادآوری باشد، مثلاً فردی که همیشه از چاقو می‌ترسد اگر در خواب ببیند که با چاقو به او آسیب می‌زنند یا او شخصی را با چاقو می‌کشد، برای یادآوری او از ترس است و می‌تواند با این خواب از ترس خود دور شود.

هر چیزی یک سپر محافظتی نیاز دارد تا از او محافظت شود؛ مانند کره زمین که دارای یک لایه محافظتی به نام اوزن دارد. انسان از نظر ما موجود است ناشناخته، در واقع این اطلاعاتی هم که وجود دارد در مقابل اطلاعاتی که هنوز کشف .............
ادامه نوشته

Other Language . . .

Jasmine blossoms



If you trust in God you must know that God’s promise is not false.

If you serve others and your intentions are purely to help others then you will feel something is driving your life. Even your financial status will improve despite of your low income.

 

When I started Congress 60 I was in a bad situation concerning financial status, I even had many issues when I decided to publish “Crossing the 60 degrees below zero zone”. But gradually everything transformed into goodness. The God’s promise is not false.

 

Congress 60 is like a tree. Guides and teachings are the roots of this tree and newcomers are like jasmine blossoms. We must teach them and treat them well so they could grow properly.  

 

Everything requires a capacity, even knowledge. If we learn something without having the proper capacity we will make demolition. We must apply the gained knowledge and wisdom in our lives. Misusing our knowledge will lead us to our own destruction, into darkness.



ادامه نوشته

اعلام سفر بچه های لژیون ما . . .

" اعلام سفر بچه های سفر دوم "

سلام دوستان سجاد هستم یک مسافر

مدت تخریب : 18 سال

آنتی ایکس مصرفی : شیشه ، کراک ، مشروب ، تریاک ، قرصهای محرک ، تزریق هروئین ، تزریق تریاک

مدت سفر اول :  11 ماه

روش درمان : DST (تدریجی)

داروی درمان : شربت OT

رشته ورزشی : شنا , پیاده روی

نام راهنما : جناب آقای حسن بابائی

رهایی از بند اعتیاد : 1391.9.20

اخبار لژیون ما . . .

جلسه لژیون امروز شنبه مورخ 1392.04.08 با استادی جناب آقای بابائی در خصوص " شیشه و تخریب‌های آن " برگزار گردید که خلاصه‌ای از سخنان را تقدیمتان می‌نمایم.


حاضرین: 9 نفر      سفر دوم: 6 نفر       سفر اول: 2 نفر       کارآموز: 1 نفر

خلاصه ای از سخنان استاد:

کلاً چه می‌شود؟ انسان موجودی لذت طلب است؟ چرا وقتی درمان می‌شویم از لذت مواد می‌گذریم؟ دلیلش این است که در درمان لذتی را کسب می‎‌کنیم که بالاتر از لذت مواد است. چرا روش‌های دیگر جواب نمی‌دهد، زیرا در آن روش‌ها لذت مواد را از فرد می‌گیریم و در عوض آن هیچ لذتی به فرد نمی دهیم به همین دلیل برگشت می‌خورند. همه ما یک ظرفی داریم وقتی انرژی این ظرف را با ضد ارزش پر می‌کنیم انگار آن ظرف سوراخ است و ما هیچ وقت اشباع نمی‌شویم آن سوراخ ته ظرف سیستم X من است که بیشتر تخریب شده و هر روز ضعیف تر شده و سوراخ بزرگتر می‌شود. زمانی که سفر می‌کنیم این سوراخ را کم کم می‌بندیم ولی نکته مهم این است که باید ظرف را تزکیه و پالایش کنیم تا کیفیت انرژی ظرف ما بالا برود. در سفر دوم سوراخ را می‌بندیم ولی حال نداریم چرا؟ زیرا تزکیه و پالایش را در جسم و روان و جهان‌بینی انجام نداده ایم مواد نمی‌زنیم ولی در تعادل نیستیم باید افکار افیونی را دور بریزیم.

سلول‌های مغزی تنها سلول‌هایی هستند ............

ادامه نوشته

اخبار لژیون ما . . .

جلسه لژیون امروز شنبه مورخ 1391/08/13 با استادی جناب بابائی و با دستور جلسه (تجربه من از روش های ترک اعتیاد و روش درمان DST و بهترین راه) برگزار گردید که خلاصه ای از سخنان را تقدیمتان می کنیم.

حاضرین : 12 نفر                سفر اول : 8 نفر                 سفر دوم : 4 نفر

اعضای کنگره 60  تجربه های مختلفی در مورد ترک های گوناگون به دست آورده اند از جمله کمپ ، سم زدایی ، دعا درمانی و ... ولی هیچکدام پاسخگو نبوده اند چرا؟ چون تفکر درستی را به همراه نداشته اند.

انجام ترک های بالا دو نوع اختلالات ایجاد می کند به نام های اختلالات آشکار و پنهان که 10% شامل اختلالات آشکار و 90% شامل اختلالات پنهان می شود که همین اختلالات پنهان در ترک های بالا باعث برگشت دوباره به مواد مخدر شده است.

درمان در کنگره به ما نشان داده که اگر 1 ماه منظم در برنامه قرار بگیریم تمام اختلالات نا پدید می شوند و این مسئله زمانی اتفاق می افتد که ما در جمع و گروه باشیم چون ما در کنگره چیزی به نام خود درمانی نداریم.

در کنگره زمانی که 20% مواد کم می کنیم در قبال آن باید 20% دانایی ما افزایش یابد ، باید دانایی ما تغییر کند در غیر این صورت حال خوشی نخواهیم داشت.

متد DST متدی است جاری و هر روز در حال کامل شدن است و افرادی که در این متد در حال درمان هستند نیز باید جاری باشند . متد DST متدی است که تمام اجزای صور پنهان و آشکار ما را تحت تاثیر قرار می دهد.

در ضمن :

دستور جلسه روز دوشنبه مورخ 1391/08/15 سی دی ( خوی وحشی گری می باشد ) می باشد.

دستور جلسه روز شنبه مورخ 1391/08/20 ( رابطه یادگیری با معرکه گیری (نق زدن،حاشیه )) می باشد.

اخبار لژیون ما . . .

جلسه لژیون امروز دوشنبه مورخ 1391/05/30 با استادی جناب آقای حسن بابائی و با دستور ( جلسه بحث آزاد ) برگزار گردید که خلاصه ای از سخنان را تقدیم حضورتان می کنیم.

حاضرین در جلسه : 20 نفر         سفر اول : 15 نفر          سفر دوم : 5 نفر

خلاصه سخنان استاد :

ورزش کردن برای مسافران سفر اول حکم نیرویی مکمل را دارد در کنار درمان آنها ولی مسافران سفر اول نباید ورزش سنگین انجام دهند به این دلیل که چون سیستم ایکس این اشخاص در حال بازسازی است، انجام دادن ورزش سنگین باعث تخریب می شود و همچنین شربت OT را باید تک تک سلول ها دریافت کنند و زمانی که ورزش به صورت سنگین انجام شود باعث به هم ریختن نظم در انتقال شربت OT به سلول ها میشود.

نفس گرسنه انسان را نمیتوان با زیاد مصرف کردن مواد سیر و تربیت کرد ... بلکه باید با استفاده از روش DST یعنی در زمان های مشخص شده و همجنین در نظم خاص این کار را انجام داد و اگر باز در این شرایط میل به مصرف در ما وجود داشته  باشد این به دلیله نوع نگرش ماست و جهان بینی ما و دانایی ما هیچ تغییری نکرده و باید این را بدانیم که کار ما در کنگره بازی کردن با مواد نیست بلکه احیاء کردن سیستم ایکس جسم مان است. 

در ضمن :

جلسه لژیون پارک طالقانی راس ساعت 17 و با دستور جلسه ( جهان بینی 1 ) برگزار خواهد شد . 

دستور جلسه روز شنبه مورخ 1391/06/04 ( فاضلاب های جوشان ) می باشد .

مشارکت های مکتوب . . .

Addiction story

When I was drowned in addiction I never thought that someday I will write about it, someday that I have successfully passed through it, here goes my story since the first day I used narcotics until I revived from addiction.


I always loved muscle arts, and hated cigarette and even the people who smokes it, I remember when I went to university in order to continue my education in another city, and it was the beginning of addiction for me, although I did not know how addiction begins.
 

First time I smoked joint it made me feel happy and I was doing everything with a joy, it was a great feeling, watching movies and listening to music became my hobby. After some time my friends suggested to take Teramadol pills in order to study more sufficiently, the result was amazing, my scores went high, I could learn in a better way, and I could do load of studying in a short period.


When I came back to Tehran I was addicted to these pills, there I felt addiction for the first time, I couldn’t sleep, or do my things, I couldn’t even speak properly. So I waited and I waited for about 3 months but these symptoms didn’t go away, so I started taking pills again.


After a while one of my friends introduced crack to me, it is better than pills with a better feeling, he said.
 

For lack of my knowledge I started taking crack, and after a while I was using crack and pills.
 

I don’t remember when I started using meth but I remember it became serious when I went abroad in order to continue my education (Malaysia).
There was no crack in Malaysia but they had Heroin and Meth, so I combined these two and started taking both together, after a while symptoms appeared, it was messy.


I was in middle of darkness without even knowing it, I was losing my authority over my body, I couldn’t sleep without drugs says so, I couldn’t attend my classes without drugs says so, I couldn’t do anything without drugs says so.
 

I came back to Iran with a heavy usage of narcotics (5 grams of heroin and 1 gram of crystal meth), I was helpless, eventually I became disappointed of living and I was waiting to die, what is the point of living when I can’t even speak, I said.
 

Days passed pointless, I felt like dying, and then in middle of darkness I saw a sparkle of light, Congress 60.
 

They explained their method (DST), sounded logical to me, I started my journey and I was called a traveler, it was amazing nobody was calling me addicted, even my family was using this term, I felt alive once a more.
 

My treatment took about 13 months, but at last I was out of addiction’s darkness and I was walking in the righteous path. Today sometimes I even forget that I was addicted once, and believe it or not a life without narcotics is possible and full of joy.
 

Written by traveler :Ehsan Ranjbar