" نگاهی به سفر اول از زاویه ای جدید "



زندگی بدون هدف مثبت برای من در دوران مصرف یک عادت شده بود.هیچ هدف بلند مدتی نداشتم که برای آن برنامه ریزی و
تلاش کنم.زندگی بی برنامه،بدون تلاش،بدون انگیزه و بدون هدف از من یه آدم فوق العاده ضعیف ساخته بود.
ولی بعد از شروع سفر اول یک هدف داشتم که همون رهایی بود.توی جلسات برنامه ریزی وتلاش کردن برای رسیدن به هدف رو یاد گرفتم.و این تمرینی بود برای شروعی دوباره،برای یک شروع خوب.
هدفی داشتم که نه آنقدر سخت بود که برام دست نیافتنی باشه،نه اونقدر آسون که بشه بدون تلاش و برنامه ریزی بهش رسید.
این یعنی یه تمرین ایده آل برای هدفمند زندگی کردن.
چی بهتر از این میتونه باشه برای کسی که زندگی هدفمند رو مدت هاست به فراموشی سپرده؟!
به نظر من سفر اول فقط یکی از ابعادش رهایی از اعتیاده.
آموزشهایی که مسافر تو سفر اول میگیره میتونه برای همیشه تو زندگی کمک حالش باشه.
اینکه روی آموزشهای سفر اول تاکید میکنم به خاطر اینه که (خودمم نمیدونم چه سری داره ولی) جذب خیلی از آموزشها تو سفر اول برام راحت تر بود.
تقریبا همه جلسات رو تو سفر اول حاضر بودم و معمولا هفته ای شش روز کنگره بودم ولی الان حسرت همون تک جلسه هایی که تک و توک غیبت کردم رو میخورم.واقعا هر ثانیه اش غنیمت بود و من به راحتی از دست دادم.
شاد باشید
نگارش : مسافر عباس کاظمی رها یافته از اعتیاد
منبع تالار گفتگو اعتیاد و مواد مخدر