" خلاصه سی دی تحویل گرفتن فرماندهی (آقای مهندس دژاکام) "

تحویل گرفتن فرماندهی نکته بسیار حائز اهمیتی است. اصولاً انسان یک ماشین بسیار پیچیده، یک ابرکامپیوتر که به تصور نمی‌گنجد، یک تکنولوژی بالا، یک اندیشه یا تفکر یا هوش بالاست که نمی‌دانند چگونه انجام می‌گیرد و یک علامت سوال بزرگ در برابر هر انسان وجود دارد، ما واقعاً از انسان چیزی نمی‌دانیم! اگر بخواهیم متوجه شویم از انسان چقدر می دانیم یک مثال می‌زنم: بعضی از بزرگان اسم تمام این کهکشان‌ها را گذاشتند عالم اصغر، یعنی عالم کوچک و انسان را گذاشتند عالم اکبر، یعنی عالم بزرگ، ما اگر بخواهیم بدانیم از انسان چقدر می دانیم باید ببینیم از عالم اصغر چه می دانیم؟ (کهکشان‌ها، کرات، سیاره‌ها، آسمان) همین کهکشان خودمان که راه شیری است. فکر می‌کنم که صد هزار سال نوری طول بکشد که از اول کهکشان تا آخر آن را طی کنیم. (هر سال نوری برابر است با 365 روز را، با سرعت 300,000 کیلومتر در ثانیه طی کنیم) ما چیزی از عالم فضا نمی‌دانیم و همین طور از انسان و اگر عرفا و بزرگان چیزی می گویند یک چیزهائی فهمیده‌اند و بقیه آن مجهول است.

تمام حیوانات بچه آن‌ها در یک سالگی به بلوغ کامل می‌رسند. ولی بچه انسان پخمه‌ترین بچه می‌باشد! و دلیل آن سیستم پیچیده است. زمان زیادی می‌خواهد که این سیستم راه‌اندازی شود. (تفکر، راه رفتن، تعادل، مغز و ...) زمان می‌خواهد که راه‌اندازی شود. ما حاکم بر شهر وجودی خود هستیم. یعنی این سیستم درست‌ شده و فرماندهی آن به ما داده شده است.

ما باخدای خود در روز اَزَل پیمان بستیم که پروردگار ما شما هستید و تمام شد تا به امروز، و این پیمان کجا بوده کسی نمی‌داند، ما چه شکلی بودیم؟ کسی نمی‌داند! چه زمانی بوده؟ کسی نمی‌داند! همه چیز مجهول است. احساس ما محدود است و همه چیز را نمی‌توانیم ببینیم و ذهن ما باز است. هزاران تصویر در ذهن ما می‌ریزد ولی دوتای آن را برمی‌دارد و مابقی را کار ندارد.

این فرماندهی در اختیار ماست و چگونه می‌توانیم آن را کنترل کنیم؟ شما می‌بینید که اگر یک کشور فرماندهی خوبی دارد آن کشور روزبه‌روز پیشرفت می‌کند و یک کشور که فرمانده نالایقی دارد آن کشور را به نابودی می‌کشاند. همان طوری که فرماندهی یک کشور بستگی به فرمانروایانش دارد شما باید جسم و روح خود را یک کشور در نظر بگیرید. ما هم باید در این شهر یا جسم حکم رانی کنیم. همان طوری که یک فرمانروا یکسری مشکلات دارد ما هم یکسری مشکلات داریم و باید آن را حل کنیم. اگر مشکلات را حل نکنیم شهر وجودی به هم می‌ریزد. حالا وای به حال روزی که در اثر فرمانروائی حکم صادر می‌کنیم و کشور وجودی خود را با انواع و اقسام قرص‌ها، مشروبات الکلی و مواد مخدر ویران می‌کنیم. یا با افکار منفی ویران می‌کنیم، یا با ناامیدی ویران می‌کنیم یا با تصمیمات سریع که بدون تفکر و اندیشه گرفته می‌شود و خیلی زود به آن عمل می‌کنیم. گاهی اوقات آن قدر احساسات بر ما غلبه می‌کند که تفکر نمی‌کنیم و عقل را به کار نمی‌گیریم. یک سری توهمات و گمان‌های بد را حقیقت می‌پنداریم، یکسری مسائل دروغ را راست میدانیم، یک سری زشتی‌ها را خوب میدانیم، یک سری ضد ارزش‌ها را ارزش میدانیم. پس فرماندهی مهم است. یک انسان هم می‌تواند شهر وجودی خود را تبدیل به یک کشور دانشمند، خردمند، فهمیده  نماید.

یکی از حرکات بد و زشت این است که انسان‌ها را جاهل فرض کنیم. انسان‌ها هوشمند هستند. اگر دروغ میگوییم فکر نکنید دیگران نمی‌فهمند. به روی شما نمی‌آورند. هر کس خاصیتی داشته باشد همه مردم می‌دانند.

اگر کسی مهربان باشد همه می‌دانند، اگر کسی دروغ گو باشد همه مردم  می‌دانند. می‌شود ماسک را برای لحظاتی جلوی صورت گرفت ولی بعد برداشته می‌شود. سعی کنید همان چیزی باشید که هستید. اگر یک هندوانه را در حوض بی اندازید بلافاصله هندوانه روی آب می‌آید. اگر بخواهی هندوانه را زیر آب نگه‌دارید انرژی مصرف می‌کنید و یا خسته می‌شوید.(هندوانه همان خصوصیات انسان است) ما اگر بخواهیم فرمانده لایقی باشیم باید حقیقت باشیم. باید ضد ارزش‌ها را کم کنید، ضد ارزش‌ها را پنهان نکنید. وقتی پادشاه کشور را رها کند می‌بینید همه چیز خراب شده است. انسان هم اگر حواسش را جمع نکند آن نیروهائی که مورد اطمینان انسان هستند و باید همین شهر را حفظ کنند، خراب می‌شوند.(مثل مصرف‌کنندگان مواد مخدر)وقتی وارد سفر می‌شوید از حرکت‌های سریع بپرهیزید که موجب فاجعه می‌شود. مثلاً نمی‌شود سفر اول را 40روزه یا 3ماهه تمام کرد. بلکه حداقل 10ماه طول می‌کشد. در انسان یک سری قدرت‌های پنهان وجود دارد که خود انسان از آن خبر ندارد و یا خودمان به خودمان اعتقاد نداریم.

در روشDST بعضی وقت‌ها یک سری مشکلات به سراغ انسان می‌آید و خودبه‌خود حل می‌شود. مثل ورم معده، سوزش کف پا، پرش پا، کابوس دیدن، عرق کردن امیدوارم فرمانده لایقی برای جسم خود باشیم.

با احترام؛ سعید

منبع: کنگره 60