" کنترل ذهن "

آیا کنترل ذهن براستی ممکن است؟ یا این کار از فقط عهده افرادی که اهل ریاضت شدید هستند بر می آید؟ کنترل ذهن یک بازی درونی بسیار جالب است. پس دانستن قواعد بازی و ورزیدگی کافی پیش نیاز شرکت در این بازی است. برای انجام این بازی نیازمند مقدار زیادی مهارت، هوشیاری، شناخت طبایع، خوش قلبی، موقعیت شناسی، حوصله و روحیه بالا هستید. این عمل بظاهر دشوار اما عملی بوده و روشهای مشخصی دارد. ممارست و بردباری و تکرار رمز اصلی کنترل ذهن است که البته خود دشواری و آسانی قرارداد ذهنی خود ماست.

فواید کنترل ذهن:

آرامش عمیق، نداشتن بیماریهای جسمی و روحی، آزاد شدن نیروهای پنهان و پیشرفت و کامیابی.

برای کنترل ذهن ایتدا باید ساختار و عملکرد آنرا بشناسیم. در یک مقایسه علمی اختلاف بین ماده و ذهن فقط در میزان ارتعاش آنهاست. ذهن در سطوح پائین تری از ارتعاش ماده نامیده می شود. ذهن این توانایی را دارد که در درون خود بنگرد.

ذهن دارای سه نیروی مستقل است:

1: توازن، 2: انگیزش، 3: سکون.

ذهن دارای 3 سطح می باشد:

1: خودآگاه (ارادی)، 2: ناخودآگاه (غیرارادی)، 3: ابرآگاهی (ذهن بدون آلودگی).

ذهن در 5 وضعیت خود را نشان می دهد:

1: پراکندگی، 2: تاریکی، 3: جمع بندی، 4: یکسویی، 5: تمرکز.

* پراکندگی جلوه لذت یا رنج است.

* تاریکی حالت رخوت است.

* جمع بندی حالت جدال است.

* یکسویی تلاش برای تمرکز است.

* تمرکز برترین حالت و همان ابر آگاهی است هدف کلی از کنترل ذهن یکسو کردن آنست.

این چنین ذهنی در فعالیتی بکار گرفته شود خواهد درخشید. از طریق تمرین و تداوم یکسویی ابر آگاهی حاصل می شود.

موانع کنترل ذهن:

علایق یا نفرتهای شدید، رسوم غیر اخلاقی، بی نظمی و زندگی غیر متعارف، تعمد در آزار دیگران، عدم اعتدال و میانه روی، بیهودگی، حسادت، احساس بد و احساس گناه.

ذهن را فقط خود ذهن می تواند کنترل کند. مشکلات ذهن را خود ذهن بوجود می آورد. وسایل مصنوعی کارساز نبوده و حیله یا روش زیرکانه موثر نیست و راه میانبری وجود ندارد و فقط کار صبورانه و سنجیده و سیستماتیک جواب می دهد. ایجاد حال و هوای درونی مطلوب و داشتن روابط انسانی ضروری است (پذیرش واقعیتها، درک زوال پذیری و قوانین طبیعت و درک اینکه حاصل اعمال خود هستیم). هر چه ذهن خالص تر باشد کنترل آن آسانتر است. غذای سالم به خالص شدن ذهن کمک می کند. همچنین همنشینی با پاکان کار ما را راحت تر می کند. نا آرامی ها و فشارهای روانی و مشکلات ذهنی تنها یک ریشه دارند و آن هویت دروغین یافتن خود حقیقی و نه خود است که منجر به بروز تصور من و مال من می شود. فقط ذهن حقیقت گراست که می تواند کنترل شود. از یوگا و مدیتیشن می توان کمک شایانی برای کنترل ذهن گرفت. خصلت شاد شدن از شادی دیگران محیط روانی بسیار دلنشینی را بوجود می آورد که در آن صفات بد مانند حسادت راه به جایی نمی برند.

وابستگی های ما نیرومند ترین موانع کنترل ذهن هستند. هنگامیکه برطرف شوند اوهام نیز به سهولت ما را ترک می کنند و بصیرت حاصل می شود (زدودن غبار). با غیر واقعی دانستن محسوسات می توان به ماورای آنها رفت و به رهایی رسید. با تشخیص خوب بین خیر و شر و عادت به آن از آشفتگی های ذهنی ناشی از اشتباه، عجله و حماقت رها خواهیم شد.

کنترل ذهن مانند رام کردن اسب است که نیاز به تربیت دارد. ساده ترین روش اینست که آرام بنشینیم و بگذاریم ذهن هر کجا که می خواهد برود. سپس اینطور فکر کنیم که من ناظری هستم که جریان ذهن را تماشا می کنم. من ذهن نیستم. وقتی حواس با محسوساتشان تماس حاصل نمی کنند و از طبیعت ذهن کنترل شده پیروی می کنندُ حالتی پیش می آید که به آن پراتیاها را می گویند. این یعنی تسلط بر حواس، افکار و عواطف که هر فردی استعداد پرورش آنرا دارد. حتی اگر فرد خردمند به محسوسات خود اشتیاق داشته باشد فراموشکاری او را با امیال شیطانی آزار خواهد داد. پس همه محتاج تمرین و تکرار هستند.

با احترام، مسافر سجاد اسماعیلی