آشنایی بیشتر با اعضاء کنگره 60 . . .
مصاحبه با آقای علی جلالی از راهنمایان محترم کنگره 60
* لطفا" خودتان را معرفی کنید و بفرمائید چه زمانی با کنگره آشنا شدید ؟
مسافر علی جلالی هستم . متولد 1358 و در پائیز 79 با کنگره آشنا شدم . سفر اولم 11 ماه طول کشید به راهنمائی آقای بابک مشاعری و 9 سال و 6 ماه است که آزاد و رها هستم . آنتی ایکس مصرفم : تریاک ، حشیش و تزریق هروئین بود .
من از همان آغاز سفر اولم همیشه دنبال این بودم که یک فیلنامه یا راجع به زندگی خودم و یا اعتیاد بنویسم و مدت 7 سال هم بدنبال کسی بودم که این فیلمنامه را برای من بنویسد تا اینکه یک روز یکی از نویسندگان خوب کشورمان را دیدم و از ایشان خواستم که این داستان را بنویسد . ایشان یک مقاله دو صفحه ای از من که در مجله شادکامی به چاپ رسیده بود را خوانده بودند و از من خواستند تا خودم این فیلمنامه را بنویسم و دو کتاب به من معرفی کردند و من هم آنها را مطالعه کردم و بدون اینکه به هیچ کلاسی در مورد فیلمنامه نویسی بروم ، شروع به نوشتن کردم . 4 ماه برای آن وقت گذاشتم و به جرأت می توانم بگویم شبانه روز ؛ تا اینکه به خواست خدا این فیلمنامه را ساختیم .
* آیا فکر می کنید که به هدفتان رسیدید و چه احساسی داشتید وقتی اولین حلقه آن را دیدید و یا آن را به کسی اهدا کردید ؟
خیلی خوشحالم چون فکر می کنم که تنها فیلمی است راجع به اعتیاد که به واقعیت نزدیک است حداقل اینکه داستان آن واقعی است و مهمتر از آن روشی را که برای درمان اعتیاد ارائه می دهد ، منطقی ترین روش در کل دنیاست . من خودم بارها و بارها این فیلم را دیدم و هنوز هم گاهی با دیدن بعضی از سکانس های آن گریه می کنم . من این سی دی را به خیلی ها اهدا کردم اما در هیچکدام از آنها نیتم این نبود که بگویم کنگره 60 چیست و یا تبلیغ کنگره را بکنم و تنها به این نیت دادم که بگویم راهی برای درمان اعتیاد وجود دارد و در ذهن افراد مصرف کننده جرقّه ای ایجاد شود . من این فیلمنامه را به جشنواره های مختلفی فرستادم اما متأسفانه در کشور ما هیچگاه به اثر بها نمی دهند ، بلکه به نامها بها می دهند . اما من این فیلمنامه را با زیرنویس انگلیسی آماده کردم تا انشاءالله به جشنواره های خارج از کشور بفرستم .
* در صحبتهایتان فرمودید " راه منطقی درمان " ؛ ما خیلی از راههای منطقی داشتیم . مثلا" زمانی که متادون آمد ، خیلی ها فکر می کردند که منطقی است ! ما تأثیرات همه اینها را دیدیم اما چه فرقی بین این منطق ها وجود دارد ؟
در کنگره تمام روشهای درمانی برای ما محترم هستند . من خودم شخصا" نه آنها را تأئید می کنم و نه رد می کنم و بالاخره هستند گروههایی که کار می کنند و برای بعضی ها هم جواب داده است و قرار هم نیست که تمام مصرف کنندگان در کنگره 60 به درمان برسند اما به قول آقای مهندس : بعضی ها خوش تیپ هستند و بعضی ها خیال می کنند که خوش تیپ هستند . بعضی چیزها در حقیقت و صور پنهانش منطق وجود دارد و بعضی چیزها در ظاهر آن . بعضی اوقات یک رفتاری از من سر می زند که گمان می کنم کاملا" منطقی است در صورتیکه ؛ وقتی بعد از کمی تفکر و بررسی می بینم که ظاهر امر اینگونه بوده است . روشهایی هم که من در آن زمان امتحان می کردم به نوبه خودش و در مقطع خودش منطقی بوده . در یک مصاحبه تلویزیونی از من پرسیدند که این علی جلالی واقعی است یا آن ؟ من گفتم هر دو و چیزی که هست این است که ؛ حقیقت با واقعیت تفاوت دارد . واقعیت چیزی است که در یک زمانی واقع می شود و واقعیت زندگی علی جلالی در آن مقطع آن بوده و همچنین راهی هم که برای درمان به دنبال آن می گشتم در آن مقطع ، آن بوده است . البته در آن زمان من به دنبال ترک مواد بودم نه درمان و تمام آن راهها به بن بست می رسید چرا که در تمام آن روشها ، چیزی به نام صورت مسئله اعتیاد وجود نداشت و بزرگترین قدمی که کنگره 60 برای تازه واردی که وارد کنگره می شود برمی دارد ، همان " صورت مسئله اعتیاد " است . شما هیچ روش درمانی را نمی توانی پیدا کنی که به شما بگوید اگر یک روز مواد مصرف نکنی ، چه اتفاقی در سیستم جسم تو می افتد که به آن حال وحشتناک خماری می افتی ! اما کنگره 60 این را روشن کرده است و هیچ جا برای من مثلثی برای درمان رسم نکردند ( جسم - روان - جهانبینی ) و من هم مانند خیلی های دیگر تا قبل از کنگره نمی دانستم که جهانبینی چه هست ؟! وقتی به درمان رسیدم و افراد دیگری را هم که به درمان رسیدند را دیدم ، این راه برایم منطقی ترین راه شد .
*از نظر شما موفقیت در کنگره چیست و آیا خودتان را جزء افراد موفق در کنگره می دانید ؟
من خودم را با خودم مقایسه می کنم و کاری ندارم چه کسی چه جایگاهی دارد و همیشه به خودم می گویم که تو صلاحیت تشخیص اینکه بر فرض فلانی بدرد این کار می خورد یا نه را نداری و صد در صد در کنگره همیشه عدالت جاری است و هر کس در هر جایگاهی که قرار دارد ، عین عدالت است . من خودم را با علی جلالی 10 سال پیش یا 12 سال پیش مقایسه می کنم ( قبل از کنگره ) . من وقتی وارد کنگره شدم ، توانستم دوباره وارد دانشگاه شوم ، دانشگاهی که از آن اخراج شده بودم و اکنون هم در زمینه کارهای هنری مشغول فعالیت هستم و مدیر تولید برنامه " شوک " شبکه 3 سیما و چند برنامه دیگر در شبکه یک هستم . من خودم نسبت به قبل پیشرفت کردم اما باز در آن جایگاه نیستم چون همیشه باورم این است که " هیچ سقفی برای آرزوها وجود ندارد و اگر یک خواسته منطقی باشد ، انسان می تواند به آن برسد . "
* پس با این دیدگاه ؛ شاید روزی آقای علی جلالی بتواند فراتر از آقای مهندس دژاکام بشود ؟
من 20 روز از رهاییم می گذشت که آقای مهندس یک کتاب به من معرفی کردند و من آن کتاب را خواندم و به قول خودمان جوّ مرا گرفت و نزد ایشان رفتم و گفتم که من می خواهم بشوم " مهندس دژاکام " . ایشان گفتند : تو می توانی حتی بهتر از مهندس دژاکام بشوی و من آن زمان رفتم که بشوم مهندس دژاکام اما مهندس دژاکام شدن کار هر کسی نیست ! وقتی یک مسئله ای پیش می آید ، می بینی که برای حل کردن آن چقدر تفکر لازم است ؛ حتی یک راهنمایی که 20 یا 30 رهجو دارد ، گاهی اوقات ممکن است خسته شود و کم بیاورد اما می بینید که جناب مهندس چه قدرت و توانی دارد که هر روز 5 صبح به استخر می روند و بعد از آن به کنگره می آیند و مشغول نوشتن هستند و اینهمه مسائل و مشکلات را باید در کنگره حل کنند ؛ واقعا" کار هر کسی نیست و کار بسیار بزرگی است اما به قول خود آقای مهندس : اگر یک انسان می تواند کاری را در روی کره زمین انجام دهد ، بقیه نیز قطعا" می توانند ، اگر بخواهند . قدرت بصورت بالقوّه در درون همه هست و ما باید آن را به فعل دربیاوریم .
* در پیام سفر اول از بند عشقی میان شما و قدرت مطلق صحبت می شود ؛ این بند عشق چیست و آیا این بند عشق بین شما و قدرت مطلق برقرار شده و آن را حس کرده اید ؟
خیلی از جاها این بند عشق دیدنی است و خیلی جاها هم دیدنی نیست اما این بند عشق قطعا" وجود دارد . انسانی که درگیر اعتیاد می شود ، این بند عشق را با نیروهای شیطانی پیوند می زند و تحت تأثیر فرامین آنهاست و زمانی که از وادی اعتیاد بیرون می آید ، تمام این بندها که به آن نیروهای منفی است پاره می شود و وقتی پاره شود ( چون هستی بر پایه اضداد است ) قطعا" شخص وارد نور می شود و به سمت نیروی مثبت و الهی کشیده می شود . بنده به شخصه بزرگی خدا را بارها و بارها در زندگی دیده ام و حس کرده ام و آن نیرو را در لحظه های مختلف تجربه کردم و قطعا" هر انسانی آن را دیده و تجربه کرده است .
* بعضی از افراد در کنگره از راهنمایشان " بت " می سازند ؛ آیا این کار درست است ؟ مگر راهنمای بد هم وجود دارد چرا راهنماها از هم حمایت می کنند ؟
راهنماها باید از هم حمایت کنند چراکه شما اگر پدر یک خانواده باشی و فرزندت با فرزند همسایه درگیر شده باشد و پدر او برای شکایت نزد شما بیاید ، شما حتی اگر فرزندت مقصر باشد از فرزند خودت حمایت خواهی کرد . در کنگره هم همینطور است و اگر این همبستگی و اتحاد نباشد ، سنگ روی سنگ بند نمی شود و سیستم از هم پاشیده می شود و همچنین اگر افراد یک لژیون هوای همدیگر را نداشته باشند ، آن لژیون دیگر لژیون نیست . چون هیچ قدرتی نمی تواند از بیرون ، کنگره و لژیون و یا یک فرد را نابود کند و تنها چیزی که باعث می شود که اینها به سمت نابودی کشیده شوند ، در مورد بت ساختن نظر من این است که ؛ راهنما یک بت نیست و تنها یک چراغ راه است که می تواند فرد را در مسیر درمان اعتیاد هدایت کند تا به رهایی برسد و در سفر دوم هم بر مبنای تجربیاتی که دارد و آموزشهایی که می دهد می تواند گره گشای او باشد .
* کنگره 60 از 10 سال پیش که شما وارد کنگره شدید تاکنون چه تفاوتهایی کرده است ؟
کنگره هم از لحاظ علم و هم از لحاظ عملکرد این چند سال و تعدا نفرات خیلی تفاوت کرده و علم کنگره 60 با یک سرعت فوق العاده ای در حال حرکت است و خیلی از ما و شخصا" خود من نمی دانم چه اتفاقی در کنگره در حال رخ دادن است و هنوز نمی دانم که این مسیر به کجا می رسد و در آینده وسعت کنگره چقدر خواهد بود و اینها همه نیازمند دست بدست هم دادن تمامی اعضای کنگره است و هرکس در هر جایگاهی که هست باید این را درک کند که من روزی بعنوان یک مصرف کننده وارد کنگره شدم و همانطور که دیگران به من کمک کردند و تجرباتشان را در اختیار من گذاشتند ، من هم باید دینم را ادا کنم تا دیگران هم به رهایی برسند و به نظر من ؛ بالاترین خدمت در کنگره ، همان جایگاه کمک راهنمایی است .
* حرف آخر ؟
" خود کرده را تدبیر هست "
این سفره برای همه باز است و باید خواسته آن درون شما وجود داشته باشد و برای رسیدن به آن تلاش کنید و قدم بردارید . تشکر می کنم از همه دوستان و انشاءالله موفق باشید .
ما هم از آقای علی جلالی بسیار سپاسگزاریم که وقت خود را در اختیار ما قرار دادند و با صبر و حوصله تمام به پرسشهای ما پاسخ گفتند . برای ایشان آرزوی تندرستی و شادکامی داریم .
شاد باشید


این وبلاگ بعنوان اولین وبلاگ گروهی کنگره60 از طرف بچه های لژیون آقای حسن بابائی راه اندازی شده و قصد دارد در زمینه " آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد " حرف های تازه ای رو برای تمام عزیزانی که به نوعی درگیر اعتیاد هستند بزند. ما دانستیم که توانستیم، شما نیز بدانید که می توانید