آشنایی بیشتر با اعضاء کنگره 60 . . .
" چگونه اعتیادم را ترک کردم؟ (یک ازدواج آتشین) "
اعتیاد،
داستان تلخ زندگی انسانهایی است که خود را پای آتش پیر میسازند، در جهنم
تخدیر میسوزند، ندای باطنی خود را به گوش انسانهای سالم و بیدار
میرسانند و آنها را به نجات و دستگیری خود فرامیخوانند هر چند که نواهای
آنان دیرتر آغاز گردیده است و این دعوت خالصانه ایست از جوانان و افراد
سالمی که گاهی درباره اعتیاد میاندیشند و هیجانات دوران بلوغ و تبلیغات
مسموم، دود اعتیاد را با مشام آنان نیز مأنوس میسازد. البته ذکر است که
تلفات مواد مخدر تنها اجتماع مینالد بلکه این پودرها و گره ای سفید در
کشورهای مختلف جهان رخنه کرده است و از هر هزار نفر بیش از یک نفر قربانی
آن به شمار میآید. خطر شیوع و گسترش در حدی است که پارهای از کشورها برای
مقابله با آن در کشورهای خود شورای نظامی ترتیب دادهاند.
حسن بابائی جوان 38 سالهای است که مدتهای مدیدی، اسیر این غول خانمانسوز بوده است. او میگوید:
متأهل، دارای یک فرزند، دانشجوی رشته IT و ساکن تهران هستم. سابقه مصرف موادم به هجده سالگیام بر میگردد و قبل از آن هیچ آشنایی ای با مواد مخدر نداشتم چون حتی سابقه مصرف سیگار در خانواده نداشتم. بچه شرق تهران بودم و مصرف کننده زیادی میدیدم. در هجده سالگی که برای دیپلم و دانشگاه آماده میشدم خیلی اتفاقی با یکی از دوستانم قرار شد برای کاری برویم و در آن جا دوستم پیشنهاد مصرف مواد را داد و از همان جا استارت اولیه و مصرف موادم خورده شد.
گفتوگوی خواندنی آرامش برتر را با این جوان بخوانید:
- در حال حاضر چه شغلی دارید؟
کارشناس فروش یک شرکت هستم.
- چطور شد که گرفتار مواد مخدر شدید؟
معمولاً
افراد دلایل مختلفی را ذکر میکنند اما دلیل من ناآگاهی بود. الآن که من
به رهایی رسیدم مطمئنم بزرگترین دشمن ما جهل و ناآگاهی است چون پدرم یک
مهندس بود و من بچهای کنجکاو و پر انرژی بودم. در مورد مقوله اعتیاد هم
زیاد میشنیدم و میخواندم اما در آن زمان هیچکدام از سریالها بحث
محتوایی و آموزشی نداشت و من نیز به علت کنجکاوی و ناآگاهیام به مواد روی
آوردم.
به
قول بعضیها اول تفننی و تفریحی شروع کردم ولی من معتقدم این کاملاً
بیمعنی است، مثل این است که بگویم من دزد نیستم اما هفتهای یکبار برای
تفریح دزدی می کنم یا قاتل نیستم و در واقع بیکاری ماهی یکبار آدم میکشم !
من هم نامزدیام با مواد را شروع کردم و این نامزدی منجر به پیوند من و
مواد شد و فرزند ناخواسته و نامشروع ما یعنی اعتیاد به وجود آمد.
- چقدر اعتیاد روی روابط اجتماعی و خانوادگیتان تاًثیر گذاشته بود؟
من
همیشه فکر میکردم اعتیاد یعنی ظاهر شلخته و کسانی که کنار جوی آب
میخوابند و به اصطلاح کارتون خواب هستند فقط معتادند، اما اعتیاد حتی با
ظاهر مرتب و با بوی عطر و ادکلن آدم را تبدیل به انگل جامعه میکند. من؛
دوستان، کار و موقعیت اجتماعی خود را از دست دادم.
- چه مدت گرفتار اعتیاد بودید؟
نزدیک به یک دهه و نیم از جوانی و عمرم را صرف اعتیاد کردم.
- چطور شد که تصمیم گرفتید با اعتیاد خودتان مبارزه کنید؟
چون
مواد در همان چند روز اول انرژی زیادی به آدم میدهد و از مصرف آن شاد و
پر انرژی هستید اما بعد سیستم ضد درد و مرفین ساز بدن با مواد اولیه آماده
مواجه میشود و اعتیاد به وقوع میپیوندد.
این
اتفاق برای من هم افتاد و من هم با وقوع آن به دنبال راه چاره بودم.
روشهای کاملاً سنتی تا مدرن را در سال 1378 امتحان کردم. آخرین روشی که
امتحان کردم روش «فوقالعاده سریع» بود ولی بیفایده بود.
تا
یک مستند از تلویزیون پخش شد که خیلی جالب بود و من کنگره 60 را در سال
1379 پیدا کردم و دیدم مقوله بازی و اعتیاد در این جا متفاوت از همه جا
است. یک تیپ منظم درمانی دارد که کاملاً رایگان است. اینها رابطه بین
انسان و مواد را میشناسانند و پیوند نامشروع را قطع میکنند و این کار در
طی یک دوره ده الی یازده ماهه انجام میشود. من در کنگره اقدام کردم و بعد
از یک دوره ده، یازده ماه و گذراندن یکسری آزمونهای سلامتی و ورزشی در حال
حاضر راهنمایی برای درمان دیگر معتادان هستم و نزدیک هفت سال است که از
رهاییام میگذرد. ما در کنگره مسئولیتپذیری اعمال خود را یاد میگیریم
... یک سال بعد از رهایی اقدام به ازدواج کردم. آشنایی من با همسرم جالب
بود، ایشان دانشجوی مددکاری در حوزه اعتیاد بود و برای پایاننامه کار
انجام میداد. وقتی که باهم آشنا شدیم فکر نمیکرد من زمانی مصرفکننده
بودهام و به عنوان راهنما ایشان را در این حوزه راهنمایی کردم.
- از زمانی که ترک کرده و پاک هستید رفتار اطرافیان با شما و نگرش خودتان به اطراف چه تغییری کرده است؟
از
نظر خودم با تکتک سلولهایم بابت تکتک ثانیهها خدا را شکر میکنم و
معتقدم تمام ثروتهای دنیا با یک دقیقه رهایی من برابری نمیکند. نگاهم عوض
شده و این آرامش و موقعیت خوب اجتماعی و تحصیلاتی را در طی آن زمانها به
خاطر مصرف مواد از دست دادم. من در زمان مصرفم همه موقعیتها را از دست
دادم و به عنوان دیپلم ردی به خدمت سربازی رفتم و انگیزهای نداشتم ولی بعد
از کنگره دیپلمم را گرفتم و الآن در رشته فناوری اطلاعات مشغول درس خواندن
هستم و قدر همسر و پسرم و زندگیام را میدانم. آن زمان من هیچ ماهیت و
شخصیتی نداشتم ولی الآن برای رهایی به دیگران کمک میکنم. نگاه جامعه هم
عوض شده، همه روی من حساب میکنند و جایگاهم تغییر کرده. در حال حاضر بر
این اعتقاد هستم که شاید مصاحبه و عکس بتواند به یک نفر یک پیام برای رهایی
بدهد.
مواد
در همان چند روز اول انرژی زیادی به آدم میدهد و از مصرف آن شاد و پر
انرژی هستید اما بعد سیستم ضد درد و مرفین ساز بدن با مواد اولیه آماده
مواجه میشود و اعتیاد به وقوع میپیوندد. این اتفاق برای من هم افتاد و من
هم با وقوع آن به دنبال راه چاره بودم.
- و سخن آخـــــر؟
خدایی نکرده حرفهای من برای کسانی که دچار مقوله اعتیاد نشدهاند شبهه به وجود نیاورد که می روم و مصرفم را میکنم و جایی مثل کنگره 60 درمان می شوم. نه اینطور نیست! خیلیها که با من شروع کردند الآن در بهشتزهرا هستند. من هم خیلی از موقعیتها مثل کار و جوانیام و ... را از دست دادم. شخصی که دچار اعتیاد شود خود و هر چه را که در اطراف دارد میسوزاند. به کسانی که تجربه نکردند میگویم خواهر و برادر من اگر جایی برای تفکر دارید دست به این آتش نزنید، راه برای لذت بردن از زندگی زیاد است ولی کسانی که اعتیاددارند اصلاً ناامید نشوند، ناامیدی فرمان شیطان است. با جایی مثل کنگره60 و اراده خود اقدام به درمان کنید و خدا هم کمک میکند.
این وبلاگ بعنوان اولین وبلاگ گروهی کنگره60 از طرف بچه های لژیون آقای حسن بابائی راه اندازی شده و قصد دارد در زمینه " آموزش، پیشگیری، مهار و درمان اعتیاد " حرف های تازه ای رو برای تمام عزیزانی که به نوعی درگیر اعتیاد هستند بزند. ما دانستیم که توانستیم، شما نیز بدانید که می توانید